تب والیبال دوباره داغ شده است؛ این داغی در روزهای کسادی فوتبال داخلی (با تعطیل نیم فصل لیگ و اتمام مسابقات مقدماتی جام جهانی) بیشتر به چشم میآید. حالا والیبال ایران در ژاپن برابر بزرگان والیبال جهان صفآرایی میکند و اولین بار است که ورزشی گروهی در ایران توانسته است به سطح اول دنیا برسد و بهتر آنکه موفق باشد، اما چیزی که تماشای والیبال را زیباتر میکند، بدون شک گزارشگری است. اینکه گزارشگر بازی بتواند فراتر از قوانین بازی، اطلاعاتی به مخاطبش بدهد که خیلی هم تخصصی نیست و میتواند بازه بزرگتری از ردههای سنی را دربر بگیرد. به این مفهوم که این اطلاعات نه آنقدر ویژه باشد که پدران ما درکی از آن نداشته باشند و نه آنقدر عامیانه که به ارزش بازی چیزی اضافه نکند.
در این میان صدای گرمی سالهاست که برای تماشاگران والیبال یادآور این ورزش است؛ صدایی که سالهاست سنجاق شده است به هیجان توپ و تور. محتشمی مدتهاست که به عنوان گزارشگر اول صداوسیما برای بازیهای مهم والیبال در نظر گرفته میشود. لحن آرام او به همراه اطلاعات مفیدی که از بازی و تحلیل مسابقه ارائه میکند، هر بینندهای را وسوسه میکند از این بازی مهیج بداند و آن را همراهی کند. این نکته را حتی میتوان از گفتههای مربیان هم متوجه شد؛ جایی که بسیاری از مربیان در جلسات بعد از بازی خود شاهد مثالشان را در نحوه بازی از گفتههای این گزارشگر میگیرند. نوع گزارش محتشمی از والیبال به گونهای مدرسهای است، اما خشکی کلاس درس را ندارد و جذابیت دادههای او در حین گزارش آنقدر هست که بتوان به اندازه یک کلاس درس از آن استفاده کرد؛ هرچند صدایی پرحجم و البته لحنی آرام دارد، اما هیچگاه هیجان بازی به واسطه لحن آرامش از میان نمیرود و شناخت خوب او از بازیکنان ایران و همچنین شناختش از چیزی به نام «والیبال ایرانی» به گونهای است که برخی موارد جامعهشناختی را وارد گزارش خود میکند.
وجود گزارشگران باسابقه در رشتههای مختلف میتواند جذابیت آن مسابقه را صدچندان کند. حضور چند دهساله محتشمی در دنیای والیبال، فارغ از تمام دادههای مفیدش در حین گزارش خاطره جمعی بسیاری از ایرانیان از این ورزش است، وجود هادی عامل گزارشگر کشتی با تمام ویژگیهای مختص به خودش به همین شکل جزیی از خاطرات اهالی کشتی است. اینکه بسیاری از همین کشتیگیران، پای گزارشهای پرهیجان او نشستهاند و گاه علاقهمند به این ورزش شدهاند.
در فوتبال این نکته بیشتر به چشم میخورد، کسی دیگر به نوع گزارش فوتبال بهرام شفیع «گیر» نمیدهد؛ چراکه ادبیات او در حین گزارش برای همه آشناست و حالا دیگر او به جزئی از خاطرات فوتبالی نسلی تبدیل شده است که گاه تماشای بازی فوتبال را بدون صدای او نمیخواهد.