باغی پر از درختهای سنگی که در روستای میاندوآب در 40 کیلومتری جنوب شرقی سیرجان و در نزدیکی دهستان بلورد قرار دارد. این باغ متعلق به «درویش خان اسفندیارپور» است که آرامگاهش هم در همین باغ است. درخصوص پیدایش این باغ گفته میشود که در یکی از روزهای سال 1340 خورشیدی و در جریان اصلاحات ارضی، درویشخان که از زمینداران این منطقه بوده و از راه کشاورزی گذران زندگی میکرده است، مقدار زیادی از زمینهای خود را از دست میدهد. او که از نعمت تکلم و شنیدن محروم بوده است، به نشانه اعتراض درختهای خشک شده باغش را با سنگها تزئین میکند.
زندگی درویشخان و باغ سنگیاش دو بار از سوی پرویز کیمیاوی به تصویر درمیآید. یک بار سال 1355 که یک فیلم داستانی به نام «باغ سنگی» بود و شخص درویشخان و خانوادهاش در آن بازی میکردند. در این فیلم درویشخان مردی ناشنوا بود که با خانوادهاش از طریق شبانی (چوپانی) در صحرا زندگی میکرد. روزی درویشخان در صحرا میخوابد و پس از بیدار شدن تختهسنگ عجیبی را زیر سر خود میبیند، آن را به خانهاش میبرد و به درختی آویزان میکند. وی روزهای بعد قطعه سنگهای دیگری مییابد. او سنگها را با سیمهای تلگراف به درختهای اطراف چادرش میآویزد تا این که بزودی باغی از سنگ در اطراف چادر برپا میشود. مردم از روستاهای دور و نزدیک برای تماشا و تبرک و بستن دخیل به باغ سنگی میآیند و همسر درویشخان نیز از مردم در ازای آمدن به باغ سنگی پول و هدیه مطالبه میکند و با طمعورزیهایش زندگی درویشخان را دچار آشوب میکند. بار دیگر نیز پرویز کیمیاوی در سال 1373 به باغ سنگی بازمیگردد تا از اوضاع درویشخان باخبر شود. وی در این سال فیلم مستندی از درویشخان به نام «پیرمرد و باغ سنگی» تهیه میکند که بعد از پخش فیلم قرار میشود استانداری و میراث فرهنگی برای حفظ و حراست باغ اقداماتی از جمله حصارکشی و تامین نگهبانی انجام دهند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: