
بهمن فرزانه یکی از این مترجمان است که اگرچه همه کارهای گابریل گارسیا مارکز را به فارسی ترجمه نکرده، اما ترجمهاش از رمان «صد سال تنهایی» زبانزد خاص و عام است. در طرف مقابل و در دسته دوم، مترجمانی هستند که سعی کردهاند همه کارهای یک نویسنده را ترجمه کنند. نمونه آنها هم خیلی زیاد است. مثلا امیرجلالالدین اعلم تقریبا همه آثار کافکا را به فارسی برگردانده یا سروش حبیبی به طور تقریبی همه آثار تولستوی را ترجمه کرده است. هیچ یک از دو گروه بالا بر دیگری رجحان ندارد و نمیتوان گفت دسته دوم چون همه کارهای یک نویسنده را به فارسی برگردانده، بر دسته اول مترجمان برتری دارد، اگرچه برخی رمانبازها ترجیح میدهند وقتی آثار یک نویسنده را به صورت پکیجی میخوانند، با ترجمه یک نفر بخوانند. در این گزارش سعی داریم به معرفی مترجمان گروه دوم بپردازیم؛ مترجمانی که همت کردهاند و تقریبا اکثر آثار نویسندگان طراز اول دنیا را به فارسی برگرداندهاند.
یکی از مهمترین این مترجمان سروش حبیبی است. او در سالهای اخیر به ترجمه آثار بزرگان ادبیات روس روی آورده است. بین کتاب بازها معروف است که این روزها باید کلاسیکهای روسیه مثل تولستوی و داستایفسکی را با ترجمه سروش حبیبی خواند. اگرچه پیش از او، خیلیهای دیگر کارهای این دو نویسنده و حتی چخوف را ترجمه کرده بودند، اما اعتبار ترجمان و تمرکز حبیبی چنان است که این روزها همه ترجمههای موفق شاهکارهای کلاسیک روسیه را ترجیح میدهند با ترجمه او بخوانند. ترجمههای حبیبی از آثار هرمان هسه هم زبانزد است، چراکه او پنج کتاب از این نویسنده آلمانی ترجمه کرده است.
یکی دیگر از مترجمانی که به صورت مشخص روی آثار یک نویسنده کار کرده، رضا رضایی است. این مترجم خوشقریحه همه رمانهای جین آستین نویسنده نامدار انگلستان را به فارسی ترجمه و نشر نی آنها را منتشر کرده است. رضایی همه شش رمان آستین شامل «غرور و تعصب»، «عقل و احساس»، «اِما»، «منسفیلد پارک»، «نورثنگر ابی» و «ترغیب» و بعد از آن هم به طور متمرکز همه آثار خواهران برونته را ترجمه کرد. «بلندیهای بادگیر»، «جین ایر»، «اگنست گری» و «ویلت»، «مستاجر وایلد فلهال»، «پروفسور» و «شرلی» عنوان همه آثار خواهران برونته است که البته هنوز همه آنها منتشر نشده است. او با این کار به مترجمی تخصصی در زمینه کلاسیکهای ادبیات انگلستان تبدیل شد.
یکی دیگر از مترجمان امیرجلالالدین اعلم است. شاید خیلیها او را با ترجمه درخشان رمان «بیگانه» اثر جاودان آلبر کامو یا «تهوع» اثر پر زرق و برق ژانپل سارتر بشناسند، اما او دست به کار بزرگی زد و همه آثار کافکا را به فارسی برگرداند.
حالا که حرف کافکا به میان آمد، حتما باید از علیاصغر حداد نام برد، مترجمی که از زبان آلمانی آثار بزرگان این سرزمین را برای ما ترجمه میکند. او بجز آثار کافکا، آثاری از توماس مان، فردریش دورنمات، ماکس فریش و پیتر هانکه را هم به زبان فارسی برگردانده است.
محمود حدادی از استادان دانشگاه شهید بهشتی هم در زمینه ادبیات آلمانی صاحبنظر است. او نیز آثاری از توماس مان، هاینریش مان، میشائیل کلهاس و البته گوته را به فارسی ترجمه کرده است.
عبدالله کوثری هم از دیگر مترجمانی است که اگرچه آثار نویسندگان مختلفی را به فارسی ترجمه کرده، اما عمده شهرتش به ترجمه نویسندگان بزرگ آمریکای لاتین مانند ماریو بارگاس یوسا و کارلوس فوئنتس فقید است. نکته جالب آن است که اگرچه کوثری را به عنوان مترجم برجسته ادبیات آمریکای لاتین ـ که اسپانیایی زبان هستند ـ میشناسند، اما او این آثار را از انگلیسی به فارسی برمیگرداند.
علیاصغر بهرامی نیز مترجمی است که همه او را با رمان «سلاخخانه شماره پنج» میشناسند. او جز این رمان که پرده از فجایع جنگ جهانی دوم برمی دارد، رمان دیگری با عنوان «مجمع الجزایر گالاپاگوس» را از کورت ونه گات ترجمه کرده است. البته کتابِ نقدی هم درباره رمان سلاخ خانه با ترجمه او منتشر شده است. بهرامی را باید یک ونه گات باز به شمار آورد.
اما نام صالح حسینی در ایران مترادف با ویلیام فاکنر و جورج اورول است. دو شاهکار جاودان اورول یعنی «1984» و «مزرعه حیوانات» را او ترجمه کرده است. همچنین رمان پیچیده و سیال ذهن فاکنر با عنوان «خشم و هیاهو» را در کنار دیگر آثار این نویسنده یعنی «آبشالوم آبشالوم» و «برخیز ای موسی» حسینی برگردانده است. او البته با ترجمه دو رمان از نیکوس کازانتزاکیس هم شناخته میشود: «آخرین وسوسه مسیح» و «گزارش به خاک یونان».
حرف کازانتزاکیس به میان آمد و نمیشود یادی از مرحوم محمد قاضی نکرد. این مترجم پیشکسوت سه رمان شاهکار کازانتزاکیس را ترجمه کرد: «زوربای یونانی»، «مسیح بازمصلوب» و «آزادی یا مرگ». اگرچه او در کارنامهاش آن قدر ترجمههای بیبدیل از شاهکارهای جهان ادبیات دارد که این سه رمان تنها گلی است در گلستان.
باید نجف دریابندری را هم حتما اضافه کرد. او با ترجمه دو رمان ماندنی ارنست همینگوی نامش را در ذهن علاقهمندان ادبیات داستانی جاودان کرده است. «وداع با اسلحه» و «پیرمرد و دریا» نام این دو رمان همینگوی است. دریابندری دو رمان معروف «رگتایم» و «بیلی باتگیت» را هم از دکتروف به فارسی برگردانده است. «سرگذشت هکلبری فین» و «بیگانهای در دهکده» داستانهای ماندگار مارک تواین و نیز کتابهای «گور به گور» و «یک گل سرخ برای امیلی» نوشته فاکنر از دیگر ترجمههای او هستند.
در میان مترجمانی که چند اثر از یک نویسنده ترجمه کردهاند، باید نام فرهاد غبرایی فقید هم ذکر شود. او برادر مترجم معاصر مهدی غبرایی است. فرهاد آثار بزرگی چون «شکست» و نیز «آسوموار» به قلم امیل زولا نویسنده ناتورالیست فرانسه را به فارسی برگرداند. برادرش مهدی غبرایی هم در آخرین فعالیتهایش، توجه ویژهای به ترجمه آثار هاروکی موراکامی نویسنده نامدار ژاپنی از خود نشان میدهد.
مهدی سحابی نیز از مترجمانی بود که به طور تخصصی آثار چند نویسنده بزرگ را به فارسی برگرداند. او سه رمان مهم از لویی فردینان سلین به نامهای «مرگ قسطی»، «دسته دلقکها» و «قصر به قصر» را ترجمه کرد. همچنین کتابهای «دانه زیر برف»، «مکتب دیکتاتورها» و «خروج اضطراری» را از اینیاتسیو سیلونه به فارسی ترجمه کرد. او «مادام بوآری» رمان مورد علاقه یوسا و همچنین «تربیت احساسات» را هم از گوستاو فلوبر ترجمه کرد. البته شاهکار او ترجمه هر هفت جلد مجموعه «در جستجوی زمان از دست رفته» شاهکار سترگ مارسل پروست است. رمان خوانها میگویند زندگی هر خوانندهای به دو قسمت تقسیم میشود. قبل از خواندن این رمان و بعد از آن. البته به این فهرست نام خیلی از مترجمان سرشناس دیگر را هم میتوان اضافه کرد. مترجمانی بودهاند که میتوان گفت به طور تخصصی در یک زبان کار کردهاند. مثلا رضا قیصریه یکی از معروفترین مترجمان آثار نویسندگان ایتالیایی است یا مهری آهی یکی از مترجمانی است که آثار فاخری از ادبیات روس را به فارسی برگردانده است که رمان «پدران و پسران» اثر تأثر برانگیز تورگنیف بر تارک آن میدرخشد.
اگر بخواهیم به مترجمان ادبیات کودک و نوجوان هم اشارهای داشته باشیم که به طور تخصصی از یک نویسنده چند جلد کتاب منتشر کردهاند، به نامهایی مثل گیتا گرکانی و امیر مهدی حقیقت برمیخوریم. گرکانی که خودش هم دستی به قلم دارد و رمان مینویسد، بسیاری از آثار رولد دال نویسنده بزرگ کودک و نوجوان جهان را ترجمه کرده و در کنار آن داستانهای آنتونی هوروویتس را هم برای کودکان و نوجوانان ترجمه کرده است. امیرمهدی حقیقت مترجم جوان نیز ابتدا نام خود را با ترجمه آثار جومپا لاهیری تثبیت کرد و بعد مجموعه «جونی بی جونز» نوشته باربارا پارک را ترجمه کرد.
به هر روی رمانها و داستانها، دنیای بسیار پرهیجانی دارند و این مترجمان هستند که طعم شیرین فضاسازیها، تصویرسازیها، قهرمان پردازیها، توصیفها و کش و قوسهای یک رمان یا داستان پر فراز و فرود را به کام مخاطب میچشانند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم