برنامه‌های تلویزیون چگونه می‌تواند مخاطب را با خود همراه کند؟

جذب مخاطب و ارزش ثانیه‌ها

مباحثی چون مخاطب شناسی نه تنها در رسانه که در تمام عرصه‌ها اهمیت دارد. اگر بپذیریم هر نوع تولید کالایی است که باید عرضه شود، آن وقت درباره چگونگی عرضه آن و نیز افرادی که قرار است آن را مصرف کنند، تامل بیشتری خواهیم داشت. چیزهایی مثل پوشاک و ارزاق و لوازم منزل گرفته تا خودرو و ماشین‌آلات صنعتی همه در تعریفی جامع، با عنوان کالا طبقه‌بندی می‌شود؛ کالاهایی که برای افراد جامعه تولید می‌شود.
کد خبر: ۶۳۰۱۶۲

این تولیدات یا خارجی است یا داخلی. برای عرضه و فروش محصولات بازاریابی صورت می‌گیرد. جامعه مورد هدف شناسایی می‌شود. این‌که کدام گروه از افراد جامعه قرار است این کالا را استفاده کند و امکان عرضه این کالا در چه محدوده‌ای وجود دارد، به فراخور این شناسایی، تبلیغاتی نیز برای معرفی محصول انجام می‌شود. بازاریابی‌ها انجام شده و با توجه به رضایت یا نارضایتی مصرف‌کنندگان اصلاحات و رفع نواقص در تولیدات بعدی کالا صورت می‌گیرد. البته این نکته را نمی‌توان انکار کرد، آن هم مهر تائید یا همان استانداردهای لازم برای ثبت محصول است. این مراحل تقریبا در همه تولیدات داخلی کشورها دیده می‌شود.

در رسانه‌ها نیز برای تولید محصولاتی که به نام برنامه بر صفحه گیرنده‌ها ظاهر می‌شود، این روند با اندکی جرح و تعدیل در جریان است. تولیدات رسانه‌ای و از همه مهم‌تر رسانه‌ای به نام تلویزیون با توجه به تعریف و اهداف دولت‌ها برای مخاطبان صورت می‌گیرد. این‌که چه شبکه‌ای، در چه ساعتی چه برنامه‌ای را پخش کند؛ همان طور که پیشتر ذکر شد از ابتدای شکل‌گیری تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، قرار بر این بود که شبکه‌های مختلف سیما بنا بر هویتی رسانه‌ای، هر یک بنا به تعریفی که به‌واسطه آن نامگذاری شده است، به برنامه‌سازی بپردازند.

شبکه یک با عنوان شبکه ملی، شبکه دو آموزشی و فرهنگی، شبکه سه برای جوانان و پخش برنامه‌های ورزشی، شبکه چهار نخبگان و فرهیختگان و شبکه پنج شبکه استانی، شبکه شش خبر، شبکه هفت آموزش، شبکه هشت قرآن و... البته شبکه‌های سحر و جام‌جم نیز که برون‌مرزی است و قرار است برای فارسی‌زبانان و ایرانیان مقیم خارج از کشور به تهیه برنامه بپردازند.

در این میان شبکه‌های دیگری نیز چون پرس‌تی‌وی و الکوثر، امام حسین و ثامن نیز با اهدافی مشخص برنامه‌هایی را روی آنتن می‌برند تا سیاست‌های خاصی را به تبع آن تعمیم دهد. آنچه می‌ماند، نه حجم انبوه تولیدات و کالاهای مصرفی که رویکرد هر یک از شبکه‌ها در شناسایی و بازشناسی فعال ترین عنصر، یعنی مخاطب است. حال سوالاتی مطرح می‌شود. آیا تلویزیون توانسته در این چند دهه مخاطب خود را شناسایی کند؟ برنامه‌های تلویزیونی برای چه کسانی و به چه هدفی تولید می‌شود؟ گروه‌های برنامه‌ساز با چه تعاریفی و بر چه اساسی شکل گرفته‌اند؟ رویکرد هر یک از شبکه‌ها با توجه به عنوان و هویت‌شان در برنامه‌سازی چیست؟ تعریف مخاطب در هر یک از این شبکه‌ها کدام است؟ علت شباهت ساختاری و مضمونی شبکه‌ها به یکدیگر و نیز تفکیک نشدن برنامه‌ها از هم چیست؟ به چه دلیل در جدول برنامه‌های شبکه‌های مختلف عملا برنامه‌هایی با قالب و فرم و حتی محتوای یکسان دیده می‌شود؟ و...

برای روشن‌تر شدن بحث، به برنامه‌های خود شبکه‌ها در گروه‌های تامین برنامه رجوع می‌کنیم. شبکه‌های یک، دو، سه، چهار و پنج از شروع روز به پخش برنامه‌هایی می‌پردازند که برنامه‌های صبحگاهی نام دارد. این برنامه‌ها با اندک تفاوتی یک روند را دنبال می‌کند؛ روندی که با توجه به سرعت تغییر و تحول در جهان و عرصه‌ای به نام رسانه، ناکارآمد به نظر می‌رسد. برنامه‌هایی که قرار است پیش از فعالیت‌های کاری شاغلان، قبل از رفتن دانش‌آموزان به مدرسه و در ادامه فعالیت روزانه زنان خانه‌دار و بازنشستگان ساعات آغازین روز و صبح آنان را پر کند.

حضور مجری یا مجریانی در بخش‌های متفاوت، مباحث دینی، علمی، آموزشی، پخش موسیقی، بخش یا میان‌برنامه یا تصاویر، حضور کارشناسان، صاحب‌نظران و... در مباحث آموزشی، تربیتی، علمی، فرهنگی، دینی، اخلاقی و... این سیر با اندک تفاوت و تمایزی در طول دست‌کم یک دهه به گونه‌ای کاملا مرتب و عادی در جریان است. در این میان برنامه‌هایی با رویکرد متفاوت هم وجود داشته که موفق هم بوده، اما معلوم نیست به چه دلیل و با کدام منطق ادامه نیافته است. برنامه‌هایی که مشخص بود از همان ابتدا با در نظر گرفتن آنچه مخاطب نامیده می‌شود و توجه به نیاز مخاطب و سلیقه و ذائقه او برنامه تولید و برای هر یک از قسمت‌ها فکر شده است. این برنامه‌ها روز به روز درصدد تصحیح و رفع نواقص بر می‌آمد و از طریق نظرسنجی از مخاطب و با یاری کارشناسان و مشاوران تغییراتی اعمال می‌کرد. بی‌شک برنامه صبحگاهی«مردم ایران سلام» را می‌توان از جمله برنامه‌های موفق صبحگاهی به حساب آورد که سازندگانش حتی در انتخاب فرم و قالب برنامه، محتوا، موسیقی و مباحث، حضور مجریان، دعوت از هنرمندان، بخش‌بندی‌های مختلف، بحث‌ها، کارشناسان و... تامل لازم برای تعامل با طیف گسترده‌ای از مخاطب را لحاظ می‌کردند.

در این برنامه‌ها، نه فقط موسیقی که تلفیق و ترکیب تصاویری مناسب با ریتمی کاملا بجا برای آغاز روز بود. قسمت‌های مختلف برنامه به گونه‌ای بود که در آن تفاوت بین شروع برنامه، ساعات میانی و بخش انتهایی برنامه مشهود بود. برنامه‌ای که توانسته بود درصد بالایی از مردم را با خود همراه کند و او را با توجه به انتخاب و تنوع شبکه‌های داخلی و خارجی حتی در ساعات آغازین روز جذب کند.

انتخاب مخاطب و ارزش ثانیه‌ها

جذب مخاطب در رسانه و بویژه تلویزیون با توجه به همان استانداردها در کیفیت محتوا و فرم، جذابیت‌های بصری و اطلاعات، موضوعات جذاب، تحلیل و بررسی دقیق، آگاهی‌رسانی و به تفکر واداشتن، همراه کردن فعالانه و ایجاد مشارکت صورت می‌گیرد. برای جذب مصرف‌کننده در تولیدات رسانه‌ای، رقابت تنگاتنگی در جریان است. شبکه‌ها از سویی با یکدیگر و از سوی دیگر با برنامه‌های کانال‌هایی که تنوع و مخاطب زیادی دارند به رقابت می‌پردازند.

برنامه‌ساز باید به این نکته واقف باشد که برای جذابیت بصری و محتوایی فقط چند ثانیه و در نهایت یک دقیقه فرصت دارد تا بیننده را با خود همراه کند. به اندازه زمانی که کنترل در دست مخاطب است و او در حال جستجو برای انتخاب برنامه مورد نظر. این انتخاب برای مخاطب زمانی بسیار اندک را شامل می‌شود و برنامه‌ساز باید در همین زمان اندک بتواند او را با خود و برنامه همراه کند.

معرفی برنامه هم باید به شیوه درستی انجام شود. انتخاب نام مناسب، چیدمان تصاویر جذاب با ساختاری که به نوعی جذاب است، انتخاب موضوعات بکر که بررسی‌ها و نگاه‌های متفاوتی به دنبال دارد و نیز احترام به شعور مخاطب در ارائه نظر و دیدگاهی که در نهایت به تامل او و حضور فعالانه‌اش منجر شود از جمله مواردی است که مخاطب را برای دیدن برنامه کنجکاو و علاقه‌مند می‌کند. مخاطب امروزی با منابع زیادی برای به دست آوردن اطلاعات روبه‌روست. تجربه ثابت کرده صحت و سقم، اصل یا جعلی بودن این منابع با بازخوانی و بازشناسی و دادن اطلاعات و آگاهی میسر است. هر نوع بازداشتن از تحقیق و پژوهش و مانع تراشی برای به دست آوردن منابع و اطلاعات وابسته به موضوعات از یک سو مخاطب را برای دسترسی مشتاق‌تر و از سوی دیگر اعتماد او را خدشه‌دار می‌کند.

آنچه را با عنوان شفاف‌سازی قرار می‌گیرد با همین ارائه اطلاعات و دادن آگاهی و به تفکر واداشتن مخاطب، می‌توان در بسیاری از مواقع هم عرض گرفت. برنامه‌سازی برای مخاطبی که در این برهه از زمان زندگی می‌کند، با توجه به آنچه عصر سرعت و انفجار اطلاعات نام گرفته بسیار دشوار است. با این‌که رسانه‌هایی موفق ارزیابی می‌شوند که در مواجهه با موضوعات و مخاطب خود اولین منتقد خود باشند و به اصطلاح در داد و ستدی که بین آنها و مصرف‌کننده صورت می‌گیرد، اعتماد متقابل را سر لوحه کار خود قرار دهند. این گونه رسانه‌ها دست‌کم در ظاهر بدون اعلام موضع مشخص و تحلیل جانبدارانه از سوی خود به عنوان رسانه، بنگاه خبری و پایگاه دولت‌ها، مواضع را از طریق افراد و آرا و اندیشه‌هایشان عرضه و با هوشمندی مخاطب را با خود همراه می‌سازند. این شیوه از برنامه‌سازی در تمام عرصه‌های برنامه‌سازی مدت‌هاست در کشورهای توسعه یافته دیده می‌شود. در واقع برای ورود به حوزه و عرصه‌ای به نام برنامه‌سازی و تولید بناچار باید قواعد و دستورالعمل‌ها را در دنیای جدید رعایت کرد و از تاثیرات دیگر بنگاه‌ها و پایگاه‌ها و عملی کردن اهدافشان بازنماند.

شبنم میرزین‌العابدین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها