در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به همین خاطرگریزی که این شبکه گاه به گاه میزند و یک اثر تولیدی اختصاصی را پخش میکند، باید آنقدر کشش و کیفیت داشته باشد که وصفش دهان به دهان بچرخد و کم کم مخاطب خود را پیدا کند. این اتفاق در مورد برنامه «گپ» رخ داد و حالا به نظر میآید سریال «یادآوری» هم این مسیر را طی میکند.
به طور خلاصه «یادآوری» داستان آدمهایی را تعریف میکند که از مرگ برگشتهاند. از همان داستانهای کنجکاوی برانگیز، پر از ناشناختهها و حیرتآوری که در مجلات و صفحات دنیای مجازی نمونهشان زیاد پیدا میشود.
از طرف دیگر در میان سریالهای ماه رمضان هم عنوانهایی بودهاند که در آنها مردهای زنده شده و حالا با تفکری دیگر به زندگی نگاه میکند. یعنی ایده «یادآوری»، ایده بکر و تازهای نیست، اما میتوان گفت که نوع روایت این سریال از این ایده تکراری، منحصر به فرد است.
در «یادآوری» برخلاف سریالهای مشابه، جلوههای کامپیوتری نیست که بزرگی آنچه بر سر شخصیتها میآید را مشخص کند، بلکه بعید و غیرقابل پیشبینی بودن اتفاقات و همینطور تأثیری که شخصیتها از این اتفاق میگیرند، آن را مرموز و عظیم جلوه میدهد.
شخصیتهای این سریال، زندگی طبیعی خودشان را دارند و بدون عجله به سمت مرگ پیش میروند. هم مرگ آنها دور از تصور است و هم بازگشت آنها. مثلاً در داستان علی (پسر جوانی که در سالهای دبیرستان ناخواسته همکلاسی خود را کشته و حالا محکوم به اعدام شده است) بیننده منتظر است، ببیند خانواده مقتول چه مسیری را طی میکنند تا رضایت بدهند.
این تصوری است که در همان قسمتهای اول پیش میآید و مخاطب فکر میکند که پایان داستان جز این نمیتواند باشد،اما در قسمت پنجم سریال علی ناباورانه به دار آویخته میشود و گره بزرگ داستان شکل میگیرد و بیننده را غافلگیر میکند. زندهشدن علی در سردخانه شوک بعدی سریال است که با فاصله کوتاهی از شوک اول شکل میگیرد. حالا علی که از آن دنیا برگشته، چیزهایی تعریف میکند که نه نشانی از عذاب دارد و نه از جهنم و بهشتی که در سریالهای مشابه با نشانههایی مثل کویر، آتش یا طبیعت دلنشین تصویر شده است.
علی از احساسات انسانی میگوید. از این که تمام آنچه در این دنیا برایش اتفاق افتاده بود به چشمدیده و احساس کسانی را که آنها را بعمد یا غیرعمد ناراحت کرده با تمام وجود حس کرده است. همین طور احساس شادی و شعفی را که به دیگران داده دوباره درک کرده است. این همان خط فکر اصلی است که در مورد مرگ و زندگی در سریال وجود دارد.
«یادآوری» داستان شخصیتهای مختلفی است که در ابتدا هیچ ربطی به هم ندارند و ریشه مشترکی ندارند، اما به نظر میرسد که در پایان با یکدیگر همسفر میشوند، البته نکته مشترک این ماجراها یک چیز است. این که تمام این آدمها و اتفاقاتی که برایشان میافتد، کاملا زمینی، واقعی و ملموس هستند.
علی که قاتل است و خانواده مقتول که رضایت نمیدهند، تیمور که خلافکار است و آدمهایی که در مقابل او هستند، خواهرهای دوقلویی که پدر و مادرشان را از دست دادهاند و با هم زندگی میکنند و شخصیتهای ریز و درشت دیگری با داستانهای خودشان که در سریال چند تای دیگر هم از آنها یافت میشود، همه طبق طبیعت خودشان رفتار میکنند.
حتی اگر رفتار آنها را قبول نداشته باشیم نمیتوانیم کتمان کنیم که آدمهایی شبیه اینها وجود دارند، همین طوری زندگی میکنند و از بعضی زوایا، دارای حق هم هستند. در واقع در این سریال میبینیم که موضوعات ماورایی، دنیای پس از مرگ و بازگشت اعمال آدم به سوی خودش، خیلی عجیب و تفکربرانگیز و اسرارآمیز است، اما زندگی، که روزی حتماً برای هر کسی به پایان خواهد رسید، از آن هم عجیبتر و در بعضی موارد بیرحمتر است.
حجت قاسمزاده اصل کارگردان سریال، در آثار پیشین خود، تا آنجا که میتوانسته بیشترین دقت و حساسیت را به خرج داده تا بهترین اثر ممکن را تولید کند. به همین دلیل است که تلهفیلمهای او، معمولاً یک سر و گردن از فیلمهای دیگر بالاتر است و تجربه تماشا و درک آنها بدون تمرکز و توجه ممکن نیست.
دقت و باریکبینی قاسمزاده در این سریال هم ادامه پیدا میکند. علاوه بر شخصیتپردازیها و اتفاقات، تاثیر قاسمزاده را در دیالوگها و نریشنها (گفتار متن) هم میتوان ردیابی کرد. او در دهان برخی کلمات و جملات قصار قرار نمیدهد یا برعکس این گونه نیست که در دهان برخی از شخصیتها حتی یک کلمه حرف حساب هم نگذارد. چون در زندگی واقعی هم کسی که خلافکار یا معتاد است، ممکن است یک جایی حرف خوبی بگوید.
آدمهای این سریال هیچ کدام حرفهایی نمیزنند که مناسب شخصیت آنها نباشد. اما در عین حال آن بخش از حرفهایشان که نشان از درک و برداشت آنها از زندگی دارد و همان حرفهای روزمره نیستند، قابل توجه، پرمغز و به نسبت موقعیت شخصیتها، اندیشمندانه است.
سریال «یادآوری» در بخش مهمی از نقشها از بازیگران سرشناسی بهره میبرد و در بخشی دیگر چهرههای کمتر شناختهشدهای را معرفی میکند که بخوبی هدایت شدهاند و از پس نقششان بر میآیند.
ترازوی بازیگری به نفع این سریال سنگین است. همینطور در فیلمنامه و کارگردانی، دارای نقاط قوتی است که نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد. با این توصیفات اگر قرار بود این سریال در یک زمان مناسب، مثلا ماه رمضان (که موضوع سریال هم مناسب آن هست) از یک شبکه عمومی پخش شود، شاید میتوانست با استقبال بیشتری روبهرو شود. اگر یادآوری در شبکه آیفیلم بیننده کمتری دارد، اما میتوان یقین داشت که باعث شهرت بیشتر شبکه آیفیلم میشود.
شروینه شجری کهن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: