روایتی امروزی از یک داستان قرآنی

فیلم تلویزیونی «رنگ انتظار» به کارگردانی سیدمحسن میرحسینی و تهیه‌کنندگی سیدمحسن میرحسینی و فهیمه سلیمانی، کاری بود که جمعه گذشته از شبکه قرآن و معارف سیما پخش شد.
کد خبر: ۶۳۸۹۵۸

این فیلم‌تلویزیونی داستان دو پسربچه به نام‌ مجید و علیرضا را روایت می‌کرد که به خاطر خوشحالی بی‌بی، به دروغ می‌گویند پسرش رحمان ـ که دو سال از ناپدید شدن او می‌گذرد ـ پیدا شده و این دروغ، موجب به هم ریختگی روستا می‌شود. در این فیلم مینا جعفرزاده نقش بی‌بی، سولماز آقمقانی نقش نامزد رحمان و خواهر علیرضا، اردلان شجاع کاوه نقش برادر علیرضا و رابعه اسکویی نقش همسر برادر او را ایفا می‌کنند و محمد فیلی یکی دیگر از نقش‌های این فیلم تلویزیونی را  به عهده داشته است.

تم اصلی رنگ انتظار، حسادت است. اردلان شجاع کاوه که فرزند یکی از مقنیان صاحب‌نام روستاست، به‌دلیل ترس از ارتفاع نمی‌تواند جایگزین خوبی برای پدر باشد و به رحمان که در این کار بسیار خبره است، حسادت می‌ورزد تا جایی که پس از یک مجادله کلامی، او را که قرار است داماد خانواده شود، به درون یکی از قنات‌ها پرت می‌کند و از ترس مرگ او، چو می‌اندازد که رحمان به شهر رفته است.

با ناپدید شدن رحمان، نقشه قنات هم ناپدید می‌شود و کشاورزان و باغداران از فرط بی‌آبی، دست به آب دزدی می‌زنند و روستا در معرض خشکی و نابودی قرار می‌گیرد. قصه اصلی رنگ انتظار به بهانه دروغی مصلحتی آغاز می‌شود، اما کاملا با قصه یوسف پیامبر منطبق است و می‌توان گفت یکی از بهترین و دقیق‌ترین برداشت‌های تلویزیونی ـ سینمایی از این ماجراست که هم کاملا معاصر و هم منطبق با کهن الگوهای تاریخی برگرفته از این داستان قرآنی است. رنگ انتظار از شخصیت‌پردازی بسیار خوب و به تبع آن بازی‌های پخته و درستی برخوردار است که این موضوع اخلاقی را در قالب یک داستان گیرا نمایش می‌دهد.

یکی از خصوصیات مثال‌زدنی این فیلم تلویزیونی، پایان باز آن است که گرچه سرنوشت رحمان و انتظار بی‌بی در این پایان‌بندی مشخص نمی‌شود، اما تحول شخصیت برادر علیرضا را به دنبال دارد.

رها کیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها