واقعی ترین تلویزیون واقعیت با حضورطرفداران بوش

صبح از خواب بیدار می شوی ، مسواک می زنی و چشمهای خواب آلودت را با پاشیدن چند مشت آب به صورت ، از هم باز می کنی و مستقیم به سمت آشپزخانه می روی برای خوردن قهوه ای ، چایی یا هر چیز دیگری که برای صبحانه گیر بیاوری.
کد خبر: ۶۳۰۴۹

در اتاق نشیمن شروع به گشتن می کنی تا کنترل تلویزیون را بیابی. آه این کنترل کجاست؛ خب معلوم است جای همیشگی ، درست لابلای کوسن های کاناپه.
تلویزیون را روشن می کنی و مثل همیشه از کانالی به کانال دیگر تا بفهمی در این پنج شش ساعتی که خواب بوده ای چه اتفاقاتی افتاده است و تو بی خبر بوده ای؛
در نهایت چشمهایت روی یک قیافه آشنا خیره می ماند، تمیز و مرتب و خوش قیافه. او جولی چن ، مجری برنامه ارلی شو شبکه سی بی.اس است.
در اینجا می توانی خلاصه ای از آنچه شب گذشته اتفاق افتاده است ، داشته باشی. لطفا ملیت بیننده تلویزیونی فوق را حدس بزنید. بر اساس فضای موجود 3 احتمال وجود دارد. امریکایی؛ نه. کانادایی؛ نه. انگلیسی؛ نه.
ژاپنی؛ استرالیایی؛ نه.نه. هیچکدام. همه حدسهای شما غلط است.
بیننده ما یک عراقی است. یا حتی یک اردنی ، لبنانی یا حتی یک سوریه ای ، عربستانی و حتی کویتی و در یک کلام یک عرب. تعجب نکنید بزودی از ماجرا سر در می آورید.
2سال پیش بزرگترین بخش جنگ در عراق به ریختن بمبهای خوشه ای و موشکهایی با فناوری های بالا که می شد آنها را از راه دور کنترل کرد، خلاصه می شد؛ اما حالا نوع نرم تری از جنگ در جریان است و شاید هم مرحله دوم از همان جنگ اول است.
حالا ما با رسانه های امریکایی مورد حمله قرار گرفته ایم. آنها هرجایی که بخواهید هستند. همه چیز با صدای امریکا شروع شد که ما حتی قبل از آغاز جنگ هم به آن دسترسی داشتیم.
پس از جنگ ایستگاه های رادیویی بیشتری راه افتادند؛ رادیوهایی که با استفاده از صداهای ماشینی به ما می گفتند بچه های خوبی باشیم و سلاحهایمان را تحویل دهیم و از خانه بیرون نیاییم ، رادیوهایی که اخبار امریکایی را درباره درگیری ها و مشکلات عراق به خورد ما می دادند و رادیوهایی که فقط موسیقی پخش می کردند.
با شیوع ماهواره ما توانستیم به انواع موسیقی های دلخواه امریکایی ، کمدی های موقعیت تلویزیونی و فیلمهای امریکایی دسترسی یابیم. در واقع این برنامه ها فقط عراق را هدف نگرفته اند، بلکه همه منطقه به نوعی درگیر این حمله نرم است و باید بگویم برنامه ریز بسیار دقیق و ظریفی پشت آن نهفته است.
الحره ، شبکه ای ظاهرا آزاد، هدیه امریکایی ها به جهان عرب است. آنچه آنها انجام می دهند نمایش مستندهای ترجمه شده امریکایی درباره حوادث تاریخی ، ستاره های سینما و نقاط دیدنی و گردشگری جهان است.
در لابلای این برنامه ها مجریان عرب زبان ، ما را در جریان اخبار روز قرار می دهند، آن هم به گونه ای که انگار داریم شبکه خبری فاکس را به زبان عربی تماشا می کنیم.
این اخبار درباره جهان عرب است ، اما به سبک و سیاقی که امریکایی ها می پسندند.شبکه های جدید ملی ما بیشتر به شوخی می ماند. یکی از سرگرم کننده ترین آنها و در عین حال دارنده زشت ترین روشها، العراقیه است.
این تلویزیون به خرج امریکایی ها می گردد و مملو از برنامه های احمقانه است که حاصلی جز تحریکات قومی مذهبی ندارد. عراقی ها اصولا به این شبکه اعتمادی ندارند چرا که برای آنها مسجل است هدف آن تبلیغ افکار و اندیشه های ضد اسلامی امریکاست.
پس از آن به مجموعه ام.بی.سی می رسیم ؛ شبکه ای که به وسیله سعودی ها راه اندازی شد و به فعالیت خود ادامه می دهد، اما تا جایی که می دانم مرکز آن در دبی است.
ام.بی.سی چند کانال دارد. اما بی خطرترین آنها همان شبکه اصلی ام.بی.سی است که مجموعه ای اخبار، تاک شو و فیلمهای عربی و بخصوص مصری و برخی مواقع موسیقی و چیزهای دیگر است.
بعد ما با العربیه که متعلق به ام.بی.سی است آشنا شدیم که سعی می کند نسخه عربستانی شبکه الجزیره باشد. به طور همزمان با راه اندازی شبکه ام.بی.سی 2 مواجه شدیم که تنها فیلمها و برنامه های امریکایی با زبان اصلی را پخش می کند.
برنامه هایی از قبیل تاک شو اپراه وینفری تا کمدی های محبوب مثل دوستان و فیلمهای سینمایی. اوائل امسال ام.بی.سی دست به اقدام عجیبی زد.
این شبکه اعلام کرد از این پس ام.بی.سی 2، تنها فیلمهای سینمایی امریکایی پخش خواهد کرد. از فیلمهای کابویی قدیم کلینت ایستوود گرفته تا فیلمهای تازه تری چون ذهن زیبا.
برنامه هایی که تا کنون در ام.بی.سی 2پخش می شده بدون تغییر به شبکه جدیدی به نام ام.بی.سی 4 منتقل خواهد شد.
یعنی باز هم شبکه ای تازه با محتوایی تازه برای مخاطبانی که گویا سیری ناپذیرند. ابتدا خوشحال شدم. من شخصا چندان علاقه ای به دیدن فیلم ندارم و تماشای برنامه های تلویزیونی از قبیل تاک شو یا بولت های خبری را بیشتر می پسندم ، اما اولین باری که برنامه تاک شو 60دقیقه را در شبکه ام.بی.سی 4 دیدم ، فهمیدم یک جای کار غلط است و کاسه ای زیر نیم کاسه است ؛ چرا که بزودی متوجه شدم تنها برنامه 60 دقیقه نیست که قرار است از این شبکه پخش شود، شبکه بزودی سر و کله همه نمایش های تلویزیونی امریکایی در این شبکه پیدا شد و من تازه فهمیدم اگرچه تو در امریکا نیستی ، اما امریکا با همه فرهنگش از طریق یک شبکه عربی وارد خانه ات شده است.
نمی توانم اعتراف نکنم که در همان هفته اول افسون شدم. ساعتها به تماشای اخباری که به وسیله این برنامه های امریکایی ارائه می شد، می نشستم. مجذوب شیوه ساده آنها شده بودم. اخباری که آنها ارائه می کردند ساده بود و قابل هضم. درست مثل غذای بیمارستان.
همه چیز بدرستی سازماندهی و ساده شده بود تا بیننده همه چیز را باور کند. همه موضوعات بخوبی دسته بندی شده بود تا تو به چیزی شک نکنی : 2 دقیقه درباره حقوق زنان در افغانستان ، یک دقیقه درباره تمرین های نظامیان امریکایی در عراق و....
درست نزدیک یک ماه پیش برای ما از طریق این شبکه محبوب مصاحبه ای پخش شد از سابرینا هارمن ؛ زن پلیدی که عکس او در عمده تصاویر مربوط به زندان ابوغریب دیده می شد.
الیزابت وارگس در برنامه 20/20 با او مصاحبه می کرد. احتمالا همه شما او را دیده اید؛ همان زنی که به روی عراقی های بدبخت و گمنامی که در زندان ابوغریب برهنه شده بودند و با انباشت آنها روی هم یک هرم ساخته بودند، لبخند می زد.
سرتا سر این مصاحبه و برنامه ، رقت انگیز و نفرت آور بود. آنها سعی می کردند سربازهای جنایتکار صرب را بیگناه جلوه دهند و توجیه می کردند آنها تنها از روی ناچاری دستورات فرماندهان ارشد خود را اجرا می کرده اند و هیچ اختیاری درباره کارهای کثیف و شرم آور خود نداشته اند.
خوب حدس زدید. اگر آنها این موضوع را ثابت می کردند آنگاه خانم هارمن جنایتکار نیز تبرئه می شد؛ چون او نیز فقط دستورات را در زندان ابوغریب اجرا کرده بود.
آنها سپس رستورانی را نشان دادند که این زن سابقا در آن کار می کرد. چقدر مهربان بود و هر کس این نمایش مسخره را می دید فکر می کرد او چقدر انسان مهربان و شریفی است و تاکنون آزارش به یک مورچه هم نرسیده است.
ما نشسته بودیم و درست مثل آدمهایی که انگار جدای از این دنیا هستند یا گویی در کهکشان دیگری زندگی می کنند به این نمایش نگاه می کردیم.
بارها از طریق رسانه های مختلف خوانده بودم که آنچه از رسانه های جریان اصلی امریکا پخش می شود فاصله زیادی با حقیقت دارد، اما هرگز بدرستی مقدار این فاصله را نمی دانستم.
آن موقع همه چیز دستگیرم شد. آنجا چقدر همه خوب بودند، مهربان و مخلص. من برای تلویزیون های واقعیت پیشنهادی دارم. حالا که برنامه های این ژانر اینقدر طرفدار دارد، بد نیست این طرح را به اجرا درآورد.
15نفر از طرفداران بوش را به مدت 14روز در خانه ای ، حالا بگو فلوجه ، حبس کنید و از آنها فیلم بگیرید. آن گاه ما به عنوان بینندگان سینه چاک برنامه های تلویزیون واقعیت ، کنار آمدن آنها با بی آبی ، بی برقی ، بی غذایی ، نبود دارو، مناطق ایست و بازرسی ، حملات و یورش های وحشیانه ، بمباران و... را تماشا می کنیم.
عجب نمایشی می شود این نمایش. آنگاه وقتی تنها داشته های اندک آنها در خلال بمباران های مکرر نابود شد و در زیر خروارها آوار مدفون شد یا با گلوله های سلاح های امریکایی از بین رفت ، ما تلاش آنها برای دوباره سازی و به دست آوردن مجدد دارایی خود را به عنوان زیباترین و واقعی ترین برنامه تلویزیون واقعیت تماشا خواهیم کرد.
ما آنها را در حالی که تلاش می کنند با دست خالی دوباره زندگی خود را بازسازی کنند تماشا می کنیم.

محمدرضا نوروزپور
noroozpuor@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها