در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما سام درخشانی با وجود سالها بازی در نقشهای مختلف و متفاوت، مدتها گرفتار یکنواختی و پیشنهادهای مشابه بود. از «نابرده رنج» (علیرضا بذرافشان) به این سو، اما درخشانی بهتر و متفاوتتر به چشم آمد. او طی این سالها یا کلیشه منفی فیلم و سریالها بود که براساس مشخصههای ظاهری او شکل میگرفتند یا در چرخشی کامل، ایفاگر نقشهایی مثبت بود که البته چندان ماندگار نمیشدند. اما او ناگهان از نابرده رنج تبدیل به کاراکتر شبهشروری شد که در جایجای روایت از سیاهی مطلق فاصله گرفته و با افزودن تهمایههایی از کمدی تصویری کاملا متفاوت از خود ترسیم کرد.
در «پژمان» سروش صحت، این حالت با هوشمندی فیلمنامهنویسان و انتخاب بجای او، به خوبی پرورانده شد و وجوه ناشناخته و پنهان مانده او رونمایی شد. درخشانی هم با زیرکی از فرصت پیش آمده نهایت بهره را برد و یک مکمل دوستداشتنی شد در کنار پژمان جمشیدی. پژمان را میتوان نقطهعطفی در کارنامه بازیگری درخشانی دانست؛ سریالی که چهرهای شیرین و کمیک از این بازیگر توانمند تصویر کرد تا به نوعی روند بازیگری وی تغییر کند. شاید تصور اینکه او بلافاصله پس از پژمان بتواند یک بازی جذاب دیگر ارائه دهد و البته، از وحید سریال پژمان متمایز باشد، مشکل بود.
درخشانی اما در قالب نادر سریال «آوای باران» که این روزها در حال پخش از شبکه سه تلویزیون است، برگ برندهای دیگر رو کرد. او در آوای باران همانند سریال پژمان نقش شخصیتی سادهلوح را بازی میکند که البته این بار پتانسیل تغییر چهره دادن و تبدیل شدن به شخصیتی شرور و فرصتطلب را هم در خود دارد. درخشانی در آوای باران با بازی پرانرژی، بلاهتهای کودکانه و عصبی شدنهای بامزه یکبارهاش، به تماشاگر کدهایی میدهد تا منتظر باشد در آینده داستان، سیمای دیگری از او مشاهده کند. لحظههای بازی مشترک او با الهام چرخنده، جزو بخشهای دیدنی سریال از کار درآمدهاند، البته برای قضاوت درباره بازی درخشانی باید تا پایان این مجموعه منتظر ماند.
عرفان جلالی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: