در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یادش بهخیر! زمانی بزرگترین دغدغه زندگی همه ما، صبح زود از خواب بیدارشدن و رفتن به مدرسه بود! وقتی بزرگتر میشویم، تصمیم میگیریم روی پای خود بایستیم، کاری پیدا کنیم و پساندازی داشته باشیم، اما شرایط هیچوقت آنطور که انتظار داریم، پیش نمیرود. از طرفی تلاش میکنیم کار و درآمد خود را داشته باشیم، از طرف دیگر باید رضایت خانواده و دوستان را هم جلب کنیم.
دیگر همه میدانند که موفقیت کامل در چنین چیزی تقریبا امکانپذیر نیست. «رماننویس» یک بازی در مورد مسائل و مشکلات زندگی بزرگترها است. به بیان دیگر به نوعی شبیهسازی زندگی محسوب شده و تجربه آن ممکن است به مذاق کمسن و سالترها خوش نیاید. شخصیت اصلی بازی، دَن کاپلان نام دارد. او نیز همانند آلِن وِیک نویسندهای است که ذهنش برای نوشتن رمان تازه به بنبست خورده است، از این رو به همراه همسرش لیندا و پسرش تامی، برای تابستان یک خانه بزرگ و ویلایی زیبا در بالای تپهای جنگلی مشرف به اقیانوس اجاره میکنند به این امید که تغییر منظره و تنوع در زندگی کمکی در حل مشکلاتشان باشد. البته رمان دَن تنها مشکل این خانواده نیست، لیندا نقاش خلاقی است که از حرفه خود ناامید شده و تامی نیز از آن دسته بچههایی است که در مدرسه گوشهگیر و تنها هستند و اغلب هدف آزار و اذیت دیگران میشوند.
«رماننویس» داستانی شاخهای دارد، یعنی با توجه به تصمیمهایی که اتخاذ میکنید، نتیجه بازی تغییر میکند و تصمیمهای شما روی زندگی خانواده کاپلان تاثیر میگذارد. از آن جا که بخش عمدهای از بازی متمرکز روی این قضیه است، شاید آن را «رمان تعاملی» قلمداد کنید، اما واقعیت این است که المانهایی از سبک مخفیکاری نیز در گیمپلی بازی وجود دارد که به واسطه حضور شما در خانه کاپلانها است! بله شما به عنوان نیرویی نامرئی در خانه وجود دارید که در صورت برخورد رو در رو با افراد خانه، آنها حضورتان را درک کرده و تا جایی که مسیر خط دید آنها با خودتان را نشکنید، به تعقیب کردنتان ادامه میدهند.
هرچه این تعقیب بیشتر ادامه داشته باشد، صفحه به مرور سفید و سفیدتر میشود تا جایی که عملا دیگر چیزی را نمیبینید و نمیتوانید فرار کنید. به هرحال همیشه گفتهاند که پیشگیری بهتر از درمان است پس بهترین کار، دیده نشدن توسط کاپلانهاست اما چگونه؟ یکی از مکانیکهای اصلی بازی تسخیر لامپهاست، شما میتوانید با مخفیشدن در لامپهای خانه و حرکت بین آنها، در اتاقها سرک کشیده و با بخشها و افراد تعامل داشته باشید. گاهی ممکن است حضور افراد، مزاحم تعامل شما یا یک بخش خاص شود در این صورت میتوانید با به سوسو انداختن لامپ، توجه کاپلانها را جلب کرده و سپس مخفیانه به سراغ آن بخش بروید.
وقتی دَن، لیندا یا تامی را میبینید، میتوانید افکار آنها را بخوانید و متوجه شوید که در آن لحظه، دغدغههایشان چیست، اما این افکار تنها به صورت سر فصل مانند نوشته میشوند و برای دانستن بیشتر در مورد آنها، علاوه بر اینکه بهتر است افکار دیگر اعضای خانواده را نیز بخوانید، باید بخشها، دفترچهها، نامهها، یادداشتها، نقاشیها و مواردی این چنینی را که در هر مرحله از بازی به تعداد مشخصی برای هر فرد خانواده وجود دارد، پیدا کرده و اطلاعات به دست آورید. با کسب اطلاعات کافی، میتوانید با نزدیکشدن مخفیانه از پشت، به خاطره شخصیتها نفوذ کرده و با مشاهده آنها و سپس خارجشدن از حافظه و خواندن مجدد افکار، به خواسته افراد در آن مرحله پی ببرید.
هر یک از اعضای خانواده در هر مقطع خواستهای دارد، مثلا در هفتهای که دَن باید بخشی از فصول کتاب را برای تبلیغات تحویل ناشر دهد، تامی دوست دارد یکی از معدود دوستانش را به خانه دعوت کند و از طرفی هم پدر و مادر لیندا برای تعطیلات آخر هفته میخواهند سری به شما بزنند. شما تنها میتوانید یکی از این تصمیمها را انتخاب کنید، البته اگر اطلاعات کافی از دیگر خانواده به دست آورده باشید، هنگام شب نیز میتوانید تصمیم دومی را انتخاب کرده و آن را در گوش دَن زمزمه کنید اما همیشه نتیجه اصلی به تصمیم اولیه مربوط است و هیچگاه رضایت دو نفر دیگر به طور کامل جلب نمیشود.
از آنجا که همه در مورد خواستههایشان حق دارند، تصمیمهای بازی کاملا درست یا غلط نیستند. نکته جالب در مورد تامی است، او حرفهایش را با نقاشیهایش میزند! رضایت او را جلب کنید تا نقاشیهای شاد بکشد و به خواستههایش توجه نکنید تا شاهد رفتار متفاوت او باشید.
در انتهای هر مرحله نتیجه تصمیمهایتان در سه شات نمایش داده میشود و وارد مرحله بعد میشوید. اینکه دَن به قیمت از دستدادن خانواده، در کارش به موفقیت کامل برسد، کارش را از دست داده اما در کنار خانواده زندگی کند، قرارهای ملاقاتش را بهدلیل نمایشگاه همسرش کنسل کند یا خیر و برنامه تعطیلات آخر هفته در ساحل را به خاطر تامی به شهر بازی رایگان تغییر دهد، همه این تصمیمها به عهده شماست. سبک هنری بازی سِلشِید بوده و از ایرادهای بازی میتوان به تکراریشدن ساختار گیمپلی اشاره کرد. اگر از علاقهمندان به قصه و داستان در بازیها هستید، تجربه The Novelist را به هیچعنوان از دست ندهید.
|
حداقل سیستم مورد نیاز PC |
|
|
OS |
Windows Vista SP2 |
|
CPU |
1.8 GHz |
|
RAM |
2 GB |
|
Graphics |
256 MB |
|
HDD |
800 MB |
مجید رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: