بگذارید از آخرین وقایعی که در مجلس افتاده، شروع کنیم. شما ماجرای سخنان آقای مطهری را چگونه ارزیابی میکنید. حق با چه کسی است؟
در این مورد همه چیز گفته شده است. رئیس مجلس براساس برداشت مجلس از آییننامه قانون نظارت بر رفتار نمایندگان و اصل 86 سخن گفته است. حتی نایبرئیس مجلس تعریف دیگری داشت ولی رئیس مجلس با صراحت در این خصوص صحبت کرد. از آن سمت رئیس محترم قوه قضاییه براساس تفسیر شورای نگهبان از این موضوع، موضع متفاوتی داشت. میدانیم که تفسیر قوانین عادی با شورای نگهبان است. البته من در آن تفسیر از سال 86 صراحتی ندیدم ولی آقای آملیلاریجانی که آن زمان هم عضو شورای نگهبان بودند قاعدتا برای اظهارنظر مصلحترند. اعتقاد ایشان بر این است که اگر عملی مجرمانه باشد، قابل تعقیب است. به این ترتیب همه در آزادی نماینده در ابراز عقیده متفقاند ولی در مورد فراتر از این حد، اختلاف است. ما تصور میکنیم در این خصوص باید همه بزرگواری و گذشت کنند. اگر نماینده احساس محدودیت کند؛ دیگر نمیتواند کاری انجام دهد. قوه دیگری هم که کار میکند ممکن است در مقابل محدودیتها همین احساس را کند و بگوید پس خاصیت ما چیست. این چیزی است که باید دوسویه نگاه کنیم. آقای مطهری مورد احترام شخصی من است. در انتخابات مجلس در یک صف بودیم، هنوز هم در یک صف ادامه میدهیم. از آن سمت در روزهای اخیر در قوه قضاییه خدمت رئیس قوه رسیدیم و با دیگر مقامهای قضایی هم صحبت کردیم و از مصاحبههای آنان هم برمیآید که عمیقا علاقهمند به مبارزه با ستمگری و فساد هستند. ممکن است برخی برداشت کنند که آنان به برخی از وظایف خود دید تبلیغاتی میدهند اما ما میبینیم که اطلاعات آنان بسیار عمیق است و روی مسائل کار کردند. پس مَخلص کلام این است که اقتضای شئون کشور، احترام به هم و یاری هم است.
در مورد مسائل مربوط به کارت زرد دادن به وزرا نظرتان چیست؟
از نظر شخصی من فقط در یک مورد موافق بودم و آن هم افزایش قیمت انشعاب آب و برق بود که در صحن آمد و رای هم نیاورد. آن سوال جنبه سیاسی نداشت و حتی گفتیم اگر قیمت به قبل برگردد سوالمان را پس میگیریم. ما هم اصرار کردیم تا جلوی افزایش قیمت در آینده را بگیریم. ما نگران کسانی هستیم که بتازگی میخواهند وارد بازار مسکن شوند. بسیاری از مسکنها همین الان به دلیل این موضوع متوقف شده و به دلیل همین موضوع هم تحویل داده نمیشود یا دیرتر تحویل میشود.
در این باره میفرمایید سیاسی نبوده اما برخی معتقدند که برخی سوالها با انگیزه سیاسی بوده است.
من دیدگاه خودم را گفتم. من راجع به انگیزه صحبت نمیکنم. ابزار نماینده، سوال است. نماینده زنگ میزند به وزیر، جواب نمیدهد. البته او هم گرفتار است. اما انگیزه، موضوع ثانویه است. دستگاه اجرایی باید بیندیشد که چگونه میتواند به سوال نماینده پاسخ دهد که نیازی هم به آن تشریفات قانونی نباشد ولی قانون این فرآیند را گذاشته که سوال بیجواب نماند. این حق نماینده است. مگر ما میتوانیم در مورد حق، از انگیزه بپرسیم. اصلا به عنوان مخالفت سیاسی این کار را کرده است. خب کرده باشد. همه این کسانی که در مجلس هستند انگیزهای دارند. یک عده موافقاند یک عده هم مخالف.
در مورد اولین کارت زرد یعنی سوال از وزیر اقتصاد چه میفرمایید. بعضیها با اشاره به اینکه سوال از وزیر اقتصاد در حدود اختیارات و وظایف او نبوده است، برخی شائبههای سیاسی را در این زمینه مطرح کرده بودند.
ببینید مجلس جای کار سیاسی است. در کار صنفی کار سیاسی محکوم است. اما ما اگر امروز این افراد را محدود کنیم فردا آنها ما را محدود میکنند. اساسا ما ایرادمان به آنها این بود که چرا روزی که حکومت میکردید همه چیز را به نفع دولت مصادره کردید. دولت ایراد دارد و اشکال باید گفته شود. اصلا مردم به این دولت با این تراز رای دادند. بنابراین نباید کسانی، حتی به سوال و کارت ناوارد، انگ سیاسی بزنند.
در مورد خاص وزیر اقتصاد، من با سوال موافق بودم ولی معتقدم وزیر مستحق کارت نبود. بله بانک مرکزی فراتر از وزارت اقتصاد است اما وزیری که قانونا میتواند پاسخگو باشد وزیر اقتصاد و دارایی است. او باید جوابش را جوری تنظیم کند که مجلس را قانع کند. این وزیر هم علوم انسانی خوانده است. در پژوهش علوم انسانی، خود را جای موافق و مخالف میگذاریم. ایشان باید به صورت فرضی در شخصیت بانک مرکزی تلاش میکرد نمایندگان را متقاعد کند. این که بگوید من مسئول نیستم؛ پس کافی بودن یا نبودن پاسخ مهم نیست مطلب غلطی است. ضمنا دولت مسئولیت مشترک دارد. اعضای دولت مسئولیت مشترک دارند. وقتی وزیر آمده انگار رئیسجمهور آمده است.
در نهایت میخواهم بگویم وزیر اقتصاد میتوانست بیش از این کوشش کند.
فکر نمیکنید اگر نمایندهای انگیزه سیاسی داشته باشد ممکن است با هیچ پاسخی قانع نشود.
معلوم است ما که میخواهیم حکومت حزبی تشکیل دهیم باید انتظار چنین مسائلی را داشته باشیم. جریانهای سیاسی در مجلس هستند و وجود دارد. کسی که منکر است خودش را گول میزند. ضمن اینکه ما چشم و گوش بسته نیستیم و باید ببینیم جواب متقاعدکننده هست یا نه. حتی اگر آن فرد، نماینده را قانع نکند مجلس را قانع میکند. من از این دولت، هر جا بتوانم دفاع و حمایت کنم. اما این طور نیست که اگر وزیری حرف نامربوط زد، بگوییم صحیح است یا اگر همکار مخالف سیاسی من حرف درستی زد، بگویم غلط است. ما شاخصمان در نظام اسلامی و جمهوری اسلامی، بر اساس آموزههای رهبری انقلاب و امام است و بر این اساس، بد و خوب مطلق نداریم. به شکل نسبی همه خوب هستند و ممکن است همه بد هم باشند.
شما باید توجه کنید زمانی که ما خواستیم برای آقای روحانی امضا جمع کنیم نتوانستیم بیش از انگشتان یک دست جمع کنیم و ترجیح دادیم امضا جمع کردن را ادامه ندهیم ولی امروز بسیاری نظرشان را عوض کردند و گفتند رئیسجمهور یعنی این. بیش از نصف وزرای این دولت را مجلس با رای قاطع به وزارتخانه فرستاد. نمیشود که آن روز، مجلس خوب باشد و حالا بد باشد. ممکن هم هست که عدهای برای منافع جریان خود میخواهند دولت را زمین بزنند. این را منکر نمیشوم ولی میگویم کسی که وارد این جریان شده میداند که این هم هست. مضافا باید بدانیم جامعه ما تکجریانی نیست و نخواهد بود. باید همدیگر را تحمل کنیم. دیگران هم باید ما را تحمل میکردند. ما از دیگران گله میکردیم چرا آستانه تحملتان بالا نیست. اجازه بدهیم ضمن تقویت و حمایت از دولت که کارنامه درخشان و تلاش قابل قبولی دارد مجلس در وقت خودش از ابزارهای خود استفاده کند. ما مجلس و مردم زنده میخواهیم یعنی از این ابزارها استفاده کنند. ما هم باید چشمپوشی کنیم و زود به دیگران انگ نچسبانیم. شعار زندهباد مخالف من باید عینی باشد. مَخلص کلام اینکه مجلس حق دارد سوال بپرسد و رای بدهد ولو با انگیزه سیاسی.
از دید شما جریانهای سیاسی مجلس اکنون چه جریاناتی است. با این توضیح که میدانیم یک سال پیش تقریبا مجلس در موضع مخالفت با دولت یا کنترل آن اتحاد داشت.
اجازه بدهید که من سخن شما را اصلاح کنم. دولت قبل مسیر چالش را پیش گرفته بود. مجلس نباید به چالش کشیده شود. ما دو شخصیت داریم؛ شهید رجایی و بنی صدر. شهید رجایی گفت من فرزند مجلسم اما دیگری گفت من اینطوری فکر میکنم و این درست است. نهاد مجلس از صدر مشروطه با چالش مشکل دارد. حتی رضاخان هم با آن همه قلدری، در مجلس به سبب جمهوریت به مشکل خورد. فرهنگ رفتار و گفتار با مجالس فرق دارد و باید دانست مجلس هویت مستقلی دارد. بخش بزرگی از اعتراضات سیاسی در تاریخ معاصر تا زمان انقلاب به سبب این است که به حکومت بگویند شما مجلس را منکوب و فرمایشی کردید. نماینده را تحت تعقیب قرار میدهید. ما فکر میکنیم شخص آقای روحانی هم برداشتش همین است. دیدیم که کشاکش نکرد. آقای احمدینژاد همان ابتدا دلخور شد. ماجرا برای سال گذشته نیست. ما از وزرا و رئیسجمهور میخواهیم چالش نکنند. مجلس رکن سیاسی و رکن بالاسری دولت است.
حالا گرایشهای سیاسی مجلس را بفرمایید.
دو جریان اصلی است. اصولگرایان موافق دولت و مخالف دولت. در بین آنها نحلههایی هم است.
اصلاحطلبان نیستند؟!
ما راجع به واقعیتها حرف میزنیم. اصلاحطلبان گروه کوچکی هستند و نمیتوانند در نزاع نقشی داشته باشند.
شما خود را متعلق به کدام یک از این گروهها میدانید؟
من اصلا در فراکسیون کارگری هستم. ما خانه کارگریم. همواره تلاشمان برای دفاع از حقوق این جمع است. همواره میکوشیم از یک فضای مثبت استفاده کنیم. برای ما مهم است که عدهای به این شعار احساس نزدیکی کنند. ممکن است در مقاطعی این نزدیکی با یک جریان هم بیشتر باشد و ما هم بیشتر احساس نزدیکی کنیم.
البته تصویر بیرونی شما اصلاحطلب است.
تصویر من از خودم این است. البته بد نیست که آن تصویر وجود داشته باشد ولی من قبلا هم گفتهام که عضو خانه کارگرم.
شما فقط در حزب جمهوری اسلامی عضو بودهاید و بعد از آن فقط در خانه کارگر فعالیت کردید. چرا به سراغ فعالیت سیاسی دیگری نرفتید؟
من همچنان به آرمانهای آن حزب وفادارم. من هم با پای خودم به خانه کارگر نیامدم. جریان چپ بارها این را علیه من نوشته ولی ما که نمیتوانیم دروغ بگوییم تا چیزی را تبلیغ کنیم. نمیتوانیم بگوییم که از سوسیالیستها یا از همراهان مارکس و لنین بودیم. شهید بهشتی به ما ماموریتی دادند؛ برداشت شهید بهشتی این بود که کشور نیازمند تشکل کارگری مستقل همهگیر است. بارها هم تاکید کردند و در همین ساختمان هم سخنرانی کردند و این موضوع را گفتند. قبل از حزب جمهوری هم ماموریت ما همین بود؛ ایجاد تشکیلاتی فراتر از حزب جمهوری اسلامی. همین هم شده و شما میتوانید به اعضای ما تلفن کنید تا بدانید اعضای ما از جریانهای مختلف هستند. البته جریان کارگری، ترقیخواه و روبه پیش است. ممکن است با جریانی که رو به پیش را نگاه میکند قرابت بیشتری داشته باشد. در همه جای جهان هم چنین است.
به نظر میرسد تشکل شما یعنی خانه کارگر هیچ وقت تا به این اندازه ترقی نکرده بود که یکی از اعضای شورای مرکزی آن وزیر کار شود.
نه، ما تصور میکنیم که هر چه به سالهای اول انقلاب برگردیم بهتر است. فضای جامعه عدالتخواهانه بود و سرمایهدار جولان نمیداد. هزار هزار پول از این کشور نمیبردند. ما در زمانی بیشتر احساس قدرت میکردیم که شهید رجایی رئیسجمهور بود. البته الان هم بعد از شرایط خاصی که داشتیم از این انتخاب خوشحال هستیم.
پروسه انتخاب آقای ربیعی چگونه بود؟
شخص رئیسجمهور ایشان را انتخاب کردند. البته همان طور که همه جریانات پیشنهادهایشان را نوشتند، من و اعضای شورای مرکزی هم پیشنهادهایی نوشتیم که در صدرشان آقای ربیعی بود.
هیچ وقت شد که به شما هم پیشنهاد وزارت کار شود؟
نمیخواهم از رهبری و دیگران خرج کنم ولی در ابتدای انقلاب، هم شهید بهشتی و هم دیگرانی پیشنهاد دادند ولی من نپذیرفتم چون جوان بودم و بیتجربه.
چرا بعد از آن کار دولتی نکردید؟
من مشاوره دادم ولی بیش از آن نرفتم. چون اعتقاد نداشتم که هم در کار اجرا باشیم و هم در اینجا. آقای کمالی دبیرکل بود. وقتی وزیر شد از اینجا رفتند. منع قانونی هم نداشت. ولی دولت و کارفرما در صف دیگری است. شخصیت حقیقی میتواند در اینجا حضور داشته باشد ولی شخص حقوقی خیر. در دوره آقای کمالی به اندازه انگشتان دست هم به وزارت نرفتند چون مخالف بودیم و در جلسه اولمان با آقای ربیعی هم گفتیم لطف کنید از اینجا کسی را نبرید چون ما باید منتقد شما باشیم.
اگر به بخش خصوصی هم رفت باید از اینجا برود؟
مطمئنا جداسازی میکنیم، چون روالمان بوده و در اساسنامه، حضور کارفرما ممنوع است. البته ممکن است مطلع نباشیم و در عین حال عضویت فردی را نمیتوانیم سلب کنیم.
خودتان تا به حال کارفرما بودهاید، یعنی کارخانه داشته باشید؟
نماینده کارگران بودم یا منتخب شورای اسلامی کار که عضو هیات مدیره بودم ولی کارخانه ندارم.
از کجا بازنشسته شدید؟
هنوز نشدم.
ولی خیلی وقت است که کار میکنید؟
بازنشستگی در تامین اجتماعی با درخواست کارگر است یا با طی سن 65 سال که برای من هیچ کدام از این شرایط به وقوع نپیوسته است.
شما از شرکت محل کارتان مامور به مجلس هستید؟
من سمت کارگری خودم را حفظ کردم. البته در دوره قبل، مجلس حکم کرد که باید فقط از مجلس حقوق بگیریم. ما هم قطع رابطه کردیم ولی تسویه نکردیم.
اسم شرکتی که در آن مشغول بودید چه بود؟
هادی برق که در صنایع برقی مشغول فعالیت است. البته قبل از انقلاب کار چاپخانه میکردم ولی بعدا به شهرک اکباتان رفتم و کار برق را شروع کردم.
تحصیلات این کار را داشتید؟
بله. البته بعدا در رشته تاریخ ادامه تحصیل دادم و مدرک کارشناسی گرفتم.
نخواستید فوقلیسانس بگیرید؟
اتفاقا در کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی پذیرفته شدم. چند بار هم دانشگاه تهران نامه نوشت. ولی چون سمت نمایندگی و دبیرکلی خانه کارگر را گرفتم، گفتم این مغایر است. ضمنا رشته هم ربطی نداشت.
ولی صحبتهایتان حقوقی است و قانون کار هم ترجمه کردهاید؟
حقوق را مجلس به ما یاد داده است. قانون کار هم جزو دروس رشتههای علوم صنعتی و فنی است و حتی نقطه و ویرگول آن را هم بلدم. قانون کار را تدریس هم میکنم.
میگویند قانون کار فعلی خیلی کارگری است و رویکرد حمایتی دارد.
قانون کار در همه جای جهان قانون کارگر است و از این رو حمایتی است. در سال 1917 و در جریان صلح ورسای و متاثر از انقلاب اکتبر روسیه آمد که حقوق کارگران باید حفظ شود و منابعی برای آن باشد و از آن وقت کشورها دارای قانون کار ملی شدند. منظور نویسندگان غربی هم همین است و در اینجا رابطه دو طرفه منظور نیست.
من فعلا رئیس کارگروه رسیدگی به این قانون هستم، پس باید بیطرف باشم. اخیرا هم رفته بودم وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی تا ببینم چرا این لایحه را که ما پس فرستادیم اصلاح و ارسال نمیکنند. با اینکه مخالف بودم و امیدوارم که اصلا نفرستند و با اینکه اصلا پیگیری این گونه از یک نماینده رسم نیست اما گفتم من باید کارم را به بهترین وجه انجام دهم. ما بحث زیادی روی پیشنویس جدید قانون کار کردیم. قانون برنامه هم گفته منافع دو طرف اما در پیشنویس قبلی منافع دو طرف دیده نشده بود و به همین دلیل برگشت خورد.
در مقطع انقلاب قرار شد حق اعتراض محدود و حمایت بیشتر شود. امروز میگویند حمایت یعنی بیمه بیکاری کمتر شود و در ازایش حق اعتراض بیشتر شود. پیشنویس اما حاوی این نکات نبود. به زور ما یک ماده گذاشتند که دولت باید حدود این اعتراضات را مشخص کند. اعتراض حق ما براساس قانون اساسی بوده است. ما چیزی را رایگان نمیدهیم مگر اینکه آن را از دست ما بیرون بیاورند. باید در قبال هر چیزی که بگیرند به ما چیزی بدهند.
تا به حال شده که از زاویه کارفرما به ماجرا نگاه کنید؟
من به شما گفتم که در هیات مدیره نشستهام. در آنجا طبیعتا موضوع، اداره واحد بوده و تولید. البته باز هم عموما و اکثرا حافظ منافع سهام کارگری بودم. من بین این دو تعارض نمیبینم. این را هم بگویم که هیچ وقت ندیدم که واحدی بدون نظر به حقوق کارگران موفق باشد. هر چه کارگریتر نگاه کنند موفقترند.
ماجرای این روپوش کارگری شما چیست؟
من از اول انقلاب این را تن میکردم. اینجا بسیاری میپوشیدند ولی بعدا کت و شلواری شدند.
چرا میپوشید؟
عادت کردیم. البته عادتی که از یک اعتقاد است. در عین حال این یک برند است و ضمنا باید یادمان باشد که از کجا آمدیم تا گم نشویم و راه را گم نکنیم.
کارنامه خودتان در حوزه کارگری را چگونه میبینید؟ اگر قرار باشد به طور مشخص از چند اقدام نام ببرید چه کارهایی را میگویید؟
من که نبودم. ما بودیم. ما تشکیلات هستیم. جالب است بدانید که اعضای همه تشکلهای دیگر کارگری با شمارگان اعضا، نصف ما نیستند. این تشکل که من در آن کوشش میکنم حاصل افتان و خیزان من و قبل از من است. من به آقای کمالی افتخار میکنم. ما اعتقاد داریم پیش از ما، از ما بیشتر میکوشیدند. کمالی بزرگترین کاری که کرد؛ قانون کار بود. البته همه ما نقش داشتیم ولی سمبل این کار آقای کمالی بود. تصویب قانون کار در آن شرایط دشوار و ویژه کار سختی بود. اما در مورد شخص من میتوانم بگویم که اساسنامه شورای اسلامی کار یکی از کارها بود. البته شاید امروز در آن اندازه نباشد که باید باشد و شهید بهشتی پیشنهاد داد و شورای انقلاب تصویب کرد. من هم اولین فرد عضو شورا و کانون هماهنگی شدم ولی به هر حال سندی بود که تصویب شد. در عین حال آرزوی من این بود کارگری که کار سخت میکند مثل معدن از دیگر کارگران مزایای بیشتری داشته باشد. وقت بسیار زیادی در مجلس و دولت صرف تثبیت بازنشستگی مشاغل سخت و زیانآور با 20 سال سابقه کردیم. موضوع سوم هم بیمه کارگران ساختمانی بود. صد سال شعار داده شد. از مشروطه که حزب اجتماعیون عامیون بودند، شعار بیمه فعله ایرانی را دادند. در آن زمان که کارگر صنعتی نداشتیم. در 1305 به همین بهانه بیمه کارگران طرق و شوارع برقرار میشود. اما بعد از صد سال این موضوع در سال 1386 لایحه و بعد از آن تصویب شد. البته هنوز افتان و خیزان داریم. هنوز کسانی را داریم که نمیگذارند این قانون عملیاتی شود. باید در اینجا از دولت قبل تشکر کنم که همراهی کرد و از دولت سیدمحمد خاتمی که پیشنویس این لایحه را آورد و همچنین از مجالس قبل. ممکن است همه کارگران مشمول این لایحه نباشند و حداکثر همه آنها 400 هزار نفر باشند ولی بیمه در ایران به نام اینان بوده و به کامشان نبوده است. اهمیت دیگری هم دارد و آن، این است که این بیمه، اولین شکل تامین اجتماعی است. این چیزی که ما کارگران داشتیم و داریم بیمه است نه تامین اجتماعی. ولی کارگر ساختمانی وقتی حق بیمه را بدهد بیمه برقرار است بدون توجه به کار یا بیکاریاش.
خانه کارگر چند عضو دارد؟
حدود دو میلیون نفر.
تمام بودجه شما از حق عضویت است؟
ما در اساسنامهمان داریم که بودجه از راه کمک یا عضویت است. البته بوده که مبالغی تصویب شده ولی ما دریافت نکردیم اما ادعا نداریم هیچ کمکی نگرفتیم. در برخی هزینهها ممکن است برخی کمکها شده باشد. اول کار شهید بهشتی کمک کردند. بنیاد مستضعفان کمک کرد. آیتالله امامیکاشانی کمک کردند. یعنی رسما گدایی کردیم. مرحوم عسکراولادی در مقطعی کمک کرد. من اسامی زیادی میتوانم بگویم. امروز هم هستند که البته سرشناس نیستند. از آن سو وقتی منابع بیشتر نیاز داریم مثلا حق عضویت را سه ساله یا پنج ساله گرفتیم.
کمی در مورد تحقیق و تفحص صحبت کنیم.
ببینید ما اصل را بر این گذاشتیم که رسیدگی قضایی باشد. ما بنایمان بر متهم کردن یا تبرئه کسی نبوده است. ما فقط مدارک را ارائه کردیم. این کار دستگاه قضا است که بگوید چه کسی متهم است و چه کسی مبراست. ما به دستگاه قضا اعتماد داریم و امیدواریم به عدالت و انصاف رسیدگی کنند. آرزوی قلبی ما این است که کسی گنهکار نباشد.
نظر شما در مورد رشد قارچگونه سرمایهدارانی که با سوءاستفاده به ثروت رسیدند، چیست؟
فرصتطلبی امر محدود به یک موضوع نیست. در سرمایه و پول هم وجود دارد. تنها حرف ما این است که دستگاهها متوجه باشند اگر از کسی خدمت میگیرند یا سرویسهای محدودی به آنها میشود از کیسه مردم چیزی به او ندهند و نگذارند از این طریق به ثروت کلان برسد.
با توجه به انتخابات بعدی مجلس که حدود دو سال دیگر برگزار میشود، نظرتان در مورد سپهر سیاسی کشور چیست؟
خیلی زود است که بخواهیم قضاوت کنیم. انتخابات مجلس متفاوت از ریاست جمهوری باید دیده شود. ثبتنام نامزدها، فضای آن موقع و سنتهایی نظیر انتخاب دولتها تاثیرگذار است. اما مجلس بعدی قطعا متفاوت است. این را که این تفاوت چگونه است کسی نمیداند و اگر کسی گمانهزنی کرد، یا شناختش از مجلس کم است یا از مردم.
حامیان اعتدال در مجلس بعد خواهند بود؟
امیدواریم.
کار فراکسیون اعتدال به کجا رسید؟
بعد از انتخابات با آقای روحانی مطرح کردند ولی ایشان موافق نبودند که تشکیل شود. گفتند همین جریانات سیاسی فعلی در مجلس فعالیت کنند.
علیرضا محجوب از امور کارگری تا تحقیق و تفحص تامین اجتماعی
مطمئن باشید ویژهنامه همه نشریات ایرانی در پایان سال اگر بنایشان بر مرور وقایع سال باشد، فصل بزرگی را به تحقیق و تفحص از تامین اجتماعی و شرکتهای زیرمجموعه شستا اختصاص خواهند داد؛ موضوعی که از زمان خواندن گزارش در صحن مجلس در نیمه آذر تا همین الان بر سپهر سیاسی ـ حقوقی کشور سایه انداخته است. ماجرا البته پیش از آن آغاز شده است. در زمان مجلس هشتم که تعدادی از نمایندگان طرح تحقیق و تفحص از این نهاد را امضا کردند و آن را به دست هیات رئیسه مجلس سپردند، اما کاری که در مجلس پیشین تا جایی هم پیش رفته بود ادامه پیدا نکرد تا این که مجلس نهم کار را به سرانجام رساند.
اهمیت تحقیق و تفحص در تامین اجتماعی از سه منظر قابل بررسی است؛ نخست این که این سازمان با وجود این که یکی از زیرمجموعههای دولت است تاکنون به صورت یک جزیره مستقل کار میکرده و فاقد عنصر پاسخگویی بخصوص در مورد مبادلات مالی داخلی و بیرونی خود بوده است. همین مبادلات، دومین عنصر اهمیت آن تحقیق و تفحص است. حجم پولی که این سازمان از بیمهشدگان دریافت میکند، فعالیتهای اقتصادی کلانی که بخصوص در قالب شرکتهای سرمایهگذاری تامین اجتماعی یا همان شستا صورت میگیرد و در نهایت میزان پرداختی این سازمان به مستمریبگیران و بیمهشدگان، ضرورت تحقیق در مورد این گردش مالی عظیم را تائید میکند. از آن سو درگیر شدن کثیری از جمعیت ایرانی با این سازمان دلیل دیگری بر اهمیت کارکرد مطلوب در سازمان است که یکی از راههای تضمین آن تحقیق و تفحص است. آمارها نشان میدهد جمعیت مستمریبگیران این سازمان نزدیک به چهار میلیون نفر است یعنی در هر پنج خانواده ایرانی مطمئنا یک نفر تحت پوشش این سازمان وجود دارد.
با وجود این، نتایج تحقیق و تفحص اهمیت دیگری به آن بخشید. حجم فرآیندهای مالی غیرقانونی که در این سازمان رخ داده بود در کنار وجود چندین اسم مشهور سیاسی باعث شد توجه افکار عمومی بیش از پیش به این تحقیق و تفحص جلب شود. در این میان، سیاست تیم تحقیق و تفحص برای رسانهای کردن هر چه بیشتر جزئیات این تحقیق و تفحص ـ که به دلیل حجم بالای صفحات آن تنها گزارش تحقیق و تفحصی بوده که به صورت الکترونیکی به نمایندگان داده شده است ـ باعث شد نام دو نفر بیش از بقیه بر سر زبانها بیفتد؛ سعید مرتضوی و بابک زنجانی که در این گزارش از مراودات این دو اسناد و مدارکی منتشر شده است. زنجانی البته اکنون در بازداشت بوده و روند قضایی رسیدگی به اتهامات او در حال انجام است.
علیرضا محجوب، رئیس کمیته تحقیق و تفحص از تامین اجتماعی بوده است. او در متن و حاشیه مصاحبه خود با جامجم سخنانی در مورد این تحقیق و تفحص به میان آورد، اما از آنجا که کمیته به او دستور داده بود از مصاحبه خودداری کند، خواست این مسائل منتشر نشود. در این وضع سوالات افکار عمومی در مورد متن گزارش، جوابیه مرتضوی به آن و برخی حواشی همچون گمشدن اسناد که توسط محجوب مطرح و بعد اعلام شد که پیدا شده است، باقیمانده که شاید بعدها مکشوف شود. با وجود این حالا دیگر در کنار امور کارگری، محجوب را میتوان نمادی از تحقیق و تفحص تامین اجتماعی هم دانست.
مصطفی مسجدی آرانی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم