jamejamonline
سیاسی عمومی کد خبر: ۶۴۷۳۰۸   ۲۹ بهمن ۱۳۹۲  |  ۰۸:۵۳

طنز در روزنامه های کشور کم پیدا می شود و این یعنی روزنامه ها کم لبخند می‌زنند و آنها که روزنامه می‌خوانند هم به تبعیت از رسانه محبوب شان کمتر می خندند. حکمت ستون روزنامه خندان، در این است که طنز همه روزنامه های کشور را جمع کنیم و در جام جم آنلاین برسانیم به دست تان تا هر صبح، دستکم در اینترنت گردی روزانه، لبخندی روی لب تان بنشیند.

خرس قهوه‌ای یا شیرماهی کودن؟ مساله این است...

کیهان : نشانه

گفت: عضو مرکزیت یکی از گروه‌های مدعی اصلاحات گفته است، نامزد شدن هاشمی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 یک اشتباه بزرگ بود.
گفت: عضو مرکزیت یکی از گروه‌های مدعی اصلاحات گفته است، نامزد شدن هاشمی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 یک اشتباه بزرگ بود.
گفتم: خب! چرا؟!
گفت: ایشان می‌گوید، اعتماد بی‌اساس هاشمی به پایگاه مردمی خویش باعث ورود او به انتخابات شد و شکست ایشان را ضربه‌ای به اصلاحات می‌داند.
گفتم: حالا مگر نامزد رسمی اصلاح‌طلبان در انتخابات 84 رأی آورده بود؟!
گفت: نامزد مورد حمایت اصلاح‌طلبان معین بود که حتی به دور دوم هم نرسید.
گفتم: سرگروهبان در میدان تیر، تفنگ را از دست یک سرباز که تیرهایش به خطا می‌رفت گرفت و گفت؛ حالا خوب دقت کن! و تیری شلیک کرد که اصلا به تخته نشانه هم نخورد! بعد رو به سرباز کرد و گفت؛ متوجه شدی؟! تو اینطوری تیراندازی می‌کردی!!

سیاست روز : خرس قهوه‌ای یا شیرماهی کودن؟ مساله این است...

در کدام یک از جملات زیر واژه "سیاه نمایی" وجود دارد؟
الف) دبیرکل خانه کارگر: ایران در حال حاضر پس از اتیوپی بیشترین تورم دنیا را دارد و با نوعی ابرتورم مواجه است.
ب) وزیر بهداشت: توسعه کمی ایجاد شده در زمینه آموزش پزشکی مثل توسعه دهاتی است که نام شهر را بر آن گذاشته‌اند.
ج) عضو کمیسیون تلفیق: در صورت اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها و کسب درآمد ۵۹ هزار میلیاردی دولت از محل افزایش قیمت حامل‌های انرژی شاهد افزایش ۷۰ درصدی قیمت سوخت و سایر حامل‌های انرژی خواهیم بود
د) معاون وزیر علوم: ما حق نداریم به کسی که سیگار می‌کشد انگ معتاد بزنیم و اگر ما شاخص‌هایی را به نادرستی برای خود مطرح کنیم و بگوییم که اعتیاد در دانشگاه‌ها زیاد است همان سیاه‌نمایی است.

جراید: مدیر روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران از آتش‌سوزی گسترده در ساختمان ۶ طبقه و کشته شدن سه نفر خبر داد.
به نظر شما کدام یک از گزینه‌های زیر مقصر اصلی این تلفات به حساب می‌آید؟
الف) فندک آشپزخانه.
ب) سفیر نایروبی در فنلاند.
ج) نردبان آتش‌نشانی.
د) خبرنگاران.

یک نماینده مجلس: خرس نماد نفهمی است و انتخاب خرس قهوه‌ای به عنوان نماد استان را توهین‌آمیز می‌دانم.
به نظر شما کدام یک از جانوران زیر نماد اصلی نفهمی به شمار می‌روند.
الف) خر.
ب) جیگر.
ج) پدر پسر شجاع.
د) شیرماهی کودن.

نقطه‌چین زیر را با یکی از گزینه‌های مناسب زیر پر کنید.
علی‌آبادی: ساعت ده شب به محمد مایلی‌کهن زنگ زدم و گفتم ...
الف) بریم فرحزاد قلیون بکشیم.
ب) بیا بریم کوه کدوم کوه همون کوهی که آهو ناز داره آی بله!
ج) بیا که بریم به مزار آقا محمد جان!
د) بیا و سرمربی تیم ملی شو!

تهران امروز : نزدیک به سبکی که آن مرد از خودش به در کرده بود!

آن مرد آمد

آن مرد با سبد آمد

مردی که با خودش سبد آورد

باعث شد که مردی مُرد

به عبارت دیگر آن مرد،بد آورد

عده ای هم گفتند؛مردی که سبد آورد

بد آورد!

یکی گفت:آن مرد، بد سبد آورد

یکی هم گفت:آن مرد، سبدِ بد آورد

به هر حال

سبد که آمد چیزهای بد هم آمد

اما مردم هول شدند و گفتند؛خوب شد،سبد هم آمد

و در نتیجه، چه این مرد و چه آن مرد

کسی نباید بد می‌آورد و بد آورد

یکی گفت؛اصلاً چه دلیلی داشت که آن مرد سبد آورد

یکی هم گفت؛سبد کلاً چیز بدی نیست

مخصوصاً وقتی هیچ کجا سبدی نیست

اما مردی که سبد آورد سبد را خیلی بد آورد

وگرنه دستش درد نکند از این که سبد آورد

و باز هم دستش درد نکند

که بعد از این بد آوردن

در باره ی سبد آوردن

-کوتاه آمد و-

با صدای بلند

از بازماندگان صف سبد

که مانده بودند در کف سبد

عذر خواهی کرد.

حالا،بچه ها بنویسید،نقطه سر سطر

در این هوای سرد با وجود کمبود چتر

فکر نکنید که کم آمد

برف آمد،برف سنگینی هم آمد

برادر همین مردی که در ماجرای سبد

قدس : مش غضنفر و سبد کالا

از بِچِّگی فِکِر مِکِردُم وَختی داشتَن شامس بینِ مردم پخش مِکِردَن، .... مو تو دَست به آبی جایی بودُم که ایقذَر بَدشامسُم ولی وَختی بِزِم گفتن به مویمَ سِبد کالا تعلق مِگیره فهمیدُم هَمچی بَدشامسَم نیستُم. وَختی شُنُفتُم سَبَدارِ مِدَن، آدرسِ اونجه ها که سِبد پخش مِکِردَن رِ وَرداشتُمُ بِرِیکه هَرچی بِزِشا زنگ زدُم هیچکه گوشی رِ وَرنِداشت که جوابُم رِ بِده، خودُم وَرخاستُم کِلّه کِردُم سمتِ یَکی از آدرِسا. اونجه که رسیدُم دیدُم یَک بَلکِ کاغذ چِسپونده به شیشَش که اینجه سِبدِ کالا نِمِدِم. واز کِلّه کِردُم به آدرسِ بعدی.
اونجه یَم نیویشته بود ما سِبدِ کالا نِدِرِم. آدرسِ بعدی که رفتُم دیدُم نیویشته فِقط یَکدوقلمِش رِ دِرِم. او آدرس بَعدیَم که رفتُم دیدُم یَک صَفی داشتِگ از مِشَد تا طُرقِبه. خُلِصه ایقذَر هَمّه آدرسارِ رفتُم تا بِلخِره یَکجارِ پیدا کِردُم که هَم هَمّه جِنسایِ سِبد رِ داشتِگُ هَمَم از باقیه جاها خِلوت تَر بود. تازَش هَمی که از هَمّه خِلوتتَر بود یَک 3ساعتی تو صف واستادُم تا بِلخِره نوبتُم رَفتُ یَکدوتا نایلون جنسِ بُنجُل بُدونِ سِلّه بِزِم دادَن که وَختی حساب کِردُم دیدُم پولِش اَندِزه کرایه رفتُ وَرگَشتُم بیشتر نِرَفتِ.
حالا مو یِ مَش غضنفر موندُم خداوکیلیش ارزشِ هَمی وَختُ پولی که مردم بِرِیِ گیریفتنِ ای سِبد کالا صرف کِردن رِ اگِر لوکّه کُنی، یَک عالَم بیشتر از قیمتِ ای سِبدایِ کالا نِمِره؟!

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

نیازمندی ها