در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این بدفهمیها بیشتر شامل آن میشود که بسیاری از مردم، تعریف و معنای واقعی برخی واژهها را که در کلام مسئولان ارشد کشور به کار میرود و به وفور در رسانهها مورد استفاده قرار میگیرد، نمیدانند و در نتیجه برداشتی از آن میکنند که اشتباه است. این اشتباه شاید در نگاه اول زیاد مهم به نظر نرسد و صرفا در حیطه یک حریم محدود فردی گنجانیده شود، اما نگاهی به وضعیت رایج اقتصاد ایران که «انتظارات تورمی» در آن موج میزند و شایعات پخش شده بین مردم و بسط و گسترش آن، چهها که نمیکند، اهمیت اطلاعرسانی درباره مفهوم واقعی این واژهها و کارکرد آن را بیش از پیش آشکار میسازد. به عبارت بهتر، گسترش معنیشناسی واژههـــای مـــرسـوم اقتصـــادی راهــی برای جلوگیری از رشد انتظارات تورمی به شمار میرود، یعنی وقتی مردم بدانند استفاده از یک واژه خاص، شاید معنی به آن شدت و تندی را که مورد انتظار ما باشد ، ندهد و همچنین مفاهیم اقتصادی، مفاهیمی نسبی و غیرقطعی است که باید با مولفههای متعدد دیگری مخلوط شود تا به یک نتیجه مورد انتظار برسد، سطح توقعات پایین آمده و رفتارهای اقتصادی تا حدی اصلاح میشود. اینچنین است که اقتصاد به عنوان یک علم انسانی که بستگی تام و تمام به انسان و کنش و واکنشها و رفتارهای وی در جریان خرید و فروش و مبادله کالا و خدمات دارد، به روانشناسی واژهها بسیار توجه میکند. این توجه آنقدر ویژه است که تاکنون دو جایزه نوبل اقتصاد به کسانیکه تلاشهای مجدانهای در روشنگری تعاریف و واژهشناسی علم اقتصاد و گسترش آن صورت دادهاند، اعطا شده است.
واژههایی حساس و نگرانکننده
شاید یکی از مهمترین پدیده علم اقتصاد که در ایران و جهان مورد توجه مردم قرار دارد، قیمت و عوامل مشخصکننده آن است. مردم، سطح عمومی قیمتها و تغییرات آن و همچنین عوامل دخیل در آن را که تورم مهمترین آن است، روزانه و گاه چند بار در روز دنبال میکنند. قیمت، طیف وسیعی از کالاها و خدمات بزرگ و کوچک را در برمیگیرد. علم اقتصاد معتقد است در تعیین قیمتها، دو ترازوی عرضه و تقاضا نقش اساسی دارد؛یعنی هر قدر عرضه از تقاضا پیشی بگیرد، قیمت کاهش یافته و هرگاه تقاضا از عرضه بیشتر شود، قیمت افزایش مییابد. با این حال مجموعه عوامل وسیع و زنجیرهواری که باعث حرکت ترازوی عرضه و تقاضا در هر کشوری میشود، دغدغه تاریخی علم اقتصاد است که اکنون بیشتر هم شده است. یعنی این علم میخواهد بداند رفتار انسان به عنوان موتور محرکه اقتصاد از چه عواملی تاثیر میپذیرد که باعث افزایش یا کاهش تقاضا برای یک کالا یا خدمات میشود. آنگاه با تعمیم این رفتار به کل یک جامعه میتوان تا حدی رفتارهای اقتصادی آن جامعه را پیشبینی و برای متعادلکردن قیمتها در آن نسخه پیچید. اینجاست که عوامل انسانی دخیل در عرضه و تقاضا به دو بخش سختافزاری و نرمافزاری تقسیم میشود. در بخش سختافزاری مجموعه امکانات و عوامل متنوع تولید کالا و خدمات قرار میگیرد که میتواند بر عرضه و تقاضای کالا و در نتیجه بر قیمت آن موثر باشد، اما این تمام ماجرا نیست. چرا که پس از تولید، پای عوامل نرمافزاری به میان میآید که بسیار مهمتر از عوامل سختافزاری است. انتظارات تورمی و رفتار مصرفکننده، مهمترین عوامل این بخش را تشکیل میدهد. عوامل نرمافزاری، انسان به عنوان عامل عرضه و تقاضا را تحریک، علاقهمند و وادار به عمل اقتصادی میکند که نتیجهاش میتواند کمبود عرضه یا تقاضای یک یا چند کالا و خدمات باشد. اما این عوامل نرمافزاری کدام است؟ علم اقتصاد، اینجا به اهمیت و نقش واژههای حساس در تعیین رفتارهای اقتصادی انسان میرسد. واژههایی که میتواند امید یا نگرانی بیافریند و از قبل آن تقاضا برای یک کالای حساس را طوری بالا ببرد که قیمت آن به مرز بحرانی برسد یا برعکس تقاضا را طوری کاهش دهد که قیمت آن سقوط کند. واژه تورم، انتظارات تورمی و رفتار مصرفکننده در این چارچوب معنی مییابد. تورم عبارت است از فاصله و خلأ بین عرضه و تقاضای کالا. هرچه این فاصله بیشتر باشد یعنی تقاضا برای یک کالا زیاد و عرضه آن کم است، پس قیمت آن کالا افزایش مییابد. در کنار این به انتظارات تورمی میرسیم. انتظارات تورمی که مکمل تورم است، انسان به عنوان عامل انجام عمل اقتصادی را وادار میکند تقاضای خود برای دریافت هرچه بیشتر و گاه نامحدود یک کالا یا خدمت را مرتبا افزایش دهد. به این ترتیب وی به دلیل عوامل محیطی و بویژه تلقی و درکی که از شرایط فعلی و وضعیت آینده اقتصاد دارد، نگران و مضطرب است و لذا مرتبا به خرید و انبار کردن کالاها ادامه میدهد تا جایی که هر مقدار هم تولید کالا یا عرضه خدمات افزایش یابد، باز هم متقاضی سیراب نمیشود و تورم کاهش نمییابد. به دنبال این، واژه رفتار مصرفکننده نیز معنی مییابد. تصور کنید به دلیل پخش یک شایعه، مردم و مصرفکنندگان از کمبود برنج یا افزایش قیمت آن در آینده نگران میشوند. بدیهی است بلافاصله برای خرید برنج ـ بسیار بیش از نیاز خود ـ هجوم میبرند. حال هر قدر هم برنج بیشتر به بازار عرضه شود، چون انتظار تورمی وجود دارد و مصرفکننده تحریک شده است، باز هم کفه عرضه با تقاضای آن متعادل نشده و قیمت کاهش نمییابد. در این حالت، کشور با کمبود برنج مواجه نیست. خانوارها گاه برای چند سال خود برنج ذخیره کردهاند، برنجی که ممکن است تا زمان مصرف پوسیده هم بشود. انبارها هم پر است، اما باز هم قیمت بالاست. این مثالی روشن است که هم میتواند معنی واژههایی چون تورم و انتظارات تورمی را روشن کند و هم حساسیت واژهها و نقش آنان در تحریک شهروندان را نشان دهد.
واژههایی متنوع
این روزها ادبیات مسئولان کشور از رئیسجمهور گرفته تا وزرا، نمایندگان مجلس، کارشناسان و رسانهها سرشار از واژههای اقتصادی است. واژههــایی که در حیطـــه اقتصــاد کلان کاربردهای تخصصی دارد. پول پــرقدرت، رشد اقتصادی، پایه پولی، برابری قدرت خرید، ضریب جینی، شاخص فلاکت، پیمانسپاری ارزی، تسعیر ارز، فاینانس، یوزانس، تراز تجاری، کسری بودجه، شاخص کل بورس، فدرال رزرو، سازمان بینالمللی کار، آمار بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، تولید ناخالص داخلی و... . پروندهای که پیش رو دارید تلاش کرده است برخی از این واژهها را به زبانی ساده و روان توضیح دهد تا مخاطب بتواند با درکی کامل از معنی و مفهوم و کارکرد آن در یک ماجرای اقتصادی که به تعیین یا تغییر قیمتی منتهی میشود، به تحلیلی صحیح برسد. امید که اینگونه باشد.
سیدعلی دوستی موسوی / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: