در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما اتفاقی که روز پنجشنبه در منطقه هنگو در ایالت خیبر پختونخواه پاکستان افتاد باعث شد نوجوان دیگری به نام اعتزاز حسن به قهرمان مردم در این زمینه تبدیل شود. ماجرا از این قرار است که حسن همراه دوستانش مقابل مدرسه ابراهیمزی ایستاده بودند که ناگهان مردی توجه حسن را به خود جلب میکند. حسن با دقت در کارها و حرکات مرد متوجه میشود او فرد انتحاری است که قصد دارد جلیقه انفجاری خود را میان دانشآموزان این مدرسه منفجرکند.
حسن که به گفته دوستان و اطرافیانش بارها گفته بود، آماده است جان خود را فدای کشورش کند، در لحظه تصمیم خود را میگیرد. در حالی که دوستان حسن مانع از اقدام او میشوند، اما این نوجوان پانزده ساله به سمت فرد انتحاری حرکت کرده و مانع از رسیدن او به مدرسه میشود. فرد انتحاری نیز که با چنین مانعی روبهرو میشود، چند متر مانده به مدرسه خود را منفجر کرده و مرگ خود و حسن را رقم میزند. ارزش کار حسن زمانی خود را نشان میدهد که منابع خبری همچون تسنیم اعلام کردند بنا به گفته مقام پلیس این منطقه، انفجار در مدرسه ابراهیمزی میتوانست جان یکهزار دانشآموز را بگیرد. این اتفاق واکنش فراوانی در جامعه پاکستان داشته است. بسیاری از مردم پاکستان فداکاری اعتزاز را ستایش میکنند و حتی برایش تقاضای اعطای بالاترین نشان نظامی را دارند. اما اوج کار حسن را میتوان فقط در جملهای خلاصه کرد که پدرش به یکی از روزنامههای پاکستان گفت: «اعتزاز با این کار اشک مادرش را درآورد، اما از اشک ریختن صدها مادر دیگر جلوگیری کرد.»
حسین خلیلی / گروه بینالملل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: