در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با از دست رفتن سکهها ـ که قرار است در مراسم ازدواج گروهی از زوجها در روز عید فطر اهدا شود ـ موسسه خیریه دچار بحران میشود... این مجموعه فارغ از نگاه متفاوتی که به نسل جوان و مشکلاتشان در جامعه دارد و آن را در قالبی متفاوت از نظر روایی ارائه میدهد، با مشکلی روبهرو است که به باورپذیری و در نهایت تاثیرگذاری اثر، لطمه میزند. نکتهای که گویا در بطن این فیلمنامه ریشه دوانده، حضور زن به عنوان عامل دست زدن به خلاف و خطاست. قصههایی که در آنها پیشینه و گذشته کاراکترهایی که به سرقت دست زدهاند یا فریب خوردهاند روایت میشود، همیشه پای یک زن در میان بوده است. گاه این زن، به عنوان نامزد یا همسر پرتوقع مطرح است و گاه مادر یا خواهری است که به نداری و مشکلات خود خو گرفته، اما دغدغه پسر یا برادرش را دارد و گاه به عنوان همسر مرد نزولخوار مطرح میشود. گویی هیچ دلیل دیگری برای خلافکار شدن یک مرد و یک جوان در اجتماع وجود ندارد. این نگرش سطحی و عاری از روانشناسی و جامعهشناسی درست یا کامل، نخواهد توانست ابعاد انتقادی این سریال تلویزیونی را بعد بخشیده، گسترش دهد.
همه آنچه گفته شد، در شرایطی است که این مجموعه پربازیگر ـ که از حضور هنرمندانی همچون اشکان خطیبی، حمید گودرزی، میلاد کی مرام، علی طباطبایی و مهرانه مهینترابی، یوسف تیموری، رضا فیاضی و اکبر عبدی بهره گرفته است ـ با تکیه بر بازیهای خوب آنها به همراه یک کارگردانی دقیقتر و متن سنجیدهتر میتوانست مجموعهای به یادماندنی برای مخاطب رقم بزند. اگرچه سیروس مقدم در گرفتن بازی خوب از بازیگران ید طولایی دارد و نمیتوان حضور او را در هماهنگی و همگونی بازی بازیگران مجموعه، نادیده گرفت.
احمدرضا علیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: