چرا هر وقت فیلمی مورد توجه قرار نمیگیرد میگویند فیلمنامهاش ضعیف است؟
به همان دلیل که هر وقت هواپیمایی سقوط میکند، میگویند خلبانش مقصر است!
خیلی از فیلمنامهنویسان معتقدند که امروز نگاه تخصصی نسبت به فیلمنامه جای خود را به نگاه سلیقهای داده است. شما با این نظر موافقید؟
خیر. چه زمانی نگاه تخصصی به فیلمنامهنویسی حاکم بوده که حالا جایش را به نگاه سلیقهای داده باشد؟ ما که از قدیمیهای فیلمنامهنویسی محسوب میشویم چنین چیزی یادمان نمیآید.
چرا برخی از فیلمنامهها که واقعا ظرفیتی برای یک داستان خوب و قابل تامل ندارند تولید میشوند و در برخی دیگر که قصه خوبی دارند، ضعف در پرداخت فیلمنامه آزاردهنده میشود؟
وقتی از داستان خوب حرف میزنیم از چه حرف میزنیم؟ بهتر نیست مصداقی صحبت کنیم؟ من که با ویکیلیکس در ارتباط نیستم تا پشت پرده ساخت فیلمها و سریالها را افشا کنم.
در کشورهایی که صاحب صنعت سینما و تلویزیون هستند، این امری رایج است که فیلمنامهنویس از منابع ادبی بومی خود و دیگر ملل ارتزاق کند، چرا در کشور ما عملا این اتفاق نمیافتد؟
لطفا یک منبع ادبی بومی یا دیگر ملل به من معرفی کنید تا از این طریق ارتزاق کنم! بیزحمت جوری باشد که در عبور از شوراهای متعدد مردود نشود!
خیلیها راهحل مشکلات فیلمنامهنویسی را در ارائه کار کارگاهی یا گروهی میدانند. نظرتان درباره فیلمنامهنویسی گروهی چیست؟
مثل ازدواج میماند. باید سلیقه مشترک داشته باشید. اخلاقتان خوب باشد. متعهد باشید تا بتوانید بچهای را که قرار است به دنیا بیاورید و بزرگش کنید، خوب تربیت کنید! آخرش هم بچهتان به کارگردانی شوهر میکند و شما را ترک میکند. باید از خودگذشتگی داشته باشید!
و ممیزی در ضعف فیلمنامهها نقش دارد؟
به قول مسئولان سازمان اصلا ممیزی نداریم و همه خطوط قرمز ساخته و پرداخته ذهن نویسندگان است، بنابراین نمیتواند در ضعف فیلمنامهها تاثیری داشته باشد.
اکنون موقعیت فیلمنامهنویسان در تلویزیون را چگونه میبینید؟
آنهایی که کار میکنند دنبال طلبهایشان هستند و آنهایی که بیکارند دنبال تصویب کردن کارهایشان. هر دو گروه در بیپولی مشترکند. بودجه و برآوردها برای نگارش فیلمنامه هنوز هم با دلار 1200 تومان حساب میشود و شکر خدا در این بخش تورمی نداشتهایم.
بهناز وفاییوحدت