پرونده انتقام خونین روی میز قاضی

پرونده زن جوانی که با همدستی شوهرش ، جوانی را که با وی در ارتباط بود، به قتل رسانده است ، برای صدور رای نهایی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.
کد خبر: ۶۳۱۹۹

اردیبهشت سال گذشته ، خانواده جوانی به نام احمد - ک با مراجعه به ماموران انتظامی قرچک ورامین اعلام کردند پسر جوان آنها از چند روز قبل از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است .با اعلام ناپدید شدن این جوان ، ماموران انتظامی ورامین تلاش گسترده ای را برای یافتن وی آغاز کردند.در نخستین مرحله ماموران به بازجویی از دوستان احمد (جوان ناپدید شده) پرداختند که یکی از آنها به ماموران گفت : از مدتی پیش احمد، زن جوانی به نام ربابه را صیغه کرده است و او احتمال می دهد این زن از احمد اطلاع داشته باشد. با مشخص شدن این موضوع ، ماموران با راهنمایی دوستان احمد ، زن جوان را دستگیر و از وی بازجویی کردند.در تحقیقات ، ربابه ابتدا منکر هرگونه اطلاعی از احمد بود و حتی ادعا می کرد چنین فردی را نمی شناسد ، اما ماموران که متوجه تناقض گویی های او شده بودند ، وی را مورد بازجویی های فنی و تخصصی قرار دادند که سرانجام او به قتل احمد با همدستی همسرش اعتراف کرد و علت آن را ارتباط پنهانی مقتول با خود عنوان کرد.ربابه در توضیح انگیزه خود از قتل گفت : مدتی پیش هنگام بازگشت به خانه ، چند جوان مزاحمم شدند ، اما احمد (مقتول ) با آنها درگیر شد.چند روز بعد او با من تماس گرفت و با معرفی خودش به من ابراز علاقه کرد. در تماسهای اولیه از آنجا که همسر و دو فرزند داشتم ، از او خواستم تا با من تماس نگیرد، اما بعد از مدتی او توانست مرا فریب دهد و با یکدیگر ارتباط برقرار کردیم . او در همه جا و پیش دوستانش مرا به عنوان همسر صیغه ای خود معرفی می کرد.بعد از مدتی فرزندانم از ارتباط من و احمد اطلاع پیدا کردند و موضوع را به همسرم گفتند. زمانی که همسرم از ارتباط ما مطلع شد، یک روز مرا قسم داد تا واقعیت را به او بگویم و من هم اگر چه در ابتدا انکار می کردم ، اما سرانجام موضوع ارتباطم را با این جوان برای او توضیح دادم و از او خواستم تا مرا بکشد و کاری با احمد نداشته باشد. آن روز به او گفتم حال که از ارتباط ما مطلع شده ای یا مرا بکش و یا این که ببخش و اجازه بده قضیه همین جا تمام شود، اما او دست بردار نبود و می گفت : من باید خودم از او انتقام بگیرم.

قتل با همدستی شوهر

او سپس از من خواست پسر جوان را به خانه مان دعوت کنم. من نیز پس از چند روز تسلیم خواسته های او شدم و در حالی که همسرم در گوشه ای از منزل مخفی شده بود، احمد را به خانه دعوت و وانمود کردم همسرم در خانه نیست .احمد به محض ورود به خانه مان ، از من پرسید که چند روز گذشته را کجا بوده ام ، به وی گفتم به مسافرت رفته بودم ، اما او شروع به فحاشی کرد و گفت که چرا برای رفتن به مسافرت از من اجازه نگرفته ای . او در حال دادوفریاد کردن بود که ناگهان شوهرم با چاقویی که از قبل تهیه کرده بود ، به او حمله کرد و به او چندین ضربه زد. من هم طنابی را که از قبل آماده کرده بودم به دور گردنش انداختم و فشار دادم .زمانی که از مرگ او مطمئن شدیم ، با شوهرم او را درون یک گاری گذاشتیم و به داخل خرابه ای در نزدیک خانه مان منتقل کردیم و در آنجا پس از آتش زدن جسد از محل متواری شدیم .با اعترافات این زن ، ماموران به محلی که آنها نشان دادند ، رفتند و جسد سوخته جوان مقتول را کشف کردند.با اعترافات صریح متهمان ، پرونده برای صدور رای نهایی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد که قرار است قضات دادگاه 16 اردیبهشت این پرونده را به صورت فوق العاده بررسی کنند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها