در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نماینده دادستان تهران درباره این پرونده میگوید: مدارک موجود در پرونده نشان میدهد درگیری به خاطر یک دختر بود که با یکی از متهمان پرونده ارتباط داشت. آنطور که تحقیقات نشان داده، این دختر با کیانوش که در این پرونده به شرکت در نزاع متهم است، ارتباط داشت. کیانوش و دوستانش برای اینکه رقیب عشقی را از میدان به در کنند، سراغ جوانی به نام پویان رفتند. پویان نیز با دوستش شهرام در این درگیری حاضر شد که در نهایت وارد آوردن ضربه چاقو به صورت مهرداد باعث نابینایی او میشود. مهرداد و کسانی که با او در این درگیری بودند، میگویند ضارب شهرام است و خودشان به چشم دیدهاند که او باعث کورشدن مهرداد شده است.
نماینده دادستان میگوید: تحقیقاتی که دادسرا انجام داد، نشان میدهد شهرام بعد از اینکه همراه دوستش در این درگیری حاضر شد، بعد از درگیری لفظی به سمت مهرداد حمله کرد و او را کتک زد سپس با زدن چاقو به چشم این جوان باعث خونریزی شدید از ناحیه چشم مهرداد شد. شهرام بعد از اینکه متوجه آسیب جدی مهرداد شد، محل را ترک کرد و دوستان مهرداد او را به بیمارستان رساندند اما تلاشهای کادر درمانی نتیجهای نداشت و در نهایت چشم مهرداد تخلیه شد.
علاوه بر شکایت مهرداد مبنی بر اینکه ضارب شهرام است، شاهدانی نیز در صحنه حضور داشتند که گفتههای او را تائید کردهاند، اما دادستانی فقط به این موضوع اکتفا نکرده و مدارک بیشتری را جمعآوری کرده که در پرونده آمده است. شهرام بلافاصله بعد از زدن این ضربه به صورت مهرداد از محل فرار کرد و 20 روز مخفی شد، اما سرانجام ماموران او را بازداشت کردند. او موضوع درگیری را انکار نکرده و البته مدعی شده مهرداد خودش مقصر نابیناییاش است چون خودش را به جوی آب انداخته و صدمه ناشی از آن باعث چنین اتفاقی شده است، در حالیکه تحقیقات نشان داده ادعای مهرداد با واقعیت منطبق است ضمن اینکه اگر شهرام کاری نکرده بود، مخفی نمیشد.
به هر حال ما مستندات خودمان را که شامل شکایت شاکی، نظریه پزشکی قانونی مبنی بر وارد شدن ضربه به چشم شاکی و همچنین شهادت شهود است، به دادگاه ارائه کردیم و در کیفرخواست نیز ذکر شده است نظر دادسرا، شهرام در کور کردن چشم مهرداد مجرم است و برای وی درخواست مجازات شده است البته این پرونده، متهمان دیگری هم دارد که متهم به نزاع دسته جمعی هستند و کیفرخواست علیه آنها هم صادر شده است.
ضربه با چاقو
مهرداد، روایت خودش را از این ماجرا دارد. او میگوید ضربه چاقو را شهرام به او زده است و تا زمانی که حکم قصاص اجرا نشود، رضایت نمیدهد.
او میگوید: شهرام و دوستش پویان، شب با موتور مقابل خانه ما آمدند. آنها میخواستند دعوا کنند. من داشتم با چند نفر از دوستانم جلوی در صحبت میکردم. پویان مزاحم دختر مورد علاقه یکی از دوستانمان به نام کیانوش شده بود. قرار بود ما با پویان صحبت کنیم تا دیگر این کار را نکند.
من به کیانوش قول داده بودم درگیری ایجاد نشود و این کار با آرامش صورت بگیرد. همینطور که داشتم با دوستان صحبت میکردم و به کیانوش میگفتم که موضوع را حل میکنیم، یکدفعه دیدم مهرداد و پویان آمدند. قبل از این موضوع ما تلفنی با هم صحبت کرده بودیم و دوستم به پویان گفته بود از رفتارهایش دست بردارد.
ما هم فکر میکردیم این موضوع تمام شده است، اما وقتی شهرام و پویان به ما حمله کردند، متوجه شدیم آنها طور دیگری برداشت کردهاند. شهرام به سمت من آمد و با عصبانیت کتکم زد من هم از خودم دفاع کردم و شروعکننده دعوا نبودم، مجبور شدم وارد درگیری شوم.
بعد یکدفعه شهرام از زیر لباسش چیزی شبیه قمه یا بهتر بگویم قداره بیرون کشید و به سمت من حمله کرد و با آن ضربهای به صورتم زد. سرم گیج رفت. چشمم سوخت و درخواست کمک کردم. دو ضربه بعدی را به پشتم زد، آنقدر گیج درد چشمم بودم که متوجه درد بعدی نشدم و فقط فهمیدم چیزی پشتم را برید.
دوستانم مرا به بیمارستان بردند. دکترها خیلی تلاش کردند، اما نتوانستند کاری بکنند. من خیلی جوان هستم و در این سن کور شدهام. زندگیام خراب شده و نمیتوانم کاری بکنم.
شاکی درباره این ادعای شهرام که میگوید او و دوستانش چاقو داشتند، توضیح میدهد: این حرف را قبول ندارم ما چاقو نداشتیم. ما جلوی در خانه خودمان بودیم. پویان چاقو داشت. او و مهرداد برای دعوا آمده بودند و به ما حمله کردند.
وقتی مرا زدند، خودزنی هم کردند البته من آن لحظه به زمین افتادم و متوجه دور و اطرافم نبودم، ولی بچهها میگفتند پویان خودش را با چاقو زد بعد هم از آنجا رفت، ما چاقویی نداشتیم که آنها را بزنیم.
البته این را هم بگویم من حتی اگر چاقو هم داشتم، با توجه به ضرباتی که خورده بودم، اصلا نمیتوانستم کسی را بزنم. اگر میتوانستم این کار را بکنم که چشمم را از دست نمیدادم. حالا هم حاضر نیستم کوتاه بیایم. از وقتی کور شدهام، زندگیام تغییر کرده است.
شهرام باید تاوان کارش را بدهد او اصلا تنبیه نشده و حتی به من میگوید تو دروغ میگویی. من روزهای زیادی در بیمارستان بستری بودم و او و خانوادهاش حتی یکبار هم حاضر نشدند از من عذرخواهی کنند.
شهرام میتوانست خودش را قاطی این مساله نکند. میتوانست ما را از هم جدا کند اما به این درگیری دامن زد و باعث شد کور شوم. حالا هم باید مجازات شود.
این ادعاها صحت ندارد
شهرام، گفتههای نماینده دادستان را نمیپذیرد و کیفرخواست را درست نمیداند. او حتی تاکید میکند گفتههای شاهدان را هم قبول ندارد و میگوید فقط در زمان وقوع نزاع از محل حادثه رد میشد. او میگوید: من اصلا متوجه نشدم ماجرا چیست. البته طرفین درگیری را میشناختم، اما اصلا قصد نداشتم وارد دعوا شوم.
آن شب داشتم سرکار میرفتم؛ چون راننده هستم شبها هم کار میکنم. دیدم دعوا شده و بگومگوست، گفتم زشت است این کار را نکنید موضوع فقط همین بود. بعد هم از آنجا دور شدم من اصلا با کسی درگیر نشدم. مهرداد خودش با دوستانش درگیر شد.
وقتی به آنها تذکر دادم، گفتند به تو ربطی ندارد من هیچ چیز نداشتم که بخواهم با آن به مهرداد ضربه بزنم، اما مهرداد و دوستانش چاقو و چوب داشتند. من یک فرد متاهل هستم و اصلا در این درگیری نقشی نداشتم فقط یک تذکر دادم آن هم به این دلیل که دیدم در کوچه درگیری ایجاد شده است و زن و بچه مردم آنجا زندگی میکنند. آن اتفاق اصلا به من ربطی نداشت. بعد از دادن تذکر از آنجا رفتم.
او درباره اینکه چرا فرار کرد، میگوید: من اصلا خبرنداشتم چه شده است البته آن لحظه که داشتم میرفتم، دیدم مهرداد داخل جوی آب افتاد اما نفهمیدم او ضربهای خورده است. ضمن اینکه اصلا فراری نبودم. من کار میکردم و مدتی هم به مسافرت رفته بودم. وقتی به خانه برگشتم، به من گفتند پلیس دنبال توست و بعد هم بازداشتم کردند.
موضوع هیچ ربطی به من نداشت و من در هیچ جایی اعتراف نکردم که کور کردن مهرداد، کار من بود. هیچ وسیلهای مثل چاقو هم نداشتم. اصلا این کارها در شأن من نیست. زن و بچهدار و خانوادهدار هستم و مرا چه به اینکه بخواهم به خاطر دختر مورد علاقه کسی، دعوا کنم. این اتهام را قبول ندارم. در این مدت هم بارها گفتهام مرا اشتباهی متهم کردهاند. خانواده مهرداد از من پول میخواستند تا رضایت دهند، اما من قبول نکردم، چون جرمی مرتکب نشدهام.
مرجان لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: