
«زیاد بن ابیه» مدیر عالیرتبه حکومت امیرالمومنین نبود؛ او نایب عبداللهبن عباس بود که از سوی حضرت علی بر فارس و کرمان حکومت میکرد؛ به قول امروزیها یک مدیر دست چندم بود، اما علی (ع) حتی او را از قلم نینداخت و چون مدیر حکومت علوی به شمار میرفت و در کارش لغزش و گمراهی وجود داشت؛ دوبار برای او نامه نوشت تا اصلاحش کند؛ خاصیت حکومت علوی این است؛ در این حکومت هر کس که اسم کارگزار حکومت علوی را یدک میکشد چنانچه خطا کند توبیخ میشود، چنانکه کج برود سرزنش میشود و شخص امیرمؤمنان برای اصلاحش دست به قلم میشود.
| طمع بستهای که ثواب صدقهدهندگان یابی، حالی که در نعمت غلتانی و آن را از بیچاره و بیوهزن دریغ میداری! |
زیادبن ابیه که بواسطه ناشناس بودن پدرش مردم او را «زیاد فرزند پدرش» خطاب میکردند؛ یکی از مدیران دست چندم حکومت حضرت امیر بود که بواسطه برخی رفتارهایش مورد سرزنش امیرالمومنین قرار گرفت. حضرت علی (ع) در نامهای که به او مینویسد به او یادآوری میکند که هیچ کس با درآوردن ادای مؤمنان به بهشت نمی رود؛ حضرت امیر به او توصیه میکند که میانه رو باشد و از مال دنیا آنقدر جمع کند که به کارش بیاید.
اگر صاحب نعمت هستی باید به حال ضعیفان و فقیران رسیدگی کنی
در نامه حضرت امیر به زیادبن ابیه آمده است: «میانهرو باش و از زیادهروی دست بدار! و امروز فردا را بخاطرآر و از مال نگاهدار چندانکه تورا کارساز است و زیادت را پیشاپیش فرست برای روزی که تو را بدان نیاز است. امید داری خدایت پاداش فروتنان دهد و تو نزد او در گردن فرازان به شماری (حساب میشوی)؛ و طمع بستهای که ثواب صدقهدهندگان یابی، حالی که در نعمت غلتانی و آن را از بیچاره و بیوهزن دریغ میداری! آدمی پاداش یابد بدانچه کرده است و درآید بدانچه از پیش فرستاده است، والسلام. »
امیرالمؤمنین در نامه خود به زیادبن ابیه به او تذکر میدهد که یک مدیر حکومت علوی و یک انسان که به لطف خدا امیدوار است، نباید دنبال جمع کردن مال باشد؛ بلکه باید آنقدر که به کارش میآید داشته باشد و باقی را برای ساختن آخرت خود هزینه کند.
علی (ع) هشدار میدهد که مبادا چون قیافه و شکل یک نفر شبیه مؤمنان است، خیال کند که خداوند برای او پاداشی در نظر گرفته است؛ آن بزرگوار هشدار میدهد که محال است کسی که در نعمت غلت میزند اما از حال بیچارگان بیخبر است، مورد لطف خدا قرار گیرد.
مدیر حکومت علوی حق ندارد ادای دیندارها را دربیاورد، باید دیندار واقعی باشد؛ دیندار واقعی نمیتواند وقتی در نعمت و ثروت غلت میزند از حال فقرا و بیچارگان بیخبر باشد.
*نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، چاپ بیست و یکم، تهران، 1380؛ صفحه 283
مهدی جلیلی- جامجم آنلاین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم