در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

خیلی پیشتر، کتاب تنها وسیله مطالعه بود و سپس روزنامه و امروز مطبوعات به این مجموعه افزوده شدند اما همه این وسایل را میتوان به لحاظ محتوایشان به دو دسته تقسیم کرد: الف- کتابها یا روزنامهها یا مطالب عامهپسند و ب ـ کتابها، روزنامهها و مطالب نخبهگرا و نیز رسمی.
«عامهپسند»ها (اعم از کتاب، روزنامه و منابع اینترنتی) در محاورات رسمی و نخبهگرا چندان مورد اشاره و بررسی قرار نمیگیرد، ولی تاثیرگذاری این دسته از مطالب بسیار زیاد بوده و گردش مالی بسیار بالای این دسته از مطالب یکی از دلایل این مدعاست. یکی از تبعات گردشهای مالی و منافع اقتصادی این گونه مطالب در عرصه مطبوعات، فراگیر شدن مطبوعات عامهپسند و به حاشیه رفتن مطبوعات رسمی (اعم از دولتی و خصوصی) است. در نتیجه آن دسته از مردمی که به علل متفاوت به مطالعه علاقهمند میشوند، به جای مطالعه مطبوعات رسمی و آگاهیبخش به سمت مطبوعات به اصطلاح «زرد» و «عامهپسند» میل پیدا میکنند و عملا نه خود و نه جامعه از بالارفتن ساعات مطالعه نفعی نمیبرند.
اما مطبوعات عامهپسند چیست و چه جذابیتی دارد که نگاه عامه را به سمت خود جذب میکند و اصلا چرا به حال جامعه مضر است؟ چرا مطالعه نشریات عامه پسند نه نفعی برای جامعه دارد و نه نفعی برای خود فرد؟ شاید بهتر باشد پاسخ این مسائل را پیش از اینکه در خود مطبوعات عامهپسند جستجو کنیم، در ماهیت خود مطبوعات رسمی جستجو کنیم. به عبارت دیگر بهتر است جستجو را از اینجا آغاز کنیم که مگر قرار است مطبوعات رسمی چه کاری انجام دهند و چه منفعتی به ما برسانند که مطبوعات عامهپسند ما را از آن منافع محروم میکنند؟ کارکرد اصلی مطبوعات رسمی چیست؟ مطبوعات در درجه اول باید دارای چه ویژگیهایی باشد؟ به عبارت دیگر، مطبوعات عامهپسند از کدام ویژگی مثبت مطبوعات رسمی بینصیب است؟
یکی از تفاوتهایی که بعد از ورود رسانهای چون مطبوعات در زندگی انسانها ایجاد شد، این بود که بسیاری از اطلاعات و اخبار از انحصار عده قلیلی درآمد و به سمع و نظر عموم رسید. درواقع، پس از ورود مطبوعات به جوامع، حاکمان سیاسی فقط انسانهای آگاه از اخبار و رویدادهای مهم نبودند، بلکه عموم مردم نیز از بسیاری از اخبار مهم اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آگاه شدند.
اما این یک روی سکه مطبوعات است. این ویژگی مطبوعات رسمی در مقابل مطبوعات عامهپسند است. مطبوعات عامهپسند چنین خصوصیتی ندارد، بلکه فرآیند حاکم بر آنها به نحوی است که اتفاقا عکس این خصوصیت را دارند. مطبوعات عامهپسند به جای اینکه توجه مردم را به مسائل اصلی جامعه و سیاست و اقتصاد جلب کنند، آنها را متوجه موضوعات دمدستی و سطحی زندگی خود عوام یا در نهایت چهرههای مشهور کاملا فرعی جامعه ـ همچون بازیگران سریالها و فیلمهای عامهپسند ـ میکنند. اما چرا تودههای مردم به این گونه موضوعات بیشتر توجه نشان میدهند تا موضوعاتی که در زندگی آنها تاثیر بیشتر و عمیقتری دارد؟ یکی از دلایل این است که اندیشیدن به مسائل عمیق و ریشهای به تامل و دقت و زحمت بیشتری نیاز دارد و از آنجا که توده مردم عموما از قشر اقتصادی متوسط به پایین هستند و ساعات بسیاری را به کار مشغولند و در اوقات فراغت چندان استقبالی به فعالیتی که زحمت و سختی تامل و تفکر را بر آنها تحمیل کند، نشان نمیدهند.
اما به نظر برخی متفکران عرصه رسانه، این مساله یک علت عمیقتر دارد و آن به تفاوت صوری و ساختاری مطالب مطبوعات رسمی با مطبوعات عامهپسند مربوط است. مطالب مطبوعات به طور کلی دو دسته است: الف ـ مطالب تحلیلی، منطقی و پژوهشی و ب ـ مطالب روایی و داستانی. مطالب تحلیلی، منطقی پژوهشی غیر از اینکه اخبار حوادث و رویدادها را به اطلاع مخاطب میرساند، ریشهها و زمینههای ایجاد این رویدادها را نیز مورد پژوهش و تحلیل قرار میدهد.
گاه یک مطلب تحلیلی پرمایه، ریشه یک حادثه را در وقایع بسیار دور مورد بررسی قرار میدهد و حلقه پیوند حادث دور و نزدیک را بخوبی تشخیص داده و برای مخاطب توضیح میدهد. شیوه مطبوعات رسمی در بررسی رویدادها، چنین شیوهای است. مطبوعات رسمی (اعم از دولتی و خصوصی) معمولا براساس چنین شیوهای به بررسی اخبار و وقایع میپردازد. البته نباید این نکته را فراموش کرد هر تحلیلی، یک تحلیل صحیح و صادق نیست، اما مهم این است که شیوه روزنامههای رسمی، عمدتا شیوه تحلیلی است و نه روایتگری.
اما سبک داستانی و روایی چگونه است؟ سبک داستانی و روایتگری که مطبوعات عامهپسند معمولا به آن تمایل دارند، رویدادها و وقایع را در قالب داستانهایی که در یک محدوده زمانی و مکانی بسیار کوچک و حتی شخصی و خصوصی روی داده است، مینگرند. در سبک روایی و داستانی مطبوعات عامهپسند، حتی رویدادهای بسیار مهم، به داستان کوتاه برملا شدن رازهای زندگی خصوصی فلان مدیر یا فلان سیاستمدار یا فلان سرمایهدار خلاصه میشود.
بنابراین در بررسی یک رویداد مهم و جنجالی، مطبوعات عامهپسند به داستانهای کوتاه بسنده میکنند و نه به تحلیل ریشهای و ساختاری به وجود آمدن آن رویداد. انتخاب سبک داستانی توسط مطبوعات عامهپسند با ساختار اقتصادی این گونه مطبوعات همخوانی دارد. چرا که تودههای مردم به روایتهای داستانی جذاب و در عین حال ساده فهم تمایل بیشتری دارند و راحتتر بابت چنین مطالبی حاضر به پرداخت پول هستند. همین مطلب از نشریات عامهپسند یک ساختار منسجم و جذاب میسازد: صاحبان مطبوعات عامهپسند برای سود بیشتر به داستانپردازیهای سطحی در جامعه میپردازند و مردم و تودههای خسته از کار روزانه برای رفع خستگی، برای خواندن و لذت بردن از این داستانهای سطحی و بیمحتوا پول میدهند. اما این ساختار منسجم و جذاب، مانع رشد و ترقی و حرکت جامعه به سمت پیشرفت خواهد بود.
ساعد عالمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: