در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در ابتدای این نشست علیمحمد مودب، مدیرعامل موسسه شهرستان ادب با اشاره به اینکه امروز باید بپذیریم که احیای تمدن عظمت اسلام زیربنایش کتاب است و اهل قلم پرچمداران تمدن هستند، گفت: برای کتاب باید محفل و آیین داشته باشیم.
در گذشته در روستاها سنتهای جدی کتابخوانی وجود داشته است. در روستای خودمان در تربت جام شخص اهل کتابی بود که در فضای محله ما گلستان و شاهنامه را ترویج میکرد. ما در فضای جدید نیاز داریم به بازسازی محافلی اینچنین تا تلاشگران و مجاهدان اهل قلم دور هم جمع شوند، فکر کنند و ایده دهند.
مصطفی محدثیخراسانی، شاعر هم گفت: از 20 سال پیش دغدغه داشتم که تلاشها در حوزه ادبیات انقلاب، سرودن، نوشتن و نظریهپردازی جایگاهی ندارد که افرادی دلسوزانه بهدنبال ثبت و ضبط و تدوین آن باشند.
وی ادامه داد: در حوزه ادبیات، نشر هدف نیست بلکه وسیله است، زیرا هدف تدوین ادبیات معاصر انقلاب و رصد نقاط خالی و شناخت ضعفها و قوتهاست. خوشبختانه شهرستان ادب آمادهخوار نیست و صرفا از کاشتههای دیگران برداشت نمیکند، بلکه خود تلاش میکند بذری را بکارد، که اردوهای آموزشی شاعران جوان از کارهای متمایز این مؤسسه است. آن هدف بلندی که ما منتظرش هستیم در حوزه هنری، وزارت ارشاد و سایر بخشها اتفاق نیفتاده است، ولی من به این شهرستان امیدوار هستم تا بتواند بخشی از این خلأها را پر کند و امیدوارم که در ادامه نیز همینطور بماند.
جواد افهمی، نویسنده معاصر هم در این مراسم گفت: من نبوغ نوشتن دارم، مغرورم و خودخواه و بسیار عصبانی، اما امیدوارم که بغضم نترکد. من مینویسم تا ناشری پیدا شود و چاپش کند و درصدی از قیمت پشت جلد کتاب را به من بدهد تا با آن سد جوع کنم. این یک روال است. اما وقتی کتابی با خون دل نوشته شد که عنوانش سال گرگ است و برای نوشتناش 30ـ20 منبع به کار گرفته شده و موضوعش هم انحرافات فکری موجود در سازمان مجاهدین خلق است، چرا باید این کتاب بیش از یک سال در ارشاد در انتظار مجور بماند؟
افهمی افزود: من به عنوان فردی صاحب کتاب که قرار است زندگیام از راه نوشتن کتاب بگذرد باید چقدر صبر کنم که زندگیام لنگ نماند! چرا باید رمان من که در نگاه بررسان این موسسه حتی یک اصلاحیه نخورده و در جشنواره داستان انقلاب تجلیل شده، در دست بررسان بماند؟
سخنران بعدی شب کتاب موسسه شهرستان ادب مصطفی جشمیدی بود که او هم واکنشی به سخنان جواد افهمی داشت. وی گفت: مثل آقای افهمی نمیخواهم بغض کنم، زیرا فایده هم ندارد. مظلومیت اخیری که درباره داستان در جایزه جلال پیش آمد چند سال است تکرار میشود.
قهر یک فوتبالیست از چاپ یک کتاب پرفضیلتتر شده است
اسماعیل امینی، شاعر و منتقد دیگر سخنرانی بود که کمتوجهی به حوزه کتاب را مورد انتقاد قرار داد. وی در این باره گفت: متاسفم که بگویم در کشور ما دیگر امروز چاپ یک کتاب فضیلت نیست، بلکه فضیلت این شده که فلان بازیکن مشهور با کدام فوتبالیست قهر کرده است و به نظر من همه این ماجراها تعمدی است.
وی اظهار کرد: من یک آدم معمولیام. نه معروفم و نه فیلسوف. کار ما هم به نظرم مثل کار آدمهای عادی است. مثل کاری که نانوای سنگکی میکند یا یک خیاط. توهم اینکه کاری را که من میکنم، هیچکس در دنیا نمیتواند بکند، غلط است. اگر کار ما در خدمت انسان باشد، عالی است و اگر نه پلید؛ حال هر کاری میخواهد باشد. به نظر من کار کسی که چاه فاضلاب را خالی میکند، اگر برای خدمت به خلق خدا باشد، مثل کار کسی است که فعالیت فلسفی انجام میدهد. این را من میگویم که هم عملگی کردهام و هم شاگردی و هم معلمی.
باید امروز 100 شهرستان ادب میداشتیم
ناصر فیض، مدیر دفتر شعر حوزه هنری نیز دیگر سخنران این مراسم بود که با اشاره به موسسه شهرستان ادب گفت: بعد از 35 سال باید امروزصد شهرستان ادب میداشتیم، ولی اینجا تنها یک دانه است و فعالیتش هم همین است. این اتهام همیشه بر ما زده شده که در جهت انقلاب کار میکنیم، اما بگذار بزنند. ما خون دادهایم و باید نشان دهیم که ادبیاتش را هم داریم.
در این مراسم همچنین سعید بیابانکی، یاسین حجازی و علیرضا قزوه نیز به سخنرانی پرداختند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: