آیا انتخابات نوزدهم آذر پایانی برای حاشیهنشینی فدراسیونی خواهد بود که اخبار مرگ ورزشکارانش بیش از قهرمانیهای سنگنوردان، یخنوردان و کوهنوردانش خبرساز میشود؟
محمود شعاعی با حضور نزدیک به 20 سال در فدراسیون کوهــــنوردی در سمتهای مختلف، از دو سال پیش و در پایان دوره ریـاست چهار ساله این با حکم سرپرستی همچنان مدیریت ورزش کوهنوردی و صعودهای ورزشی را عهدهدار است.
بحث ممنوعیت حضور مدیران دو شغله و بازنشستهها در پستهای اصلی فدراسیونهای ورزشی موضوع جدیدی نیست و به دوره ریاست محمد علیآبادی در سازمان پیشین تربیت بدنی برمیگردد. با توجه به پایان دوره چهار ساله ریاست تعدادی از فدراسیونهای ورزشی، محمد عباسی، وزیر وقت برگزاری مجامع انتخاباتی را تا اطلاع ثانوی لغو کرد و در نامهای به سازمان بازرسی کل کشور خواستار تعیین تکلیف حضور مدیران دو شغله و بازنشستهها در انتخابات فدراسیونهای ورزشی شد که پس از چند ماه، این سازمان در نامهای رسما اعلام کرد؛ «مدیران بازنشسته و دو شغلهها برابر قانون امکان فعالیت در پستهای اصلی فدراسیونهای ورزشی را ندارند.»
در این نامه ذکر شد بازنشستهها فقط در حالتی که وزیر از هیات وزیران مجوز بگیرد میتوانند در راس فدراسیونهای ورزشی فعالیت کنند، اما باید از حضور مدیران دو شغله در پستهای اصلی طبق قانون جلوگیری شود.
براساس این نامه عملا یزدانی خرم، شعاعی و صفارزاده که شامل این قانون می شدند اجازه نامنویسی برای حضور در انتخابات فدراسیونهای کشتی، کوهنوردی و پهلوانی و زورخانهای را پیدا نکردند و ثبتنام بدون حضور این افراد انجام شد.
حال پس از دو سال و با انتخاب وزیر ورزش دولت جدید، وزارت ورزش و جوانان براساس وعدههایی که جناب وزیر داده بود، اقدام به فراهم کردن سریع شرایط برگزاری انتخابات کرد تا بر این اساس، نوزدهم آذر اولین زمان مجمع انتخاباتی فدراسیون کوهنوردی تعیین شود. با این تفاوت که این بار شاهد ثبتنام سرپرست بازنشسته فدراسیون کوهنوردی برای حضور در انتخابات ریاست هستیم، این در حالی است که براساس قانون افراد دو شغله یا بازنشسته تنها با مجوز هیات وزیران میتوانند در انتخابات شرکت کنند، حال چطور این فرصت به سرپرست فدراسیون داده شده که ثبتنام کند، پرسشی است که فقط وزارت ورزش میتواند پاسخ آن را بدهد. هرچند سجادی معاون ورزش حرفهای و قهرمانی وزارت ورزش و جوانان بدون توضیحی در این مورد صرفا اعلام کرده است که این افراد باید تا زمان برگزاری مجمع، نامه هیات وزیران را داشته باشند، اما بند دیگری نیز از سوی سجادی به این قانون اضافه شده که همان امتیاز ایثارگری است. در صورتی که افراد دو شغله و بازنشسته شامل این امتیاز باشند از قانوان ممنوعیت برای شرکت در پستهای دولتی معاف میشوند.
حال بـــاید منتظر ماند و دید کدام یک از مدیران ورزشی بازنشسته یا دو شغله میتوانند مجوز هیات وزیران را کسب کنند؟
عملکردی مبهم
فدراسیون کوهنوردی که تمرکز اصلی آن از بدو تشکیل روی بخش کوهنوردی بود، چند سال پیش برای ماندن در بخش ورزش قهرمانی لازم بود نام صعودهای ورزشی را نیز یدک بکشد. بر این اساس انتظار می رفت در بخش سنگنوردی داخل سالن و به تازگی در بخش یخنوردی نیز شاهد فعالتر شدن فدراسیون و تیم ملی (مانند کوهنوردی در سالهای نهچندان دور) باشیم.
با نگاهی به کارنامه فدراسیون، تغییر و تلاش چندانی را در این بخش نمی بینیم، چهبسا که در همان زمانهای نهچندان دور که کوهنوردی پایه اصلی فعالیت فدراسیون محسوب میشد، فعالیت در بخش سنگنوردی بسیار پررنگتر و محسوستر از امروز بوده است.
برگزاری مسابقات قهرمانی داخلی در طول سال با عناوین مختلف، برگزاری و میزبانی مسابقات و رقابتهای بینالمللی و آسیایی و اعزام تیم ملی به رقابتهای بینالمللی و آسیایی، صرفا بخشی از این فعالیتها به شمار میرفت.
با جدا شدن بخش سنگنوردی از کوهنوردی در سطح جهانی، این ضرورت احساس شد که در کشور ما نیز این اتفاق رخ دهد و شاید این انتظار می رفت که بخش قهرمانی و مدالآوری فدراسیون نیز فعالتر شود که ظاهرا در حدانتظار نبوده است.
هرچند که نباید از نظر دور داشت مشکل نبود بودجه در چند سال اخیر کم و بیش گریبان همه فدراسیونها (جز فوتبال) را گرفته است، این وسط تکلیف کوهنوردی که ظاهرا کسی هم از آن انتظار مدالآوری و حضور در میدانهای بینالملل را ندارد، مشخص است.
در سیستمی که ورزش در آن به صورت دولتی اداره و بودجه اصلی از بالا به پایین تزریق میشود، چطور میتوان از ورزشکاران خواست که خود اسپانسر پیدا کرده و به فعالیت در بخش قهرمانی ادامه دهند. هر چند که در بخش کوهنوردی این امکان کم و بیش فراهم میشود، کما این که در چند سال گذشته و با فعال شدن کوهنوردی غیردولتی شاهد افتخارآفرینیهای بسیاری بودهایم که نباید از آنها غافل شد، مثل عظیم قیچیساز و عزمش برای صعود 14 قله بالای 8000متری، تلاش کوهنوردان باشگاه آرش در گشایش مسیر ایران در هیمالیا هر چند به قیمت از دست رفتن قهرمانانی نامدار و ماندگار (آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی) شد، صعود نخستین زوج ایرانی (نادیا اسمی خانی و مهدی زندی) بر فراز پامیر و بسیاری دیگر از این نمونهها.
اما آیا در بخش قهرمانی و مدالآوری هم میتوان از ملیپوشان سنگنوردی و یخنوردی انتظار داشت که خود به دنبال هزینه اردوهای تمرینی، اعزامهای برونمرزی و شرکت در رقابتهای تدارکاتی و مسابقات جهانی و المپیک باشند.
آیا این وظیفه از شانه فدراسیون برداشته شده است، آن هم در برههای از زمان که شاهد افتخارآفرینی سنگنوردان و یخنوردان کشورمان با کمترین امکانات حتی با هزینه شخصی برای اعزامها، هستیم.
امسال برای اولین بار در رشته یخنوردی برترینهای قارهها به صورت نمایشی این شانس را دارند که در المپیک زمستانی سوچی به رقابت بپردازند و از این رهگذر دو ورزشکار ایرانی (زهره عبدالله خانی و مسعود زینالی) نیز به واسطه درخشش در رقابتهای جهانی سال گذشته کره جنوبی، موفق به کسب مجوز شرکت در المپیک زمستانی شدهاند، با وجود زمان اندک تا آغاز این المپیک، ورزشکاران ایرانی در چه شرایطی هستند و آیا در چارچوب حمایتها و برنامههای فدراسیون به تمرینات آمادگی خود ادامه میدهند؟
ورزش ایران امسال شاهد کسب اولین مدال طلای جهان در سنگنوردی از سوی رضا علیپور بود، اما متاسفانه این موفقیت صرفا به واسطه تلاشهای ورزشکار بود، به طوری که حتی هزینه اعزام به مسابقات از سوی خودش پرداخت شد تا افتخار طلایی آن نصیب ایران شود.
به هر حال امید میرود که نوزدهم آذر و در پایان انتخابات هر کدام از نامزدهای شرکتکننده که نامش از صندوق رای به عنوان برنده خارج میشود، طرحی نو برای این ورزش و فدراسیون در اندازد.
پروین ایمانی / جامجم