در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

پدرش محمدعلیشاه و مادرش ملکه جهان تنها همسر عقدی محمدعلیشاه و نیز دختر کامران میرزا نایبالسلطنه فرزند ناصرالدینشاه بود. احمدشاه پس از درگذشت پدربزرگش مظفرالدینشاه و با آغاز سلطنت پدرش به ولایتعهدی انتخاب شد. خلع پدرش محمدعلیشاه به گونهای تحقیرآمیز و همراه با تهدید و تبعید او و ملکه جهان از ایران برای احمدشاه بسیار تلخ بود. پس از خلع محمدعلیشاه، مجلس عالی که متشکل از مشروطهخواهانی بود که تهران را فتح کرده وشاه را خلع کرده بودند، احمدشاه را به سلطنت انتخاب کرد، ولی وی علاقهای به سلطنتی که به او تحمیل شده بود، نداشت و آن را ظاهری میدانست و بیشتر سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی را متهم میکرد که میخواهند به نام او و به کام خویش سلطنت کنند؛ چون احمدشاه بر اساس قوانین اساسی مشروطه نمیتوانست سلطنت را به عهده بگیرد برای وی نایبالسلطنه انتخاب شد. اولین نایبالسلطنه احمدشاه، بزرگ ایل قاجار علیرضاخان عضدالملک بود. دومین نایبالسلطنه ناصرالملک قره گوزلو بود که نقش مهمی در تربیت احمدشاه داشت.
احمدشاه در تیر 1293 تاجگذاری کرد وآغاز به عهده گرفتن رسمی و قانونی سلطنتش همزمان با جنگ جهانی اول بود. با وقوع این رخداد، احمدشاه فرمان بی طرفی دولت ایران را صادر کرد. وی در دوران جنگ در عمل نیز سیاست بیطرفی اتخاذ کرد و باوجود فشار شدید روس و انگلیس به آزادیخواهان ایران که به آلمان علاقهمند بودند، نزدیک شد و از تعطیلی سفارت آلمان در تهران باوجود تهدید انگلیس و روس خودداری کرد. احمدشاه در برههای که روسها با حمایت انگلیسها قصد اشغال تهران را داشتند در مقابل این رخداد ایستادگی کرد و روسها را تهدید کرد که در صورت اشغال تهران، وی این شهر را ترک کرده و حتی پایتخت را به اصفهان منتقل میسازد و از طرفداران آلمان استفاده خواهد کرد. همین تهدیدشاه به اشغالنشدن تهران منجر شد. احمدشاه در سال 1297 خورشیدی و به دنبال پایان جنگ جهانی اول، صمصامالسلطنه بختیاری را از نخست وزیری عزل و در شانزدهم مرداد 1297 وثوقالدوله را به ریاست الوزرایی انتخاب کرد.
وثوقالدوله با حمایت احمدشاه توانست امنیت نسبی را در کشور برقرار کند. غائله نایب حسین کاشی در کاشان و نیز حرکت کمیته مجازات در تهران به وسیله وثوقالدوله سرکوب شدند. در عصر نخست وزیری وثوقالدوله قرارداد 1919 با دولت انگلیس منعقد شد که این قرارداد با انتقادهای گستردهای مواجه شد و برخی آن را مخالف استقلال ایران دانستند؛ اما وثوقالدوله این قرارداد را در جهت حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران دانست، ضمن این که تلاش کرد با استفاده از دوستی با دولت انگلیس برخی سرزمینهای قفقاز و کردستان عراق را بازپس بگیرد. احمدشاه از قرارداد حمایت نکرد و همین موضوع به همراه مخالفتهای مردمی به توفیق نیافتن قرارداد منجر شد.
وثوقالدوله برای ترغیب احمدشاه به حمایت از قرارداد، او را رهسپار یک سفر اروپایی کرد. در این سفر، احمدشاه در انگلستان مورد استقبال وسیع و گرم قرار گرفت؛ اما احمدشاه از تائید قرارداد خودداری کرد و پس از بازگشت به تهران در تیر 1299 استعفای وثوقالدوله را قبول کرد. احمدشاه سپس میرزاحسن خان مشیرالدوله (حسن پیرنیا) را به ریاست دولت انتخاب کرد.
شاه تلاش کرد در دولتهای مشیرالدوله و سپهدار رشتی با روسیه ارتباط برقرار کند و با اعزام مشاورالممالک انصاری به مسکو زمینههای انعقاد عهدنامه 1921 میان ایران و شوروی را فراهم کرد؛ عهدنامهای که هم قصبه فیروزه و جزیره آشوراده را به ایران بازگرداند وهم کاپیتولاسیون را لغو کرد. در سوم اسفند 1299 احمدشاه در برابر کودتای سیدضیاء و رضاخان میرپنج قرار گرفت و مجبور شد سید ضیاءالدین طباطبایی را به ریاست الوزرایی انتخاب کند. احمدشاه در خرداد 1300 با کمک رضاخان موفق به عزل سیدضیاء شد و سپس قوامالسلطنه را به ریاست الوزرایی منصوب کرد. متعاقبا کابینههای قوام، مشیرالدوله، کابینه دوم قوام، مستوفیالممالک و کابینه آخر مشیرالدوله از سوی احمدشاه روی کار آمدند.شاه سفری کوتاه هم به اروپا داشت و به ایران بازگشت، ولی با سقوط کابینه مشیرالدوله در آبان 1302 مجبور شد بهرغم میل قلبیاش، رضاخان سردارسپه را که در همه این مدت وزیر جنگ بود، به نخستوزیری انتخاب کند و فورا در همان آبان 1302 ایران را به مقصد فرانسه ترک کرد. این سفر در واقع آغازی بر تبعید احمدشاه بود. احمدشاه فروردین 1303 رضاخان را از ریاست الوزرایی عزل کرد، ولی با حمایت نکردن مجلس که بیشتر نمایندگان آن با تقلب بهوسیله رضاخان برگزیده شده بودند، مجبور شد بار دیگر رضاخان را نخستوزیر کند. در شهریور و مهر 1303 شورش خزعل در خوزستان رخ داد. رضاخان در جریان ماجرای شورش خزعل تلاش کرد احمدشاه را به حمایت از خزعل متهم سازد. این در حالی بود که خود رضاخان نادرست بودن این ادعا را میدانست چنانچه در بیست و هشتم شهریور 1303 در تلگرافی به امیراحمدی امیرلشگر غرب درباره شایعه حمایت احمدشاه از خزعل گفت: «لزوما متذکر میشود که تبلیغات و اقداماتی که از طرف پارهای اشخاص به اسمشاه میشود به هیچوجه از ناحیهشاه ناشی نیست چه بینشاه و اینجانب مباینت و ضدیتی وجود ندارد. این نقشهای است که به دست خارجیها ریخته شده و باید نهایت مراقبت را به عمل آورد که زودتر مرتفع گردد.»
وزیر جنگ و فرمانده کل قوا ـ رضا
به هر روی در نهم آبان 1304 سرانجام با رای مجلس شورای ملی و درجوی پر از تهدید و ارعاب که به وسیله رضاخان ایجاد شده بود، احمدشاه از پادشاهی خلع و سلسله قاجاریه منقرض اعلام شد. احمدشاه این اقدام مجلس را مغایر قانون اساسی و غیرمشروع دانست، اما در عمل نتوانست اقدامی برای مقابله با خلع خود انجام دهد. احمدشاه در نهم اسفند 1308 در پاریس درگذشت و در کربلا دفن شد.
در اسناد انگلیسی، احمدشاه بارها به رشوه و نیز علاقه به اخذ پول از انگلیس متهم شده است؛ اما بیشتر رجال ایرانی از علاقه احمدشاه به ایران و سلامت و قانونگرایی وی گفتهاند. احمدشاه کاملا پایبند به قانون اساسی بود و با دخالت انگلیسها در امور ایران نیز مخالفت میکرد تا آنجا که در جایی تصریح کرد: «به هیچوجه حاضر نیستم که بر خلاف قانون اساسی کوچکترین اقدام و کمترین تخطّی را بنمایم. اما درباره طرز رفتار و سلوک من با انگلیسها و دیگر همسایگان، هرچه را مصالح مملکت اقتضا کند عمل خواهم کرد، ولو اینکه به برکناری من از سلطنت یا به انقراض سلسله قاجاریه تمام شود.»
احمدشاه با حمایت ترکیه برای بازگشت به سلطنت هم مخالفت کرد. آتاترک رئیس دولت جدید ترکیه برای احمدشاه پیغام داد و دعوت کرد که به ایران برگردد و به او وعده داد که از کردهای ترکیه و ایران، قوای کافی در اختیار او بگذارد که از مغرب ایران به مقر سلطنت خود مراجعت کند، احمدشاه در جواب میگوید: این در قاموس سلسله ما نبوده که اجداد من با کمک یک کشور خارجی تاج و تخت خود را به دست آورده یا حفظ کرده باشند و این ننگ را برای من به ارث گذارده باشند. فقط از طرف تشکر کنید و بگویید: قبول نکرد و میگوید: من اگر میخواستم با وسایل غیرمشروع به ایران مراجعت کنم، تسلیم انگلیسها میشدم و به آنها در مقابل تقاضاهایشان سر فرود میآوردم.
درباره کارنامه سیاسی احمدشاه میتوان به نظر مصدق هم اشاره کرد که در سخنانی تاریخی در مجلس چهاردهم شورای ملی تصریح کرد: موقعی کهشاه در لندن حاضر نشد در دعوت رسمی دولت انگلیس از قرارداد اسمی ببرد و آن را بشناسد به این که ناصرالملک به او گفته بود اگر مقاومت کند از سلطنت خلع میشودشاه وطنپرست بر مقاومت خود افزود و از قرارداد اسمی نبرد برایشاه چه بالاتر از این که امروز نامش به نیکی برده شود حوادثی که موجب بلندی نام میشود کم است و شاید در عمر کسی به این حوادث تصادف نکند خوشبخت کسانی که از این حوادث استفاده کنند و بدبخت کسانی که خود را مطیع پیش آمد نموده و با هر ناملایمی بسازند در سلسله سلاطین قاجار هفت نفر سلطنت کرده که از آنها فقط دو نفر پادشاه نامی شدهاند اول مظفرالدینشاه است که در سلطنت او آزادی نصیب ملت شد و بعد احمدشاه است که تن به اسارت نداد و از سلطنت گذشت ایکاش که این پادشاه جوان بخت به کودتا تسلیم نمیشد و زودتر مقام سلطنت را ترک میکرد.
نکته
جنگ جهانی اول با اینکه در مغربزمین رخ داد، اما پیامدهای این رویارویی بزرگ، بخش وسیعی از دنیای آن روز را تحت تاثیر خود قرار داد. ایران نیز از این تحولات بینصیب نماند و با اینکه زمامداران کشور اعلام بیطرفی کردند، اما این پیام از سوی قدرتهای بزرگ، نادیده گرفته شد. در چنین زمانی بود که مجلس سوم شورای ملی در چهاردهم آذر با حضور احمدشاه کار خود را آغاز کرد. نقش آخرین شاه قاجار در اعلام بی طرفی و تلاشی که نمایندگان مجلس شورای ملی در قوه مقننه برای مواجهه با بیسروسامانیهای سیاسی و اقتصادی ایران از یکسو و رویارویی با زیادهخواهیهای روس و انگلیس داشتند از موضوعات مورد بررسی است. این فعالیتها گرچه به فرجام مناسب نرسید، اما به هر روی، حکایت از تلاش گسترده نمایندگانی دارد که سعی داشتند از هر طریق ممکن جلوی نفوذ قدرتهای بزرگ را بگیرند و برای ثبات و پایداری سیاسی حکومت، شاه قاجار را از تصمیم خود مبنی بر ترک تهران در اعتراض به پیشروی نیروهای روس بازدارند. از اینرو، برای آشنایی هر چه بیشتر مخاطبان با وقایع آن دوره، ضمن ارائه مطلبی در مورد روزگار و زمانه احمدشاه قاجار، گزارشهایی از فعالیت سومین دوره مجلس شورای ملی تهیه شده است. علاوه بر این، انتخاب اولین رئیس شهربانی هم بهعنوان یک اتفاق جدید در دوره سلطنت پهلوی اول مورد توجه بود.
شهاب سلیمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: