تجربه 2 دهه اخیر تلویزیون نشان داده که افراد متخصص در حوزه کمدی آثار موفق​تری می​سازند

آثار کمدی؛ انحصارطلبی و تجربه‌گرایی

این‌که ساخت و تولید یک اثر کمدی نمایشی چه ویژگی‌های باید داشته باشد یا مثلا چقدر تلویزیون به تولید این آثار نیازمند است، بحثی است که قرار نیست در این یادداشت به آن بپردازیم. گاهی باید به فرآیند تولید این آثار و طبقه‌بندی‌ها و گرایش‌هایی که در این حوزه وجود دارد نیز ورود کرد و از این منظر به آن نگریست که آیا تولید این آثار نباید سویه تخصصی پیدا کند و هنرمندانی در این عرصه تربیت شوند که به شکل ویژه به طنز و کمدی پرداخته و هویت منسجمی به آن ببخشند؟
کد خبر: ۶۴۰۶۳۱

در سال‌های اخیر چه در حوزه سینما چه تلویزیون شاهد ظهور کارگردانان، فیلمنامه‌نویسان یا بازیگرانی بودیم که به دلیل جاذبه کمدی و تعداد زیاد مخاطبانی که این گونه دارد، شانس خود را در این ژانر امتحان کرده‌اند شاید که موفق شوند نام خود را در ردیف کمدی‌ساز‌ها ثبت کنند. چه بسا مجموعه‌های طنزی که با توجیه تجربه‌گرایی فیلمساز یا بازیگر به هدر رفتن سرمایه و وقت مخاطب منجر شده و نتیجه بخش نبوده است.

البته این به آن معنا نیست که ساخت مجموعه‌های طنز باید در انحصار عده ‌‌خاصی باشد و دیگران نتوانند در این حوزه وارد شوند. انحصارطلبی هم در این حوزه آسیب جدی است که مانع از بروز خلاقیت و نوآوری و بروز و ظهور ایده‌های تازه می‌شود. انحصارگرایی و تجربه‌گرایی مطلق هر دو به تولید کمدی‌های قابل قبول و اثربخش لطمه می‌زند.

گاهی هم شاهد نمایش آثاری هستیم که بین کمدی و جدی سرگردان هستند. فیلمساز، نویسنده و بازیگرانی هم پیدا می‌شوند که دچار چنین وضعی هستند. شاید عرصه نمایش و بازیگری محدود به نقش یا ژانر خاصی نباشد و این هم حق هنرمند و هم اقتضای این حرفه باشد که بتواند گونه‌های مختلفی را تجربه کند، اما کمدی یک عرصه عمومی نیست که هر کس صرفا از سر کنجکاوی یا تجربه‌گرایی، ظرفیت‌های این ژانر را هدر بدهد.

این معادله گاهی بر مبنای عرضه و تقاضا نسبت با مخاطب رخ می‌دهد، به این معنی که بازار داغ مجموعه‌های کمدی و تقاضای بالایی که از سوی مخاطب و خود رسانه برای تولید این آثار وجود دارد، موجب می‌شود که گرایش افراطی به ساخت این آثار شکل بگیرد، بدون این‌که استعداد و توانمندی لازم در این باره وجود داشته باشد.

اما مساله این است که باوجود نیاز جامعه به طنز، مخاطبان نیز ذائقه‌های مختلفی دارند و باید به سلیقه‌های مختلف احترام گذاشت. آنچه در تولیدات آثار نمایشی تلویزیون گاهی به چشم می‌آید، استفاده نکردن از متخصصان حوزه طنز است.

در این شرایط کارگردان یا تهیه‌کننده گمان می‌کند از هر بازیگری می‌تواند برای کار کمدی استفاده کند یا هر نویسنده‌ای می‌تواند اثر طنز بنویسد. یکی از دلایل نبود خلاقیت یا شباهت این آثار به هم که موجب تکراری و ملال‌انگیزی آنها می‌شود همین نگاه و رویکرد است.

وقتی تماشاگر با تعدد مجموعه‌های طنز مواجه می‌شود، بالطبع تاثیرگذاری آن اثر نمایشی نیز کاهش یافته یا ممکن است به واسطه شباهت ساختاری و مضمونی، احساس تکراری بودن به مخاطب دست دهد که نتیجه آن جز ملال و دلزدگی نخواهد بود، اما بیش از همه اینها ساخت مجموعه‌های کمدی خنثی، منزلت و جایگاه کمدی را در نزد مخاطب پایین آورده و حتی سطح سلیقه و ذائقه او را متزلزل می‌کند.

تجربه دو دهه اخیر تلویزیون در حوزه کمدی‌سازی نشان می‌دهد معمولا کسانی که در این حوزه به شکل تخصصی و حرفه‌ای کار کرده‌اند و مخاطب نیز آنها را با مجموعه‌های طنز می‌شناسد موفق‌تر بوده و خود مخاطبان خواستار حضور آنها در حوزه کمدی هستند.

رسانه ملی گرچه باید از یک سو فضا را برای ورود افراد تازه نفس در حوزه طنز و کمدی باز بگذارد، اما این فضاسازی نباید به معنای واگذاری مطلق یا وادهی باشد که سطح کیفی تولیدات کمدی را نازل کرده و بالطبع سلیقه مخاطب را پایین آورد.

فیلمنامه‌نویسی که هیچ تجربه و مهم‌تر از همه استعدادی در حوزه طنزنویسی نداشته یا کارگردانی که دکوپاژ و میزان یک ساختار کمیک را نمی‌شناسد چگونه می‌تواند رضایت مخاطب را جلب کرده یا خنده بر لبش بنشاند؟

مروری اجمالی به آثار ماندگار و خاطره‌انگیز در حوزه کمدی تلویزیونی نشان می‌دهد همواره نام‌های آشنا دراین حوزه توانسته‌اند مخاطب را پای تلویزیون بنشانند. البته این یک حکم مطلق نیست مثلا بازیگرانی بودند که همیشه در نقش‌های جدی ظاهر می‌شدند، اما با حضور در یک اثر کمیک و نقش کمدی توانستند استعداد خود را در این زمینه کشف کرده و پس از آن کسی آنها را در نقش‌های جدی، جدی نگیرد، مثل فتحعلی اویسی که پس از بازی در مجموعه طنز «بدون شرح» به عنوان یک کمدین شناخته شد.

نسبت بین بازیگری و ژانر کمدی بحث مفصلی است که شاید نیازمند تحلیل مستقلی باشد. با این حال باید گفت هر بازیگر صرفا به دلیل هنرپیشه‌بودن مناسب حضور در آثار کمدی نیست. حتی کمدی موقعیت که ممکن است به بازیگر کمدی نیاز نداشته باشد، اما باید جنس بازی او به گونه‌ای باشد که به شکل‌گیری موقعیت طنز کمک کند.

به نظر می‌رسد باید یک نوع بازنگری نظری و عملی درحوزه کمدی‌های تلویزیونی اتفاق بیفتد تا دست‌کم تعریف مشخصی از مولفه‌های طنز تلویزیونی چه ازحیث اجرا و کارگردانی و چه از نظر فیلمنامه‌نویسی و بازیگری در این حوزه ارائه شود تا کمدی تلویزیونی به عنوان یک حوزه تخصصی نمایشی به رسمیت شناخته‌شده و یک نوع استانداردسازی رسانه‌ای اتفاق بیفتد. بازیگری هم امروز مثل هر حرفه و رشته دیگری تخصصی‌شده و کمدین‌بودن کــار هر کسی نیست. باور کنیم کمدی سخت‌ترین ژانر نمایشی است که نباید آن را شوخی گــرفت.

سیدرضا صائمی / جام​جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها