از نحوه همکاریتان با استاد خرم و شکلگیری آلبوم «اشک من هویدا شد » که آخرین ساخته استاد خرم است بفرمایید.
آلبوم «اشک من هویدا شد» از آنجا شکل گرفت که من آلبوم قبلیام «آسمان شب» را در اصفهان کار کردم و به دلیل آشنایی نداشتن با حوزه پخش و ارتباطات، کملطفیهایی به من شد که هنوز هم با آن درگیر هستم. از آقای دلیری کمک خواستم و ایشان به من گفتند باید برای ورود گام بلندتری بردارم تا جایگاه خودم را پیدا کنم و این جایگاه شناخته شود. از آنجا که خواننده رسانهای نبودم جایگاه مشخصی میان مخاطبان نداشتم و صدایم برای مردم شناختهشده نبود. از سوی دیگر دوست داشتم خودم این کار را انجام دهم و تبلیغی در این زمینه صورت نگیرد. با تلاشهای آقای دلیری با استاد خرم قرار ملاقاتی گذاشتیم که ایشان صدای مرا شنیدند و خودشان با توجه به رنگ صدایم پیشنهاد دادند که میتوانم بخشی از آثار ایشان را بازخوانی کنم. در ابتدا خیلی معتقد به بازخوانی نبودم، چرا که بر این اعتقاد بودم هر اثری نسخه اصلیاش خاطرهانگیز است و هر کس بخواهد به همان نسخه مراجعه میکند، اما استاد به این معتقد بودند و گفتند هر اثری در هر زمانی تاثیر خود را میگذارد و میتواند بازخوانی شود. بخشی از آثار من نیز میتواند برای نسل جدید با ضبط، تکرار و صدای جدید بازخوانی و کارها دوباره برای همه مردم شنیده شود. درنهایت نیز کارها توسط خود ایشان انتخاب و پیشنهاد شد. قرار بر این بود که در بخشی دیگر برای آلبوم بعدی، استاد آثاری را با توجه به صدای من بسازند که متاسفانه این اتفاق رخ نداد.
این آلبوم دارای چه ویژگیهایی است و چه ترانههایی در آن بازخوانی شده است؟
شاخصترین ویژگی آلبوم، خواندن ترانههای نوستالژیک و ماندگار موسیقی فاخر ایران است و این قطعات، ترانههایی است که بر زبان مردم جاری است. تنظیم روان و کار شایان دوست عزیزم بابک شهرکی بر این ترانهها انجام شد و حاصل کارترانههایی چون موج آتش، خستهدلان، آمد اما، ز کوی بلاکشان، دلم ز دوری هر بیوفا و جوانی است.
شما بارها در گفتوگوهایتان گفتهاید که حساسیت روی سنتها باعث شده موسیقی اصیل ایرانی درجا بزند و خلاقیت در آن بمیرد، فکر میکنید چه عاملی باعث شده تا چنین اتفاقی رخ دهد؟
دلایل بسیاری وجود دارد، اما عمدهترین عواملی که میتوان به آنها اشاره کرد در وهله اول نبود تنوع صداهای مختلف در موسیقی ایران بعد از انقلاب است، چرا که نبض موسیقی سنتی در آن زمان بیشتر دست استاد ناظری و شجریان و دیگر استادان عزیز بود، در واقع کسی نبود که روی صدای وی جدی کار شود درنتیجه آنچه میشنویم صداهایی با چارچوب صدای این بزرگان و به نوعی تقلید از آنهاست. نکته بعدی در زمینه آهنگسازی است؛ بیشتر آهنگهایی که شنیده میشود برداشتی است از آثار استاد مشکاتیان یا کارهای مشابه سنتی از این دست که جلوی خلاقیتهای بسیاری را گرفت. از سویی نیز تریبون اجرایی ما دست یک عده خاص است و جایی برای افراد جدید وجود ندارد، به همین دلایل هم خلاقیتها از بین رفته و کارها تکراری شدهاست. بیشتر آثاری که پخش میشود مربوط به گذشتگان است که با تغییراتی جزئی انتشار یافته و جایی برای کار افراد جدید در این عرصه ایجاد نشده است.
با توجه به اینکه بسیاری از آهنگسازان از حمایت خوانندگان جوان هراس دارند فکر میکنید فضا و وضع کنونی موسیقی برای ورود جوانان چگونه است؟
باید روی این موضوع فکر اساسی شود. این موضوع خیلی دست آهنگسازان نیست، بخصوص در بحث تیتراژخوانی، نظر تهیهکنندگان بیشتر به این سمت است که از افراد نامآشنا و چهره استفاده شود تا کار دیده شود و به همین دلیل جوانان از عرصه دور میمانند.
ما در فضای موسیقی پاپ شاهد ورود صداهای جدید بسیاری هستیم و این فضا برای هنرمندان ایجاد شده است. آیا میتوانیم این فضا را در موسیقی سنتی و کلاسیکمان هم شاهد باشیم یا خیر؟
موسیقی پاپ در چند سال اخیر خیلی خوب رشد کرده است و کیفیت خوبی هم دارد. اما برخلاف آن موسیقی سنتی طی این چند سال درجا زده است، چرا که موسیقی سنتی این دوره را پشت سر نگذاشت و بهدلیل تکراری و محدود شدن صدای خواننده و خیلی از مسائل دیگر، مخاطب خود را از دست داد و علاقهمندان موسیقی سنتی نیز ترجیح دادند بیشتر آثار بزرگان این عرصه را گوش دهند. ما نیازمند حمایت هستیم وقتی آثار خریده نمیشود، هنرمند نمیتواند این راه را ادامه دهد. ما صداهای خوبی داریم و آهنگسازان خوبی هم داریم. اگر موسیقی سنتی حمایت نشود با این اتفاقات فکر نمیکنم به این زودی جایگاه خود را بیابد. یکی از دلایل تلفیقی خواندن من هم همین است، یعنی تلاش میکنم ابتدا صدایم شناخته شود سپس خلاقیتهای خودم را در موسیقی سنتی به گوش شنونده برسانم.
برنامهتان برای آینده چیست؟
در حال آمادهسازی کتابم به نام تنبک 8/6 تم هستم و کارهای آمادهسازی و دریافت مجوز را انجام میدهم که تا پایان امسال انتشار مییابد. هدف اصلیام از انتشار این کتابها با ریتمهای ثابت در واقع بالا بردن سطح کیفی نوازندگی از لحاظ ریتم و تکنیک و ایجاد انگیزه تنبکنوازی در هنرجویان و علاقهمندان این ساز است که امیدوارم بتوانم در این راه به آنچه مدنظر دارم برسم. در رابطه با کار صدا هم پیشنهادهایی شده است و درحال رایزنی و مشورت هستم. یکی کار دوست خوبم مسعود میرزایی، از آهنگسازان جوان است که روی اشعار فریدون مشیری آهنگسازی کرده است که به نظر میرسد کار متفاوتی باشد. کار دیگر نیز توسط دوست خوبم آقای کاشانیان پیشنهاد شده که اثری ایرانی است با ساختار موسیقی کلاسیک که فکر میکنم کار جدید و خوبی خواهد شد.
خودتان بیشتر تمایل دارید به کدامیک از این دو بپردازید؟
بعد از انتشار دو آلبوم، مایلم ژانر کاریام متفاوت باشد. از آنجا که صدایم هم به سنتی نزدیک است و هم به پاپ، مایلم کار بعدیام همراه ارکستر بزرگ و تلفیقی باشد، چرا که خیلی به اجرای سازهای سنتی به تنهایی علاقهمند نیستم، فکر میکنم این سبک به جنس صدایم نزدیکتر باشد.
و در آخر؟
هنوز هستند افرادی که موسیقی ایرانی را حمایت میکنند. به موسیقی سنتی اعتقاد ندارم و به نظرم موسیقی باید موسیقی اصیل ایرانی باشد، چرا که موسیقی که همراه سنت باشد بیشتر جلوی دستتان را میگیرد، درحالی که موسیقی اصیل اینگونه نیست و میتوانیم اثری خلق و منتشر کنیم که در آن ایدهها و خلاقیتهای بسیاری وجود دارد. امیدوارم حساسیت روی مجوزها کم شود تا هنرمندان کار کنند و مخاطب در نهایت نظر دهد تا برترینها مشخص شوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم