در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هرچند این نشریات ادعای وجود بشقاب پرنده و دعاوی مشابه را مبتنی بر هیچ دلیل قانعکننده علمی نمیکنند، ولی با همین مطلب که دولتها و سلطهگران راه را بر دستیابی به ادله قانعکننده بستهاند، مخاطب خود را تا حد زیادی قانع میکنند، اما چرا مخاطب در برابر چنین استدلال ضعیفی قانع میشود؟ پاسخ این مساله را در جایگاه و وضع مخاطبان اینگونه نشریات باید جست.
مخاطبان نشریات عامهپسند معمولا از اکثریتی هستند که از قدرت و ثروت حداقل سهمی به آنها رسیده است. این قشر عموما از لحاظ اقتصادی متوسط و ضعیف به نحو طبیعی خود را در مقابل نهادهای قدرت و ثروت میبیند. اقلیت قدرتمند و ثروتمند از نگاه قشر متوسط و ضعیف جامعه، افرادی هستند که به واسطه بهرهمندی از فرصتهایی که چندان مبتنی بر شایستگی نبوده است، به قدرت و ثروت بیشتری دست یافتهاند. بنابراین نوعی حس ناراحتی و نداشتن رضایت از این فاصله، بین قشر متوسط و ضعیف جامعه، نسبت به فعالان نهادهای قدرت و ثروت به نحو طبیعی وجود دارد.
قشر متوسط و ضعیف توانایی مقابله با نهادهای قدرت را به نحو عینی در خود نمیبیند و حتی در بعضی موارد چنین کاری را به مصلحت خود نیز نمیداند. به همین دلیل این مقابله به شکل ذهنی و درونی ایجاد میشود، به این نحو که این قشر به نحو طبیعی به تصویری که نهادهای قدرت و ثروت ارائه میدهند، میل به شک و بدبینی دارد. روزنامههای نخبه گرا عمدتا از چشم مردم توده و کوچه و بازار، از عوامل نهادهای قدرت و ثروت محسوب میشوند، عواملی که سعی دارند تصویر مورد نظر همین نهادها را به مردم انتقال دهند، اما روزنامههای عامهپسند، به جهت استقلال مالی نسبی خود از نهادهای قدرت و ثروت و وابستگیشان به قدرت خرید مردم، میتوانند تصویری از وقایع ارائه دهند که چندان با روایت مورد نظر نهادهای قدرت و ثروت همخوان نیست. بنابراین میل درونی عوام و تودههای مردم به ساز مخالفزدن با ساختارهای سیاسی و اقتصادی بر جوامع، ازطریق نشریات عامهپسند ارضا میشود و شک و تردید آنها به اخبار و اطلاعاتی که روزنامههای نخبهگرا به آنها ارائه میدهند، از سوی نشریات عامهپسند تائید میشود.
براساس آنچه بیان شد، نشریات عامهپسند یک کارکرد ناصواب و حتی احتمالا خطرناک دارند که عبارت است از این که برای مطالب خود، نیاز چندانی به ارائه دلیل منطقی و علمی نمیبینند و بنابراین میتوانند به گسترش و توسعه شایعات بیپایه دامن بزنند، اما این نشریات ویژگیهای مثبتی نیز دارند. یکی از این ویژگیها این است که میتوانند زمینهای برای فهم و انعکاس امیال موجود در متن جامعه و همچنین نقد ـ هرچند خام و سطحی ـ تودههای جامعه به نظم موجود ایجاد کنند.
یکی دیگر از کارکردهای مثبت این نشریات، میدان دادن به قوای تخیل است. هرچند خیالپردازی و تخیل، میتواند افراد را از متن زندگی دور کند و به وادی ناکجاآباد سوق دهد، ولی واقعیت این است که بسیاری از اکتشافات و معارف علمی، ابتدا به نحو داستانهای خیالی بدون دلیل علمی در طول تاریخ مطرح شده است و همین خیالپردازیها برخی دانشمندان را بر آن داشته تا درباره این داستانپردازیها به تحقیق بیشتری بپردازند و شواهد علمی را در این تحقیقات به دست آورند.
بنابراین نشریات عامهپسند را نباید صرفا عنصری مضر و منفی برای جامعه دانست، بلکه این نشریات دارای قابلیت کارکردهای مثبت هستند، اما نباید کارکرد نشریات نخبهگرا را از نشریات عامهپسند انتظار داشت. کارکرد مثبت نشریات عامهپسند، میدان دادن به قوه تخیل و در عین حال میل به نقد ساختارهای قدرت و ثروت است که میتواند در طولانیمدت از یکسو به کشف حقایق جدید علمی و از سوی دیگر به اصلاح این ساختارهای قدرت و ثروت بینجامد. یکی از این کارکردها (یعنی میدان دادن به تخیل افراد) به طور کلی در قلمرو مطبوعات نخبهگرا نیست، زیرا این مطبوعات و نشریات موظف هستند دعاوی خود را به نحو جزئی و مبتنی بر شواهد معقول و حتی محکمهپسند ارائه کنند، اما کارکرد دیگر نشریات عامهپسند تا حدی با کارکرد نشریات نخبهگرا همپوشانی دارد، هرچند این دو در رسیدن به این کارکرد، به شیوههای متفاوتی عمل میکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: