پسربچه «کرای چیک» می خواهد مثل کوری یر شود

ریچارد کرای چیک تنیسور مرد هلندی و فاتح گرانداسلم ویمبلدون 1996 بسیار زود بازنشسته شد و در نتیجه حالا با 35سال سن سابقه دو سال شرکت در «تور مسن»های تنیس را دارد.
کد خبر: ۶۳۲۵۳
او در دوران اوجش که نیمه دوم دهه 1990 بود با بازی قدرتی اش بسیاری از حریفان را بویژه روی زمینهای هاردکورت ، چمن که ویمبلدون روی آن انجام می شود و اصولا هر نوع زمینی که توپ روی آن سریع می دود ، به ستوه آورده بود و هر چقدر که روی «کلی» (زمینهای خاکی) فاقد صلابت بود ، در هاردکورت می خرامید و امتیاز می گرفت و البته با وزش اولین نسیم های نامساعد کناره گیری کرد و همان طور که پیشتر گفتیم سر از مسابقاتی درآورد که برای مسن ها و افراد بازنشسته تور عادی سر می گیرد.اما حالا او یک مشکل اضافی دارد و آن چند شکست مکرر در تور مسن ها در برابر جیم کوری یر امریکایی است که با او «هم عصر» بود و تقریبا همزمان با وی بازنشسته شد و مثل او در رقابت های تنیس ویژه مسن ها شرکت می کند.
وقتی در تورنمنت اخیر مسن ها در روتردام کرای چیک به کوری یر باخت و زمانی که این واقعه بعدا تکرار شد، اتفاقات خاصی افتاد. بگذارید از زبان خود این تنیسور 1.90 متری و هنوز سر حال بشنویم.
«وقتی برای بار اول به کوری یر باختم ، دختر کوچکم به گریه افتاد. به او دلداری دادم و ظاهرا قضیه تمام شد. اما به فاصله 5 هفته دوبار دیگر هم تسلیم کوری یر شدم و پسر کوچکم نیز که الک نام دارد و 4.5 ساله است ، شاکی شد و جوش آورد و قضیه شکلی جدی تر پیدا کرد. خبرنگاری به روی سکوها رفت و از او پرسید وقتی بزرگ شدی آیا می خواهی به اندازه پدرت یک تنیس باز موفق و قوی بشوی ولی او سریعا برگشت و گفت: «نه ، من می خواهم وقتی بزرگ شدم ، مثل جیم کوری یر شوم!».
از بداقبالی کرای چیک حتی وقتی او و کوری یر جوان تر از امروز بودند و در تور عادی و حرفه ای تنیس (A.T.P) شرکت می جستند ، آنجا نیز کوری یر رکورد بهتری در تلاقی های رودررو با حریف هلندی داشت و در قبال فقط یک شکست او را 7 بار مغلوب کرده بود ، ولی این باخت های اخیر است که بیشتر در ذهن دختر و پسر کوچولوی کرای چیک مانده است و درباره نتایج جوانی پدرشان فقط چیزهایی را خوانده و شنیده اند.
کرای چیک می گوید: «معمولا چند سالی طول می کشد که یک پسر به دلیل یک سری اتفاقات بد احترامش را نسبت به پدر از دست بدهد ، اما از بدشانسی من ، فقط دو سه ماه طول کشید تا برای من چنین اتفاقی بیفتد. الک آنقدر بزرگ شده است که فرق برد و باخت را خوب بداند. حریف او نمی شوم و نمی توانم نظرش را عوض کنم. بنابراین شاید مجبور شوم با کوری یر صحبت کنم و یک جور او را متقاعد و راضی کنم که مسابقه بعدی را به من ببازد، به هر حال او هم پسر و دختر دارد و احساس مرا درک می کند!»
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها