Logo jame jam online for Site - SVG - Positive
سیاسی عمومی کد خبر: ۶۲۱۸۸۷ ۱۲ آذر ۱۳۹۲  |  ۰۹:۰۴

طنز در روزنامه های کشور کم پیدا می شود و این یعنی روزنامه ها کم لبخند می‌زنند و آنها که روزنامه می‌خوانند هم به تبعیت از رسانه محبوب شان کمتر می خندند. حکمت ستون روزنامه خندان، در این است که طنز همه روزنامه های کشور را جمع کنیم و در جام جم آنلاین برسانیم به دست تان تا هر صبح، دستکم در اینترنت گردی روزانه، لبخندی روی لب تان بنشیند.

علت شب بیداری های وزیر امور خارجه

جام جم : مردم در صدر الکی نچرخند

روز اول این هفته اتفاق خوبی در پایتخت افتاد. مردم تهران بعد از 26 ماه شاهد افتتاح بزرگ‌ترین پروژه شهری کشور، یعنی بزرگراه طبقاتی صدر با شعار زیبا و دارای ایهام قشنگ «مردم در صدر» بودند.

اگر سعدی علیه الرحمه گفت که: «هنرمند قدر بیند و بر صدر نشیند» و این قضیه را فقط به هنرمندان مختص کرد، به دلیل این بود که منظورش پل صدر و بزرگراه طبقاتی صدر تهران نبود. رفتن از کنار آب رکناباد تا گلگشت مصلی که نیاز به بزرگراه و پل طبقاتی و این چیزها نبود.

الان اگر یک پروژه عظیم شهری مثل بزرگراه طبقاتی صدر راه اندازی می شود، هنرش این است که مال کل مردم شهر و کشور است. فقط هنرمندان از آنجا رد نمی شوند یا در اطراف آن نمی نشینند. فلذاست که شعار «مردم در صدر» به دل ملت نشست.

این نشست، برخلاف نشست پل، خیلی خوب است. نترسید، پل دچار نشست نشده است؛ ما همین طور یک چیزی کلی گفتیم.

با همه این تواصیف و با وجود این که پل صدر متعلق به همه مردم است، در این چند روز آغاز به کار این پل عظیم الجثه، چنان با استقبال مردم مواجه شده که شاید بیش از همیشه بر ترافیک سنگین اطراف آن افزوده شده و آدم خیال می کند که واقعا همه مردم در صدر هستند.

توصیه های ایمنی: با عنایت به آنچه گفته شد، بیان چند نکته ایمنی شهری مختصر و مفید، خالی از لطف نیست:

1ـ حلوا پخش نمی کنند: مردم تهران در جریان باشند که در روزهای نخستین گشایش بزرگراه طبقاتی صدر، بالای پل حلوا پخش نمی کنند. فلذا اگر کار ضروری ندارند، برای گذشتن از روی پل و تماشای آن هجوم نیاورند. ممکن است این هجوم چنان ترافیک را سنگین کند که به چشم خودتان تحقق این مثل معروف را شاهد باشید که: «هر که از پل بگذرد، خندان بود»!

2ـ پل به همه می رسد: این چند روز چنان در بالا و پایین و روی ستون ها و چسبیده به گاردریل های بزرگراه طبقاتی صدر، خودرو وول می زد که آدم خیال می کند ملت خیال کرده اند که اگر دیر به پل برسند، یحتمل پل تمام می شود. پل چوبی نیست که موریانه بخوردش!.... لهذا به مردم اطلاع رسانی شود که شلوغ نکنند، به همه می رسد.

3ـ پل عوارض بگیری: چون بزرگراه طبقاتی صدر، وقتی که تب و تاب مردم بخوابد، نقش بسیار زیادی در کاهش بارترافیکی بزرگراه های اطراف آن خواهد داشت، از این رو اگر این روزهای آغازین راه اندازی نیز می خواهیم که شاهد کاهش ترافیک خود بزرگراه صدر و روی پل 11 کیلومتری آن باشیم، همین امشب از رسانه ها اعلام شود که سر پل عوارض می گیرند.

(دقت شود کسی نفهمد که پلیس راهور تهران بزرگ گفته است که به هیچ وجه برای ورود به روی پل، عوارضی از مردم دریافت نمی شود و این کار از نظر ایشان امکان پذیر نیست و به بروز حوادث ترافیکی منجر می شود. این قسمت عرایض ایشان شایع شود که گفتند: «مگر سامانه ای راه اندازی شود که از روی پلاک خودرو بشود عوارض را اخذ کرد.».... این قسمت آخر را همه مطلع شوند!)

جام جم : تفاهم با کله ورم کرده

دیروز مثل هر روز دیگری پشت میزمان نشسته بودیم و باز مثل هر روز با چشمان شهلا و خمارمان ـ خیلی ممنون چشم‌های شما هم زیباست ـ زل‌زده بودیم به کاشی‌های زرشکی اتاق کارمان، تعجب نکنید، اتاق کار ما عینهو کله‌پزی است؛ نصف دیوارهای آن سنگ و نصف دیگر تا سقف کاشی‌های زرشکی خوشرنگ... .

به هر حال همین جور که زل زده بودیم به در و دیوار، بی خود و بی جهت یادمان افتاد این روزها چقدر الکی، الکی از ارزان شدن سکه خوشحالیم ـ نه این که ما شام و ناهار سکه می خوریم! ـ چقدر شادمانیم از این بابت که قرار است روزی برسد که قیمت خیلی چیزها از اینی که هست پایین تر بیاید! خلاصه خیلی خوشحالیم که شاید روزی برسد که از دم سوپرمارکت که رد می شویم زورکی به ما جنس مجانی بدهند، بله؟... خودمان هم می دانیم، حالا ما یک چیزی گفتیم شما زیاد سخت نگیرید! به هر حال آنقدر از خودمان خوشحالی در کردیم تا این که نمی دانیم چه مرگمان شد که این فکر سراغمان آمد ـ بیماریم دیگر ـ که چرا این روزها بعضی ها انگشت مبارکشان عینهو انگشت پطروس فداکار همیشه آماده است تا اگر زبانمان لال روزنه امیدی در زندگیمان ایجاد شد با انگشت مبارک روزنه امیدمان را سد کنند.

از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان که هر قدر فکر کردیم به نتیجه نرسیدیم! ناچارا چون کار دیگری بلد نبودیم دوباره نشستیم و فکر کردیم ـ راست می گویید خودمان هم از این همه فکر کردن حالمان به هم می خورد! ـ فکر کردیم چطور می شود این بعضی ها را کاملا دوستانه تفهیم کرد که جان برادر غیر از دست به یقه شدن راه های دیگری هم برای نتیجه گرفتن هست ـ کور شویم اگر دروغ بگوییم ـ در همین فکرها بودیم که یکهو چندنفر از دوستان! آمدند و کاملا متمدنانه با ما درخصوص مسائل مختلف بحث و تبادل نظر کردند، اصلا به جان خودمان از ما آدم دیگری ساختند، خودتان ببینید متوجه می شوید! فقط باید کمی صبر کنید تا... بگذریم.

به هر حال الان انگار تازه متولد شده ایم! نگاهمان به دنیا تغییر کرده است. اگرچه دکترمان معتقد است این تغییر نگاه بیشتر به دلیل ورم چشم هایمان است! اما نمی دانیم چرا با توجه به آن همه گفتمان سنگین باز اصرار داریم که راه های دیگری هم برای نشان دادن توانمندی هایمان هست، مثلا... بی خیال... .

نمی دانیم چرا، اما بی خود و بی جهت یاد این داستان افتادیم که... نقل می کنند یک روز در بیشه ای بسیار دور سگی نزد شیری رفت و گفت: «ای شیر! با من کشتی بگیر.» شیر از کشتی گرفتن با سگ سر باز زد.

سگ از این کار شیر دلگیر شد و گفت: «نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد» شیر مکثی کرد، به سگ خیره شد و گفت: «سرزنش سگان را خوشتر دارم از این که شیران مرا شماتت کنند که با سگی کشتی گرفته ام!» القصه، تمام عرض ما همین است که جان برادر این درست که ما خیلی... بگذریم، اما بین خودمان باشد جنگیدن همیشه راه نشان دادن قدرت نیست. ملتفت هستید که؟

سیاست روز: علت شب بیداری های وزیر امور خارجه

وزیر امور خارجه: شب بیداری ها برای بنده که ساعت ۵ صبح بیدار می شوم از هر شکنجه‌ای بدتر است.
به نظر شما دلیل شب بیداری های اخیر برادر جواد ظریف ، کدام یک از گزینه های زیر است؟
الف) فعالیت قهرمانانه در "فیسبوک"
ب) رشادت های دشمن شکن در"توئیتر"
ج) حضور فعال در "وی چت"
د) به من و شما ربطی ندارد.

محمدرضا باهنر در مراسم استعفای نماینده همدان: باعث تاسف است که یکی ازهمکاران ما دیگر در مجلس حضور نخواهد داشت و امیدواریم در سمت جدید مفید باشد.
منظور از عبارت فوق چیست؟
الف) همکاری که در مجلس مفید نبوده شاید در جای دیگر مفید باشد.
ب) باعث تاسف است که از اینهمه نماینده مجلس فقط یک نفر دیگر در مجلس حضور نخواهد داشت.
ج) خوب است بالاخره آدم یک جایی به درد بخورد.
د) هر سه گزینه صحیح است.

عبارت فلسفی زیر از کیست؟
اگر در منطقه ای پروژه ای آغاز می شود مردم امیدوار می شوند به آن پروژه و روی آن حساب باز می کنند و این درست نیست که پروژه انجام نشود.
الف) فردریش نیچه
ب) یورگن هابرماس
ج) افلاطون
د) عزت الله یوسفیان ملا – نماینده آمل و لاریجان

کدام یک از اخبار زیر جزو خبرهای خوش غیرهسته ای است؟
الف) وزیر بهداشت به زوج های نابارور خبر خوش داد.
ب) رییس کمیسیون اصل نود مجلس: دارایی میلیاردی وزیران غیرقانونی نیست.
ج) منابع آگاه: مدیران تامین اجتماعی پاداش های میلیاردی دریافت کردند.
د) رییس راهنمایی و رانندگی: خودروی پراید از صبح شنبه شماره گذاری نمی شوند.

شرق : عالمی ادامه‌دهنده سلسله محمودیه

حالا که همه بی‌وفا شده‌اند و اسم احمدی‌نژاد را هم نمی‌برند و هرچه گفته نمی‌گویند و هرچه کلنگ زده بوده (نه برای افتتاح، برای تخریب) با بولدوزر به کارش ادامه نمی‌دهند و هرجا رفته نمی‌روند و هر کار کرده نمی‌کنند و هر کار نکرده می‌کنند، ما دیدیم رسم فتوت و جوانمردی نیست وقتی آقای احمدی‌نژاد باعث شهرت من شده (جدی می‌گویم، قبل او با اینکه 10سال نوشته بودم ولی فقط در حد خانواده و دوستان معروف بودم) نامش را زنده نگه ندارم و بگذارم خودش و فتوحاتش فراموش شود.

راستش را بخواهید از وقتی شنیدم آقای روحانی سفر استانی نمی‌خواهد برود و بساط نامه‌دادن به رییس‌جمهور را برچیده، غیرتی شدم. محمودجان، حسن پشتت نیست، مردم پشتت نیستند، عالمی که نمرده. برای همین و با توجه به اینکه شاعر گفته دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش، من نمی‌گذارم سلسله تو متزلزل شود و شخصا راسا دست‌به‌کار شدم و آمده‌ام به سفرهای استانی؛ اصفهان.

و گزارش سفرم را در قالب نامه‌ای مردمی خطاب به تو، سرسلسله محمودیه (نارمک سابق) می‌نویسم.

محمود من: همیشه نیم‌ساعت مانده به ترمینال کاوه برسم، استرس می‌گیرم؛ استرس تاکسی. تا پایم را از اتوبوس پایین می‌گذارم خود را همچون بره‌ای می‌بینم که گرگ‌ها دوره‌اش می‌کنند. کوجا میرین؟ فقط باید دربست برین. بیشین. 20تومن. زیاد نیسدا. قیمتشه. بیا 17تومن، منتها باس وایسی مسافر هم بگیرم.

مای محمود: می‌بینی؟ دفعه پیش ساعت چهار صبح گفت دربست 10تومن تا سر چهارباغ، فکر کردم دولتی سر توست که گران نگرفته. بعد راننده مذکور دوکیلومتر پیاده راهم برد تا برسیم به ماشینش اما جای تو خالی، پراید بود. نگاه کردم دیدم توش دوتا آدم نشسته.جلو را نگاه کردم دیدم یکی نشسته هیکل رضازاده. برگشتم بگویم مرد حسابی گفتی دربست، که گفت: می‌خوای برگردی؟ دلت میاد من خالی برم؟ کی تا چهارباغ میره 10تومن؟

جان جهان، محمودجان: همان دفعه هم که سوار تاکسی شدم یاد تو افتادم. تو هم ما را به‌زور سوار ماشینت کردی که برسانی. حالا ما هی می‌گفتیم محمودجان، قربون دستت، من همین‌جا پیاده می‌شوم. می‌گفتی مگر می‌شود؟ من نوکر مردمم.  باید همه را برسانم. خلاصه راهی را که دو قدم بیشتر نبود، هشت‌سال طول دادی و اینقدر پیچ‌واپیچ کردی که آخرش هم بنزین تمام کردی. حالا بماند ماشین را مالیدی به 10 جا. هم از داخل هم از خارج، نیاز به صافکاری دارد الان. وقتی هم که بنزین تمام کردی و دیدی پولی در بساط نیست زدی رو ترمز و گفتی رسیدیم. ما هم پیاده شدیم ولی ناچار سوار ماشین حسن شدیم که فقط تو خیابان و بین زمین و زمان نمانیم.

سرسلسله من: ولی این‌بار محمودجان، گفتم از تجربه سفر قبلی استفاده کنم. برای همین وقتی از اتوبوس پیاده شدم، یک‌طوری پیاده شدم که انگار دارم سوار می‌شوم. اینطوری راننده‌ها خیال می‌کنند من اصفهانی هستم که دارم سوار می‌شوم. بعد عقب‌عقب آمدم تا ایستگاه، راننده‌ها چون فکر می‌کردند من اصفهانی هستم، دوره‌ام نکردند. من را قسمتی از محیط می‌دانستند. اینطوری پول اضافه برای کرایه تاکسی ندادم. منتها از جام هم جنب نخوردم. بعد تو رودروایسی مجبور شدم از ترمینال کاوه عقب‌عقب تا چهارباغ بیایم.

معجزه من، معجزه قرن: با خودم گفتم کاش می‌شد همین‌طور عقب‌عقب برگردیم به هشت‌سال پیش، قبل از اینکه بنزین خالی کنیم، قبل از اینکه ماشین اوراق شود، قبل از اینکه بزنیم تو خاکی، که زاااااارت یک ماشین زد بهم. ماشین اوراق، من مستعمل، الان افتادم توی جوب، منتظرم حسنی، ظریفی، کسی از راه برسد و درم بیاورد. با این حال تصادفی‌ای که دارم، چقدر با فرهنگ و اقتصاد و همه‌چی همذات‌پنداری می‌کنم. دیگر دارد شارژ لپ‌تاپم تمام می‌شود، آمبولانس هم... ئه؟ انگار آمبولانس نیست و نعش‌کش است که از راه رسید... در پایان نامه اگر از حال من خواسته باشی باید بگویم ‌ای... (باتری‌ام خالی شد.)

حمایت : اندر تحریم غول های خودرو سازی دنیا!

بالاخره پس از کش و قوس های فراوان داستان تحریم ها من جمله صنعت سود آور خودرو سازی در حال رنگ باختن است.البته ذکر این موضوع قابل اهمیت است که این تحریم ها باعث شد در طول این مدت بسیاری از صنایع و شرکت ها، تحریم ها را دلیل گرانی محصولات و خدمت شان اعلام کنند و به قول عمو سیفی از دیوار تحریم بالا می رفتند و برخی از آنها نیز احیاناً پشت دیوار تحریم قایم می شدند.

حالا که تحریم ها در حال کمرنگ شدن است، بی تدبیری و سوء مدیریت عامل بسیاری از گرانی ها اعلام شده است! شاهدد این ادعا همین صنعت خودرو سازی خودمان که دوستان فرموده اند تحریم ها فقط 30 درصد روی این صنعت تاثیر داشته است.

الان هم که باب هر گونه تصمیم گیری و انتخاب باز شده و همه غول های خودرو سازی در دنیا برای ورود به عرصه خودرو سازی کشور له له و دست و پا می زنند، معلوم نیست کلید دست چه کسی است!؟ در همین راستا یکی از مقامات جلیله وزارت صنعت ، معدن و تجارت در همایش بین المللی صنعت خودرو سازی فرمودند: «هیچ قرارداد جدیدی در صنعت خودرو سازی منعقد نخواهد شد، مگر اینکه در این قرار داد صادرات خودرو پیش بینی شده باشد!»( جراید) اینجاست که ما شک می کنیم که غربی ها ما را تحریم کرده بودند یا ما غربی ها را!

خودروی ال 90 که قرار بود به جای پیکان و با قیمت زیر ده میلیون تومان به مردم عرضه شود به 40 میلیون تومان رسیده، آن وقت دوستان به جای عرضه خودروی مناسب و در شان مردم، در اندیشه صادرات خودرو هستند.

 علی ای حال با عنایت به اینکه صنعت خودرو در ایران یکی از یونیک ترین یا به عبارتی منحصر به فرد ترین صنایع تولید در دنیاست، چند توصیه و رهنمود صنعتی ارائه می شود: الف) اول اینکه فعلاً تمام غول های خودرو سازی دنیا را تحریم کنیم و با هیچ کدام قرار داد نبندیم تا حاشان جا بیاید و به شکر خوردن بیفتند و برای بستن قرارداد با ما صد را نفر را واسطه کنند تا ببینیم بعداً چه پیش می آید. ب) دوم اینکه در حین بستن قرار داد مراقب باشیم سیاست های کلان خودرو سازی مملکت لو نرود و دو روز دیگر شاهد کپی برداری از پلت فرم این سیاست ها و فیس لیفت( مدل تغییر شکل یافته) آن نباشیم که آنها هم مگان پیش فروش کنند، بعد بگویند فقط می توانیم پراید تحویل بدهیم!

کیهان: هواپیما
گفت: «مایکل هایدن» رئیس سابق سازمان «سیا» گفته است در توافقنامه ژنو دکمه «مکث» را فشار دادیم و حالا باید دکمه «حذف» را فشار بدهیم!
گفتم: منظورش چیست؟!
گفت: منظورش خیلی واضح است. می‌گوید در توافقنامه ژنو برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کردیم و حالا با فشار دادن دکمه حذف باید فعالیت هسته‌ای ایران را به طور کامل از بین ببریم!
گفتم: غلط زیادی کرده! این، ایران است که طی سی و چند سال گذشته، عقبه‌های استراتژیک آمریکا در منطقه نظیر دولت‌های وابسته مصر و لیبی و تونس را حذف کرده و حذف دولت‌های اردن و عربستان و... هم آغاز شده است و...
گفت: آمریکا را هم به اعتراف برژینسکی به ضعیف‌ترین دوران حیات خود کشانده است و اسرائیل هم که به نابودی نزدیک شده است و...
گفتم: تعدادی دیوانه را با هواپیما منتقل می‌کردند، دیوانه‌ها با سروصدا و حرکت‌های عجیب و غریب حرکت هواپیما را مختل کرده بودند. خلبان به مهماندار گفت این دیوانه‌ها را یک جوری ساکت کن و بعد از نیم ساعت هواپیما ساکت و آرام شد. خلبان از مهماندار پرسید، چه کردی؟ مهماندار گفت؛ درِ هواپیما را بازکردم و به آنها گفتم بروید توی حیاط بازی کنید!

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
مخاطب
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۲
مطلب شما رو كه می خونیم دیگه نیازی به خوندن جك و طنز برای خندیدن نداریم من كه خیلی به این مطلب شما خندیدم اما خداییش اینقدر هم احمدی نژاد بد نبود كه در موردش نوشتید اگر اینقدرایشون یعنی آقای احمدی نژاد در مورد برنامه هسته ای ایران با كیك زرد و غیره جشن هسته ای نمی گرفتند امریكایی ها به این راحتی ها كوتاه نمی آمدند الان هم دولت به نظر من باید یه مقدار سیاست احمدی نژاد رو در سیاست خارجیش بخصوص دربرنامه هسته ای داشته باشه . اما یه مقداریش رو نه همش رو .
۰
۰

یادداشت

بیشتر
والدین نگران و مدیران مستاصل

والدین نگران و مدیران مستاصل

شیوه تصمیم‌گیری درباره نحوه بازگشایی مدارس در سال‌ تحصیلی جدید و البته نوع ابلاغ این تصمیم نشان داد مسؤولان دولتی اصولا خودشان در این زمینه دچار سردرگمی بودند و سوال بزرگی که مطرح می‌شود، این است دولتی که نمی‌تواند درباره نحوه آغاز سال‌تحصیلی تصمیم بگیرد، چگونه می‌تواند برای مسائل مهم‌تر کشور تصمیم‌گیری کند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر