***
استیوز از سال 1973 (1352) تا کنون، چهار ماه از سال را به سفر پرداخته و حاصل تلاشش بیش از 30 کتاب راهنمای سفر است. او همچنین در طول برخی از سفرهایش اقدام به فیلمبرداری و ساخت مستندهای گردشگری کرده است. سال 2009 (1388) استیوز در سفری که به ایران داشت فیلمی از جاذبهها و فرهنگ مردم ایران تهیه کرد. او همچنین خاطراتش از سفر به ایران را نیز در سایت شخصی خود منتشر کرده است که گزیدهای از آن را میخوانید.
بهار سال گذشته من به همراه تیم فیلمسازیام برای ساخت فیلم «ریک استیوز در ایران دیروز و امروز» به ایران سفر کردیم. من این خاطرات را برای به اشتراک گذاشتن تجربههای شخصی، درسهایی که در ایران آموختم و نظراتی که در طول سفرم به این کشور تغییر کردند، نوشتهام تا همانطور که این فرهنگ غنی سبب گیج و متحیر کردن من شد، برای شما نیز جالب و خواندنی باشد.
|
پس از30سال سفر به نقاط مختلف دنیا من هیچ جایی را به آسانی و لذتبخش بودن معاشرت با مردمی که حتی همزبان من نیستند، نیافتم. از بین جمعیت ایران بیشتر افراد جوان و تحصیلکرده بودند که براحتی با ما وارد گفتوگو میشدند. |
در ابتدا باید هدف اصلیام از سفر به ایران را شرح دهم. هدف اصلی و ماموریت ویژه من از سفر به ایران، شناخت کشوری بود که تاریخی بیش از 2500 سال داشت، اما من به عنوان یک آمریکایی شناخت درستی از آن نداشتم. آشنایی با فرهنگ و مردمی که این کشور را خانه خود میخوانند، دلیلی شد برای سفر به ایران و ساخت یک برنامه تلویزیونی مرتبط با این کشور. سفر ما به ایران 12روزه بود که تصمیم گرفتیم آن را در شهرهای تهران، اصفهان، شیراز و پرسپولیس بگذرانیم. سیمون گیریفس بهعنوان کارگردان و کارل بائر به عنوان فیلمبردار در این سفر با من همراه بودند. دو ایرانی یکی به عنوان راهنمای سفر و دیگری به عنوان محافظ پلیس در طول سفر با ما بودند. وقتی به سفارت ایران در یونان رفتم و توانستم براحتی روادید تهیه کنم تعجب کردم که چطور به سادگی توانستم وارد ایران شوم. واقعیت این است که ایرانیها علاقهمند ورود گردشگران خارجی به کشورشان هستند و از این که رسانههای غربی مرتبا تبلیغات منفی درخصوص کشورشان دارند و هرگز صمیمت، مهربانی و مهماننوازی ایرانیها را نشان نمیدهند، ناراضیاند. برای همین با کسانی که به قصد نشان دادن فرهنگ و تمدن ایرانی به کشورشان سفر میکنند، رفتار مناسبی دارند و از آنها استقبال میکنند. ما از فرودگاه آتاتورک استانبول به مقصد فرودگاه امام در تهران سوار هواپیما شدیم. من 30 سال پیش، زمانیکه 23 سال داشتم نیز با یک کوله بر دوشم به ایران سفر کرده بودم. در آن زمان سن کمی داشتم و دیدگاههایم با الان خیلی متفاوت بود.
پایتختی جوان و پرسر و صدا
تهران پایتختی جوان و پرسرو صداست که قلب مدرن ایران محسوب میشود. این کلانشهر پر از دود و آلودگی این روزها با انبوهی از آپارتمانها پرشده؛ از خاطرهایکه از تهران به یاد دارم آنقدر آپارتمانسازی نبود. از بالکن اتاقم در هتل که در طبقه پانزدهم است، خود را در میان این همه آپارتمان قد و نیمقد محصور مییابم. البته شاید این همه آپارتمان منطقی باشد چراکه باید بتواند پاسخگوی جمعیت 15 میلیونیاش باشد. برخلاف نظر بسیاری از خوانندگان وبلاگم که معتقد بودند سفر به ایران محدود خواهد بود، ما در اینجا هیچ محدودیتی برای رفتن به اماکنی که میخواستیم نداشتیم. بهترین تجربه ما در سفر ایران شاید صحبت کردن با مردم عادی در کوچه و خیابان بود. آنها با گشادهرویی در مقابل دوربین قرار گرفته و صحبت میکردند. خیلی جالب است پس از 30سال سفر به نقاط مختلف دنیا من هیچ جایی را به آسانی و لذتبخش بودن معاشرت با مردمی که حتی همزبان من نیستند، نیافتم. از بین جمعیت ایران بیشتر افراد جوان و تحصیلکرده بودند که با تسلط به زبان انگلیسی براحتی با ما وارد گفتوگو میشدند. نکته جالب دیگر این است که بیشتر نشانهها و علائم راهنمایی به دو زبان نوشته شدهاند که زبان دوم انگلیسی است. بیشتر ایرانیهایی که با آنها مستقیم وارد گفتوگو میشوم قصد دارند من را از این واقعیت مطلع کنند که ایرانی هستند نه عرب و زبانشان فارسی است نه عربی. گویا این مساله که در بیشتر کشورهایغربی ایرانیها و عربها بسیار نزدیک به هم توصیف میشوند، برایشان ناخوشایند است.
|
وحشتناکترین بخش سفرم در تهران، اوضاع ترافیک بود که دیوانهکننده است. رانندگان بسیار بیمحابا هستند و بدون هیچ ترسی تقریبا کمترین میزان از قوانین رانندگی را رعایت میکنند. رفت و آمد در تهران ترسناک بود. |
یکی از تاثیرگذارترین مکانهایی که در تهران بازدید کردم، دانشگاه تهران بود. اصلا فکر نمیکردم دانشگاههای ایران دارای چنین جوی باشد و آنقدر دانشجوی دختر در ایران امکان تحصیل داشته باشند. فضای دانشگاه تهران برایم یادآور دانشگاه برکلی بود، اما وحشتناکترین بخش سفرم در تهران، اوضاع ترافیک بود که دیوانهکننده است. رانندگان بسیار بیمحابا هستند و بدون هیچ ترسی تقریبا کمترین میزان از قوانین رانندگی را رعایت میکنند. رفت و آمد در تهران ترسناک بود.
مقصد زوجهای جوان ایرانی
اصفهان دومین شهر بزرگ ایران است که سه و نیم میلیون نفر جمعیت دارد. در اصفهان میتوان شکوه و عظمت ایران قدیم را دید. اصفهان یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام است که به گنبدهای لاجوردیاش شهره است؛ شهری که دارای پلهای معروف و رمانتیک است و اکنون دیگر برایم عجیب نیست که این شهر نخستین مقصد زوجهای جوان ایرانی برای گذراندن ماه عسلشان است.
| دیدن نماز جمعه در اصفهان تجربه خوب و متفاوتی بود. بعد از اتمام کار، یک روحانی با لبخندی بر لب و یک ظرف شیرینی در دست به نزدمان آمد. در میان شیرینیها بستنی سنتی ایرانی هم بود که خوردنش پس از خستگی کار چند ساعته بینظیر بود. |
به نظر میرسد همه مسیرها در اصفهان از میدان بزرگ امام آغاز میشود. ما فقط یک جمعه در ایران بودیم که مصادف بود با حضور ما در اصفهان. دیدن نماز جمعه در اصفهان تجربه خوب و متفاوتی بود. با گرفتن مجوز توانستیم از مراسم نماز جمعه مسلمانان فیلم بگیریم. بعد از اتمام کار که ما مشغول جمع کردن وسایل فیلمبرداری و رفتن بودیم، یک روحانی با لبخندی بر لب و یک ظرف شیرینی در دست به نزدمان آمد. در میان شیرینیها بستنی سنتی ایرانی هم بود که خوردنش پس از خستگی کار چند ساعته بینظیر بود. در حال خوردن شیرینیها من و مرد روحانی با هم کمی حرف زدیم و شوخی کردیم.
سرزمینی که روزی ابرقدرت بود
یکی از حسرتهایی که در سفر قبلیام به ایران داشتم این بود که چرا به بازدید از پرسپولیس نرفتم. البته پیشتر نیز گفته بودم که در آن زمان بسیار جوان بودم و نوع تفکرم با الان بسیار فرق داشت، اما در این سفر مهمترین بخش از زمانمان را به بازدید از پرسپولیس اختصاص دادیم تا بتوانیم در برنامه تلویزیونی تصاویر خوبی از این جاذبه ارزشمند ایران به نمایش بگذاریم. پس از ساعتها رانندگی توانستیم خود را پیش از غروب آفتاب به پرسپولیس برسانیم تا غروب زیبای خورشید را برفراز این سایت تاریخی با ارزش ببینیم. وقتی در این مجموعه ارزشمند قدم میزنم تازه متوجه میشوم که چرا پرسپولیس بیش از هر سایت گردشگری دیگری در ایران بازدیدکننده خارجی، خاصه گردشگر غربی دارد.
مزار شهدا
در گورستانهای جنگی معمولا علاوه بر نقشی که سربازان مدفون در دفاع و آزادی کشورشان داشتهاند، نقشی از خدا نیز دیده میشود. در مزار شهدا در ایران نیز این گونه است در همه جا میتوان روح خداوند را احساس کرد. مزار شهدا تقریبا در تمامی شهرهای ایران است و بیشترشان شهیدان جنگ ایران و عراق را در خود جای دادهاند. تقریبا تمام تاریخهای روی سنگ قبرها از سال 1980 (1359) تا 1989 (1368) است.
در طول سفر دوازده روزه من در ایران نه به عنوان یک بازرگان و نه به عنوان یک سیاستمدار، بلکه تنها بهعنوان یک گردشگر و نویسنده به سفر پرداختم و توانستم تا حدی به هدفم که شناخت مردم ایران و فرهنگ غالب بر آنها بود دست پیدا کنم. تجربهای که گرچه بسیار کوتاه بود و به من فرصت دیدن نقاط بیشتری از این کشور را نداد، اما توانست درسهای آموزندهای برایم به ارمغان آورد.
آیسا اسدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم