نگاهی به 2 فیلم تلویزیونی پخش شده در هفته‌ای که گذشت

تجربه‌هایی که فقط در تلویزیون به دست می‌آید

هفته گذشته چند فیلم تلویزیونی و سینمایی از شبکه‌های مختلف سیما پخش شد که در این مجال نقدی کوتاه بر دو فیلم «عصر بارانی» و «نمایش تمام شد» خواهیم داشت؛ هر چند بقیه فیلم‌ها هم به نوبه خود جای نقد و بررسی داشت.
کد خبر: ۶۲۳۲۵۸

***

عصر بارانی: فیلم تلویزیونی به کارگردانی مرجان اشرفی‌زاده و تهیه‌کنندگی علیرضا ابوالقاسمی‌نژاد با بازی رویا افشار، فرهاد جم، قاسم زارع و شیوا ابراهیمی جمعه هشتم آذر ساعت 14 و 50 دقیقه از شبکه یک سیما روی آنتن رفت.

این فیلم تلویزیونی، قصه نسا مادری شصت و پنج ساله است که پس از فوت همسر جانباز خود تصمیم می‌گیرد کار کند و روزگار خود را به بطالت نگذراند؛ اما فرزندان او ـ بویژه دخترش نرگس ـ با کار کردن مادر در این سن مخالف هستند و همه تلاش می‌کنند مادر را راضی کنند در این سن و سال باید استراحت کند. او که زن مستقلی است در آزمون ورودی یک کارگاه خیاطی شرکت می‌کند، اما در این آزمون آستین لباس‌ها را در شرایطی که باید با عجله به سفارش‌دهنده تحویل بدهد، برعکس می‌دوزد و در امتحان مردود می‌شود. او با وجود شکست اولیه ناامید نمی‌شود و تصمیم می‌گیرد مثل دوران جنگ، زنان همسایه را دور هم جمع کند و در خانه کسب و کار خیاطی راه بیندازد.

این فیلم تلویزیونی ـ که از تولیدات امسال گروه تلویزیونی بسیج شبکه یک سیماست ـ روایتی غیرخطی دارد و قصه خود را با شکست زمان ارائه می‌کند. محوریت اصلی قصه در کارگاه تولیدی می‌گذرد. داستان گذشته، لابه‌لای موقعیت امروز روایت می‌شود و در پایان، زمان حال شخصیت را می‌بینیم. الزام این روایت غیرخطی در فیلم مشهود نیست و به وسیله مخاطب درک نمی‌شود. تنها دلیلی که برای این نوع روایت می‌توان یافت، شکست روایت خطی برای دست یافتن به یک ریتم تند است که حاصل مطلوبی همراه ندارد. داستان این فیلم که هیجان و کنش‌های درشتی ندارد، بسیار نزدیک به روایت مدرن در فیلمنامه است که مخاطب را بیشتر از حوادث و اتفاقات هیجان‌انگیز با لحظات شخصی و خلوت شخصیت اصلی همراه می‌کند، اما گویا نویسنده یا کارگردان، بخوبی این ویژگی را درک نکرده است. در واقع این گونه به نظر می‌رسد که او وقتی داستان را برای فیلم ناقص دیده سعی کرده در تدوین این کاستی را جبران کند وگرنه دلیل تکنیکی دیگری ـ همچون تداعی‌های زمانی، مکانی یا موقعیتی برای شخصیت اصلی فیلم، بخصوص این‌که راوی دانای کل است، نه اول شخص ـ وجود ندارد.

با وجود این، بازی بسیار خوب و روان بازیگرها که از شخصیت پردازی پرمایه‌ای برخوردارند، بخصوص بازی باورپذیر و پخته رویا افشار، همراه با کیفیت تصویر و استفاده از نماهای باز، فیلم را قابل قبول و فضای آن را جذاب و زنده کرده است و ریتم درونی اثر را نگه می‌دارد.

***

نمایش تمام شد: این فیلم تلویزیونی که به‌کارگردانی افشین علیزاده و تهیه‌کنندگی فرزاد یحیوی، جمعه هشتم آذر پخش شد با بازی کیوان محمودنژاد، هادی افتخارزاده، وحیده صحرانورد، بیتا آزادی و وحید منافی روی آنتن رفت.

«نمایش تمام شد» از تولیدات صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی بوده و داستان آن درباره احمد، دانش‌آموخته تئاتر است که بزرگ شده یک خانواده تعزیه‌گردان است و برای تامین هزینه بستری و درمان برادر جانبازش محمود (شبیه‌خوان حضرت ابوالفضل(ع) و الگوی همیشگی او) مسافرکشی می‌کند. او توسط خانم محرابی یکی از همکلاسی‌هایش به بازی در یک تعزیه دعوت می‌شود، اما از آنجا که پس از شفا نیافتن برادر مومنش و وخیم شدن حال او دچار نومیدی شده، این پیشنهاد را رد می‌کند. او در پایان متحول شده و برای دلخوشی برادر در حال احتضارش، ابوالفضل خوانی می‌کند و نمایش با مرگ برادرش پایان می‌یابد.

نمایش تمام شد، در تمام ابعاد شکل‌دهنده یک فیلم تلویزیونی ضعف دارد؛ از فیلمنامه و بازیگری گرفته تا فیلمبرداری و تدوین. متاسفانه در فیلمنامه این فیلم، بدیهی‌ترین اصول اولیه فیلمنامه‌نویسی نادیده گرفته شده است. اصولی همچون روابط علت و معلولی، شخصیت‌پردازی، گره‌افکنی و گره‌گشایی. در یکی از سکانس‌های این فیلم، احمد پس از جر و بحث با کارگردان مبنی بر دروغ بودن مبانی اعتقادی در نمایشنامه و انصراف از ادامه همکاری با او، پولی را که بابت بازی در تعزیه گرفته به دستیار خانم محرابی برمی‌گرداند، اما دستیار که دوست و همکلاسی این دو در دانشگاه است، پول را نزد خود نگه می‌دارد، اما تکلیف این پول و دلیل پنهان کردن آن از محرابی در فیلم مشخص نمی‌شود. شخصیت‌پردازی‌های دیگر نیز به همین منوال دچار مشکل است. همه شخصیت‌ها تک بعدی هستند و علت رفتارهای آنها جز به صورت ناشیانه و در کلام مشخص نمی‌شود. گویی آنها فقط گوشی برای شنیدن و دهانی برای بیان اطلاعات کسری در موقعیت‌های نمایشی هستند. همچنین گره‌های داستانی نه از نظر محتوایی پربار است و نه از نظر کارکردی. عموما این گره‌ها کنشی ایجاد نمی‌کند و داستان هیچ زیر و بمی ندارد که مخاطب تمایل به دیدن ادامه فیلم داشته باشد. بازیگران این فیلم ناپخته بازی می‌کنند و در هیچ یک از آنها نشانی از درک و دریافت نقشی که ایفا می‌کنند، وجود ندارد و قطعا یکی از دلایل این معضل نه به بازیگران، که به شخصیت‌پردازی ضعیف فیلم برمی‌گردد. از طرف دیگر در تصاویر این فیلم تلویزیونی، جز صحنه پایانی که نماهایی از صحنه تئاتر با دکور و فضاسازی آن را می‌بینیم، هیچ قاب زیبایی وجود ندارد و نورپردازی، دکور و طراحی لباس، از نظر کارگردان، کوچک‌ترین نقشی در ساخت فیلم ایفا نمی‌کند. همه عناصر فیلم در حد اولیه خود همچون روشن کردن صحنه، استفاده پوششی مناسب و نه روانکاوانه متناسب با شخصیت‌ها و فضای داستان نمود می‌یابد تا در نهایت این فیلم تلویزیونی در حد یک تجربه فیلمسازی قلمداد شود.

مریم رها

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها