در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محمد حاتمی، بازیگر سریال پرمخاطب «دلنوازان» با اشاره به علت ورود بازیگران به صورت مقطعی و دورهای میگوید: شاید آمدن مقطعی بازیگران به نوعی نیاز جامعه باشد یا اینکه برنامهسازان بودجهای برای استفاده از بازیگران حرفهای ندارند و میخواهند با هزینه کمتری کارشان پیش برود و نهتنها در زمینه بازیگری، بلکه در دیگر زمینهها نیز همین شرایط حاکم میشود و این به نوبه خود میتواند باعث کاهش کیفیت آثار تلویزیونی شود.
حاتمی ادامه میدهد: تعدادی از دانشگاهیان هم جزو سیل عظیمی از فارغالتحصیلان بازیگری هستند که هیچ کاری برایشان نیست یا اینکه چیزی به فضای فکری یا آموزشی آنها اضافه نشده است. در دانشگاهها نیز تمام فارغالتحصیلان بازیگر مجرب نمیشوند و به نظرم این نوعی آفت است.
بازیگر سریال «حلقه سبز» درباره روشهای ماندگار شدن بازیگران جوان میگوید: ماندگار شدن به تعمق، تعلیم و کار بیشتری نیاز دارد و به همین دلیل بسیاری از دوستان روبهروی دوربین در ذهن بیننده نقش نمیبندند و به صورت گذرا میآیند و میروند و به نظرم این دسته از افراد تنها نقش را مرور میکنند و در خودشان جا نمیاندازند و اگر عکس این قضیه اتفاق میافتاد، تا سالها تماشاگر بازیگر را به خاطر میسپرد. نهتنها در بازیگری، بلکه در تمام زمینهها همین شرایط حاکم است و سالهاست هیچ متن قوی وجود نداشته که در ذهن تماشاگران حک شود. آثار خوب همیشه به صورت انگشتشمار بوده اما انتظار ما تنها نباید به این ختم شود، بلکه باید افزایش یابد.
وی بااشاره به انتخاب نام برخی سریالها ادامه میدهد: وقتی روی سریال های تلویزیونی دقیق میشوم میبینم، نام سریالها یا تلهفیلمهای تلویزیونی شبیه نامهایی است که قبل از انقلاب بوده و حتی به خودمان اجازه نمیدهیم برای انتخاب نام اثر، ابتکار و خلاقیت داشته باشیم. بسیاری از اسامی برای ما آشناست و شاید به این دلیل باشد که بخواهند از کارهای موفق قبل از انقلاب نوعی اعتبار به دست آورند.
از محمد حاتمی درباره راهکارهایی که جوانان باید برای ماندگاری طی کنند، میپرسم که میگوید: به نظرم جوانان نباید عجله کنند. متاسفانه گاهی در آموزشگاههای بازیگری جوانان همان ابتدای کار میخواهند با گذراندن دو ترم و بعد از سه ماه بروند در سینما یا تلویزیون کار کنند، در حالی که هیچ اندوخته فکری ندارند. با سه ماه هیـچ کس بازیگر نمی شود. من اصلا به استثناها کاری ندارم، بلکه بیشتر به قاعده کار دارم و معتقدم با مدت زمان اندک هیچ کس نمیتواند از بازیگری بهرهمند شود.
وی میافزاید: هر جوانی باید تجربه بیندوزد، دانش خودش را بیشتر کند و فهم و شعور خودش را نسبت به کاری که انجام میدهد، بالا ببرد. بهتراست واژههایی مثل ماندگاری و... آشناییزدایی شود و به نظرم سالم کار کردن، صحیح آموختن و صحیح عرضه کردن بسیار اهمیت دارد؛ وگرنه هر کاری حتی کار بد هم در ذهنها ماندگار میشود. ماندگاری دلیل بر درست بودن نیست.
محمد ساربان، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر نیز درباره علل ماندگار نشدن بازیگران میگوید: ضابطههای قوی برای ورود بازیگران به عرصه بازیگری در قالبهای متفاوت تلویزیون و سینما وجود ندارد و بیشتر رابطههای قومی و خویشی این وضع را برای آن شخص به وجود میآورد و ما هم بهعنوان بازیگر آسیب میبینیم. گاهی افراد با چسباندن عکس خود روی مطبوعات و با اینکه هنری ندارند، خود را معروف میکنند.
این بازیگر در ادامه توضیح میدهد: طبیعی است کار کردن حق طبیعی افرادی است که تجربه آموختهاند. درهای بازیگری روی افرادی باز است که توانایی و قدرت دارند. فکر میکنم ضوابط قوی و قابل اجرایی برای بازیگران وجود داشته باشد تا هر کسی نتواند وارد این عرصه شود و اگر بازیگران ضابطهمند وارد حرفه خودشان شوند، احتمال ماندگاری بیشتر است.
وی با اشاره به لزوم تخصصگرایی در بازیگری میافزاید: تخصصگرایی در بازیگری در نظر گرفته نمیشود و به شخصه همانطور که من بهعنوان یک بازیگر نمیتوانم کار پزشکی انجام دهم، یک پزشک هم نمیتواند بسرعت بازیگر شود و باید قواعدی وجود داشته باشد.
ساربان تشریح میکند: به نظرم جوانانی که نمیتوانند در این عرصه ماندگار شوند، چیزی برای ارائه کردن ندارند. در مراحل ابتدایی شاید شوق بازیگری باعث شود جوانان چند بار جلوی دوربین بروند، اما در مراحل بعدی به دلیل کمبود دانش و معلومات نمیتوانند یک نقش موثر به عهده گیرند. نمونههای بسیاری میشناسم که به دلیل کمبود اطلاعات حذف شدهاند.
این بازیگر درباره علل جذب نشدن فارغالتحصیلان بازیگری عنوان میکند: در چند سال اخیر به قدری وضع تولید در سینما و تلویزیون آشفته شده که امنیت شغلی معنا ندارد و شاید یک بازیگر در طول سال یک یا دو اثر بازی کند.
شرایط بدی است و عدهای که فارغالتحصیل بازیگری هستند هم نمیتوانند بدرستی فعالیت کنند، اما آنها باید توانایی و دانش بازیگری خودشان را بالاتر ببرند، جذب صنف خودشان شوند و خود را در این مسیر محک بزنندو اگر قابلیتهای لازم را داشته باشند، جذب میشوند و حذف نمیشوند.
ساربان با اشاره به اینکه همه جوانان عشق بازیگری دارند، میگوید: بازیگری به نوعی در ذات همه انسانهاست و این پروسه از زمان تولد با گریه شروع میشود تا توجه مادرمان را جلب کنیم. بشر اولیه غارنشین هم شبانه نمایش نور و تصویر داشت. به هر حال بازیگری معیارهایی دارد که بخشی از آن ذاتی و بخشی از آن اکتسابی است. یک جوان باید مطالعه کند، به کلاس برود و تمرین کند تا مثل یک پزشک خوب بتواند بدرستی کار کند و بدون ضابطه به سمت این قضایا نیاید.
از ساربان میپرسم چگونه یک جوان میتواند مثل جمشید مشایخی و عزتالله انتظامی ماندگار شود که چنین پاسخ میدهد: شرایط عصر ما با آن زمان متفاوت است و زمانی که این استادان به سمت بازیگری رفتند، مساله بازیگری تا این اندازه گسترده نبود و نهایتا 30 بازیگر داشتیم و بیشتر به هنر تئاتر بها میدادند، متاسفانه الان این شرایط حاکم نیست و موضوع سختتر شده است، اما آنها که تکلیف را با بازیگری مشخص کردهاند و به عشق بازیگری و خاک صحنه وارد میشوند، حتما موفق میشوند. اگر جوانان مطالعه و کار کنند، مسیر را بدرستی طی کنند و تنها به دروس دانشگاهی اکتفا نکنند، بلکه کتاب بخوانند و فیلم ببینند، میتوانند ارزیابی کنند تا چه اندازه در مسیر بازیگری موفق میشوند. اگر بازیگر توانایی خودش را نشان دهد به طور ناخودآگاه جذب گروههای هنری و تئاتری شده و دیده میشوند و یک روز بالاخره نمونههایی چون انتظامی و نصیریان خواهند شد.
نسرین بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: