در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حقیقت این است که زبان عنصر مهم و موثری در سینماست. هر زبانی آواها، فراز و فرودها و ریزهکاریهایی دارد که از طریق دوبلاژ قابل انتقال به دیگر زبانها نیست، حتی اگر دوبله یک اثر در بهترین شرایط، با یک ترجمه بینقص و توسط بهترین دوبلورها انجام گرفته باشد، نمیتوان صددرصد به اصل اثر وفادار ماند. از چنین منظری دوبله پدیده امانتداری نیست و به اصل اثر لطمه وارد میکند و عنصر «بیان» را که یکی از عناصر حیاتی در بازیگری و انتقال حس به مخاطب است تحتالشعاع قرار میدهد. (به عنوان مثال علاقهمندان پیگیر سینما بخوبی میدانند صدای خشدار و گرفته آل پاچینو تا چه اندازه با صدای جوان و صاف دوبلور هنرمندش «خسرو خسروشاهی» متفاوت است.)
از طرفی در دوره و زمانهای که امکان زیرنویسکردن فیلمهای زبان اصلی وجود دارد و سطح سواد هم در جامعه گسترش پیدا کرده، شاید زیرنویسکردن جایگزین بهتری برای دوبله باشد اما زیرنویس هم مشکلات خاص خودش را دارد. موقع تماشای فیلم و هنگام ادای سریع دیالوگها از سوی بازیگران، تمام حواس بیننده متوجه خواندن زیرنویس و فهم آن است و امکان ادراک سریع و همزمان متن و تصویراز سوی مخاطب بندرت ممکن است. در چنین موقعیتی «تصویر» که حیاتیترین عنصر سینماست، فدای متن میشود. خلاصه این که هم دوبله و هم زیرنویس، موافقان و مخالفان سرسختی دارد که هر دو گروه هم استدلالهای قابل تاملی در مدح و ذم موافقت و مخالفتشان دارند. با این حال و با وجود سپریشدن عصر طلایی دوبله در ایران، این هنر همچنان سرپاست و در شبکههای رسمی نمایش به کار خودش ادامه میدهد. عموم مخاطبان هم کماکان دوبله را به زیرنویس فارسی ترجیح میدهند.
قصه از کجا شروع شد
درست 15 سال بعد از متولد شدن دوبله در عرصه جهانی بود که این پدیده نوپا با تلاشهای مرحوم اسماعیل کوشان به ایران هم رسید و دوبله فارسی سال 1325 متولد شد. روز پنجشنبه پنجم اردیبهشت همین سال بود که فیلم فرانسوی «دختر فراری» با زبان فارسی در سینما کریستال به نمایش درآمد و شگفتی مخاطبان ایرانی سینما را برانگیخت. البته یکسال و اندی قبل از این تاریخ، مرحوم هوشنگ کاوه و همکارانش استودیوی «ایران نو فیلم» را برای دوبلهکردن فیلمهای خارجی پایهگذاری کرده بودند، اما اسماعیل کوشان در این زمینه گوی سبقت را از آنها ربود و اولین فیلم دوبله فارسی را به نام خودش سند زد، البته در خارج از ایران. تا قبل از این دوران، سینما دوستان ایرانی عادت داشتند فیلمهای فرنگی را از طریق میان نویسهای فارسی تماشا کنند. فرآیند دوبله به دلیل فقدان امکانات فنی مناسب در ایران برای چند سال در ایتالیا انجام میشد، کیفیت فیلمهای دوبله شده در ایتالیا عالی بود و همین امر آلکس آقاباباییان را مجاب کرد تا به عنوان بنیانگذار دوبله فارسی در ایتالیا به این کشور برود و رونق تازهای به دوبله فارسی بدهد. سال 1327 نقطه عطف دیگری در تاریخ دوبله ایران است، چرا که اولین فیلم خارجی با نام «جای پا در برف» (که در ایران با نام «مرا ببخش» به نمایش درآمده بود)، در این سال در کشور خودمان و در استودیوی «ایران نو فیلم» دوبله شد. از آنجا که این هنر تازه متولد شده هنوز به عنوان یک حرفه در ایران جا نیفتاده بود، اکثر دوبلورهای این دوره افراد ناشناس، مستعد و علاقهمندی بودند که به جای بازیگران غیر ایرانی حرف میزدند و متاسفانه اسم و مشخصاتی از آنها در دسترس نیست.
عصر طلایی دوبله
دهه چهل خورشیدی را میتوان عصر طلایی دوبله ایران نامید. در این دهه بود که با رونق گرفتن جریان دوبله، سرعت و حجم خرید آثار مطرح سینمای جهان از سوی استودیوهای مختلف شدت گرفت و دوبله به عنوان یک حرفه مجزا و مهم، جای خودش را در روند تولید آثار سینمایی باز کرد. دوبلورهای بسیار توانایی در این دوره ظهور کردند و دوبله ایران در سراسر دنیا به یکی از بهترینهای این هنر تبدیل شد. استودیوهای فیلمسازی مطرح جهان هم که ایران را به عنوان یک بازار فروش پر ظرفیت میدیدند، با فرستادن نمایندگانی به طور مستقیم روند دوبلهشدن آثارشان در ایران را زیر نظر داشتند و همین موضوع به پیشرفت و اعتبار این هنر کمک کرد. شهرت بعضی از دوبلورها در این زمان کم از شهرت ستارههای سینما نبود. صدای این ستارههای دوبله با چهره بازیگران مشهور سینمای ایران و جهان هماهنگ شده بود و این انطباق به قدری بود که اگر به عنوان مثال در فیلمی مرحوم ایرج دوستدار به جای «جان وین» حرف نمیزد، آن فیلم شکست تجاری میخورد و در سینماها هو میشد! در دهه پنجاه شمسی و همزمان با شروع دوران افول نسبی دوبله، انجمن گویندگان ثبت و به رسمیت شناخته شد و صداپیشگان ایرانی هم به واسطه انجام حرکات صنفی، دارای حقوق و مزایای بیشتری شدند و دوبله جای پای خودش را در سینما محکمتر کرد.
بهترینهای دوبله فارسی
مجله فیلم در ویژهنامه مفصلی که سال 1384 منتشر کرد، در مورد بهترینهای تاریخ دوبله ایران به نظرسنجی پرداخت که حاصل این نظرسنجی که در میان نویسندگان سینمایی برگزار شده بود، به این شرح است:
بهترین فیلم دوبله به فارسی
آوای موسیقی (رابرت وایز)
پدرخوانده (فرانسیس فورد کاپولا)
بانوی زیبای من (جورج کیوکر)
هملت (گریگوری کوزینتسف)
بر باد رفته (ویکتور فلمینگ)
مردی برای تمام فصول (فرد زینهمان)
چه کسی از ویرجینیا ولف میترسد؟ (مایک نیکولز)
دکتر ژیواگو (دیوید لین)
گربه روی شیروانی داغ (ریچارد بروکس)
بیلیارد باز (رابرت راسن)
بهترین فیلم ایرانی دوبله شده
گوزنها (مسعود کیمیایی)
سوتهدلان (علی حاتمی)
مادر (علی حاتمی)
قیصر (مسعود کیمیایی)
سرب (مسعود کیمیایی)
ناخدا خورشید (ناصر تقوایی)
بهترین دوبلور مرد
منوچهر اسماعیلی، چنگیز جلیلوند، خسرو خسروشاهی، ناصر طهماسب، جلال مقامی، ایرج ناظریان
بهترین دوبلور زن
ژاله کاظمی، مهین کسمایی، تاجی احمدی، رفعت هاشمپور، زهره شکوفنده، شهلا ناظریان
آغاز دوران افول
روند سریع واردات فیلم و نیاز به دوبله آثار خریداری شده در زمانی کوتاه به مرور به ضرر دوبله تمام شد. به دلیل کثرت واردکنندههای فیلم و سلایق مختلف و بعضا عجیب مدیران این کمپانیهای واردکننده، دوبله کمکم رو به افول گذاشت. البته هرگاه فیلم مهم و خوبی وارد سینما میشد، شاهکار دیگری به کارنامه دوبله ایران اضافه میشد، اما در اواسط دهه پنجاه و با ورود حجم عظیمی از آثار سینمایی فرنگی به داخل کشور، بتدریج کیفیت پایین این آثار و فشار واردکنندگان این آثار به مدیران دوبلاژ، دوبله را هم زیر سایه خودش قرار داد تا عصر طلایی دوبله به آرامی به پایان برسد. بعد از انقلاب و با توقف ورود پر تعداد آثار سینمایی خارجی و رونق فیلمسازی در داخل کشور، دوبله یکبار دیگر جان تازهای گرفت و کارگردانانی مثل مرحوم علی حاتمی، ناصر تقوایی و مسعود کیمیایی با توجه به وسواس و علاقهای که نسبت به دوبله داشتند، با کمک دوبلورها به جان گرفتن دوباره این هنر کمک شایانی کردند. اما با نزدیک شدن دهه خاطرهانگیز شصت به سالهای پایانی و ورود امکانات فنی مربوط به صدابرداری سر صحنه، دوبله یک بار دیگر از اوج فاصله گرفت و معطوف شد به آثار غیر ایرانی. تلویزیون در این سالها، یکی از عوامل مهم زنده نگه داشتن دوبلاژ بود. مدیران دوبلاژ معتبر و گویندههای درجه یک این عرصه بعد از فروپاشی استودیوهای بزرگ در بعد ازا نقلاب به تلویزیون کوچ کردند و به دوبله فیلمها، سریالها و کارتونهای خارجی خریداری شده توسط تلویزیون پرداختند تا دوبله همچنان زنده باشد.
دوبله انیمیشن
دوبله انیمیشن و آثار کارتونی علاوه بر اهمیت و قدمت زیادی که دارد، در ادامه حیات پدیده دوبلاژ ـ چه در ایران و چه در خارج از ایران ـ نقش بسزایی داشته است. با وجود تلقی عموم مردم از بیاهمیت بودن یا سادگی دوبله آثار کارتونی، اینگونه آثار به دلیل حساسیت دوران کودکی و تاثیرپذیری بسیار کودکان در این سنین بخصوص از پدیدهای به نام تلویزیون، در سراسر دنیا از اهمیت ویژهای برخوردار است. به دلیل همین اهمیت بود که از اواسط دهه چهل و در اوج دوران طلایی دوبله، فرآیند دوبله آثار انیمیشن هم با تلاش بزرگانی چون منوچهر نوذری، محمود قنبری، منوچهر والیزاده و اکبر منانی آغاز شد و اتفاقا شروع این فرآیند به شکلگیری تعدادی از بهترینهای تاریخ دوبله ایران مانند کارتون سیندرلا، رابین هود یا گربههای اشرافی منجر شد. پس از انقلاب و در جریان دهه شصت، همگام با خرید تعدادی از بهترین انیمیشنهای سراسر جهان توسط تلویزیون که از پیش از انقلاب آغاز شده بود، دوبله انیمیشن نه تنها رونق خود را حفظ کرد، که به اوج رسید و تعدادی از بهترین صداپیشگان تاریخ دوبله ایران، با تیپ سازی هنرمندانه و منحصربهفرد توانستند بهترین کارهای خودشان را به گنجینه دوبله انیمیشن ایران هدیه کنند.
اهمیت دوبله انیمیشن
صداسازی و جان بخشیدن به شخصیتهای غیرواقعی کارتونی، حساسترین مرحله تولید یک انیمیشن است. بعد از شکلدادن به چهره و درآوردن حالات و احساسات متناسب با شخصیت، این صداست که حلقه اصلی برقراری ارتباط با کودکان است. از همین روست که از همان آغاز دوران دوبله انیمیشن تا به امروز، بسیاری از سوپراستارهای سینما و بازیگران مهم در دوبله این آثار سهیم بودهاند و آن را افتخاری در کارنامهشان دانستهاند. نظر به چنین اهمیتی، دوبله کارتون در ایران هم از همان ابتدا توسط حرفهایها و بهترینهای دوبله صورت گرفت. مدیران دوبلاژ توانا با شناختی که از صداپیشگان و تواناییهای صوتی آنها داشتند، از میان آنها دست به انتخاب میزدند. توجه داشته باشیم که تنها صدای خاص در دوبله آثار کارتونی به کار نمیآید و نکته مهم و حیاتی، توانایی تیپسازی و انعطاف صدای یک دوبلور است که از او «کارتونگو»ی ماهری میسازد. چه بسیارند دوبلورهای قهار و درجه یکی مثل منوچهر اسماعیلی، جلال مقامی یا چنگیز جلیلوند که با وجود تسلط کمنظیرشان به این هنر، در عرصه انیمیشن به عنوان یک صداپیشه ورود پیدا نکردهاند و با هوشمندی، صرفا به مدیریت دوبلاژ پرداختهاند. از سوی دیگر زندهیاد اصغر افضلی را در نظر بگیریم که یک کارتونگوی قهار بود. افضلی به عنوان یک استاد مسلم تیپسازی، با صدای طنازش به کاراکترهایی نظیر بیگلی بیگلی، شخصیت روباه در کارتون پسرشجاع، شخصیت وروجک در سریال وروجک و آقای نجار یا پرنسجان کارتون رابین بخوبی جان داد یا ناصر طهماسب با آن صدای سرد، مرموز و جدیاش توانست به شیرینی از پس دوبله کاراکتر دوستداشتنی یوگی در کارتون «یوگی و دوستان» برآید. بعد از پا به سن گذاشتن بسیاری از استادان دوبله و اشتغال این عزیزان به عنوان مدیران دوبلاژ، تحول دیگری در دوبله این آثار به وجود آمد و نسل جدیدی از گویندگان جوان با تشکیل «انجمن گویندگان جوان»، نقطه عطف تازهای در دوبله انیمیشن به وجود آوردند.
مهران باقی/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: