گاهی تمایل نداشتن به ازدواج ممکن است ناشی از تشویق‌های نادرستی باشد که از سوی اطرافیان و حتی خانواده صورت می‌گیرد

کم‌کم وقت ازدواجشان می‌گذرد...

می‌گویند سن ازدواج بالا رفته است. بعضی از پدر و مادرها هم با شنیدن همین جمله به فکر می‌افتند و آستین‌ها را بالا می‌زنند تا برای پسرشان که کم‌کم دارد پیر می‌شود، زن بگیرند یا دخترشان را که سن ازدواجش از نظر آنها گذشته، تشویق کنند هر چه زودتر لباس سفید عروسی بپوشد و راهی خانه بخت شود؛ البته اگر بچه‌ها در این باره با نظر پدر و مادرشان موافق نباشند، اوضاع بدتر هم خواهد شد. در این مواقع ممکن است آنها از روش‌های دیگری کمک بگیرند تا فرزندانشان را سر عقل بیاورند و نظرشان را تغییر دهند. در این میان، بعضی‌ها به اجبار و تهدید رو می‌آورند، عده‌ای شروع می‌کنند به سرکوفت زدن و برخی‌ هم دست به کار می‌شوند تا زودتر به جای جوانانشان تصمیم بگیرند و آنها را وارد زندگی مشترکی کنند که خودشان هیچ حق انتخابی در آن نداشته‌اند.
کد خبر: ۶۳۴۷۰۰

یکی از کسانی که به اجبار پدر و مادرش تن به ازدواج داده و حالا بعد از گذشت هفت سال در آستانه جدایی قرار دارد، نه‌فقط این روش را درست و منطقی نمی‌داند که حتی می‌گوید اجبار والدینش عامل اصلی بدبختی او بوده و چنین مشکلاتی را سر راهش قرار داده است. او که حالا در بیست و پنج سالگی آماده جدایی و طلاق می‌شود، باور دارد پدر و مادرش در حق او ظلم بزرگی کرده‌اند.

در حالی‌که آنها هم از شرایط پیش‌آمده ناراضی هستند، ولی هفت سال پیش فقط می‌خواستند به دخترشان کمک کنند و راهی برای خوشبختی به او نشان دهند.این اما فقط یک طرف قضیه است و خانواده‌های دیگری هم هستند که شرایطی درست مخالف آن را تجربه می‌کنند.

مشروح این گزارش را در صفحه 14 بخوانید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها