نگاهی به 3 فیلم تلویزیونی با حال و هوای دینی که هفته گذشته پخش شد

شناخت دشوار یک تله‌فیلم استاندارد

تعطیلات هفته گذشته به‌دلیل تقارن با تاسوعا و عاشورای محرم و عزاداری سالار شهیدان رنگ و بوی خاصی داشت و آثار پخش شده خصوصا فیلم‌های تلویزیونی، به‌نوعی یا مستقیم با فضای محرم در ارتباط بود یا بیشتر به مباحث معنوی و عرفانی و دینی می‌پرداخت. موضوعی که در آثار پخش شده دو هفته قبل هم به چشم می‌خورد،اما در هفته گذشته به اوج خود رسید. به همین دلیل سهم فیلم‌های سینمایی ایرانی و آثار خارجی و انیمیشن بسیار کمتر از سابق بود و عمده محصولات پخش شده را فیلم‌های تلویزیونی تشکیل داده بودند.
کد خبر: ۶۱۸۲۸۱

صلاه ظهر: فیلمی به کارگردانی افشین صادقی که پنجشنبه بیست و سوم آبان ساعت 17 و 30 دقیقه از شبکه دو پخش شد و داستان آن درباره یحیی و بهروز از دوستان و هم‌محله‌ای‌های قدیم بود که پس از سال‌ها همدیگر را پیدا می‌کنند. محل قرار آنها تکیه و هیات محله دوران بچگی‌شان است. یحیی اکنون افسر پلیسی است که باید رد عده‌ای قاچاقچی را بزند که بهروز یکی از اعضای آن باند است. یحیی شرایطی ایجاد می‌کند که...

در این فیلم تلویزیونی مجید مشیری، اصغر همت، بهرام ابراهیمی و شیوا خسرومهر ایفای نقش می‌کنند. فیلمی که می‌توانست به یک اثر روان و خوش ساخت تبدیل بشود، اما سنجاق کردن بی‌دلیل و بی‌مورد محل قرار و موضوع تکیه و هیات بدون هیچ منطق و علتی (و شاید فقط برای آنتن گرفتن در ایام محرم!) کار را بشدت از سکه انداخته بود. ای کاش افشین صادقی به روابط این دو دوست می‌پرداخت و اصرار به چسباندن داستان یک فیلم خارجی به روایت این فیلم نداشت.

به هر حال، این دو مورد بشدت باعث شده فیلم صلاه ظهر، باورپذیر به نظر نیاید و از مسیر واقعی خود خارج شود؛ فیلمی که بازی‌های خوب و روانی داشت و قادر بود حس و حال و روح مورد نظر را به اثر وارد کند. ضمن آن که در کنار این موارد باید به موسیقی بسیار خوب این فیلم تلویزیونی که توسط بهرنگ قدرتی ساخته شده، اشاره کرد که انگیزه و دقت در تک تک نت‌های آن به چشم می‌خورد و نوید ظهور هنرمندی تازه نفس و با استعداد را می‌داد.

در نهایت باید گفت شخصیت‌پردازی دقیق‌تر، سنجاق نکردن موضوع هیات عزاداری و همین‌طور تقلید نکردن از یک فیلم دیگر می‌توانست فیلم تلویزیونی صلاه ظهر را از این رو به آن رو کند.

تدارکی برای سفر: فیلمی به کارگردانی محسن علیدادی که پنجشنبه بیست و سوم آبان ساعت 19 از شبکه سه سیما پخش شد؛ فیلمی که چهره سرشناس و شناخته شده‌ای نداشت و نقش‌آفرینان آن عبارت بودند از محمدرضا کسرایی، سیدسینا هاشمی و امیررضا یزدانی. داستان فیلم «تدارکی برای سفر»، از این قرار است که در یک روستا پیرمردی به نام حاج بابا تصمیم می‌گیرد یک عکس رنگی از خود بگیرد تا وقتی می‌میرد بر سر مزارش بگذارند. او برای تهیه عکس باید به شهر برود، اما کسی را پیدا نمی‌کند مراقب زمینش بگذارد تا از موتور آب نگهداری کند. با اصرار نوه‌اش احمد، حاج بابا قبول می‌کند او به جایش مواظب موتور باشد و...

فیلم تلویزیونی تدارکی برای سفر از پایه و اساس دچار مشکل است. هم در فرم، هم ساختار و هم محتوا. فیلمی که مشخص نیست برای چه چیز ساخته شده است و هدفش چیست. اساسا یک فیلم تلویزیونی از دو منظر باید اهمیت داشته باشد.

نخست این که باید سرگرم‌کننده باشد و مخاطب را با خود همراه کند که دستیابی به این هدف با درام درست، قصه، طرح مساله و گره صورت می‌گیرد؛ مواردی که در این اثر به هیچ وجه دیده نمی‌شود. به‌طوری که می‌توان گفت این فیلم تلویزیونی اساسا دغدغه و گره ندارد و کاملا مونوتن، تک بعدی و سطحی است. دوم این که این فیلم تلویزیونی (حال اگر حتی از ناحیه قصه دچار آسیب نباشد) قرار است چند درصد از جامعه را شامل شود و چند درصد از مخاطبان می‌توانند با مضمون آن همذات‌پنداری کنند و وارد دنیای فیلم شوند؟

این موارد در این فیلم نه تنها رعایت نشده که حتی رد پایی هم از آن به چشم نمی‌خورد.

با این دیدگاه، تدارکی برای سفر می‌توانست فیلمی خاص باشد، آن هم نه در تلویزیون که برای مدیوم سینما. اما فیلم آنچنان آشفته است که هیچ چیزش مشخص نیست و بزرگ‌ترین ضربه را هم از ناحیه فیلمنامه می‌خورد. نباید فراموش کرد جای چنین فیلم‌هایی در تلویزیون نیست و متعلق به سینمای فرهنگی و خاص است که تماشاگرش دیدن آن فیلم را با آگاهی انتخاب می‌کند. اما به فرض هم که در تلویزیون قرار است چنین فیلمی ساخته شود، آیا غیر از این است که چنین کاری باید شخصیت‌پردازی قوی و محکم داشته باشد و با تکیه بر شخصیت‌ها بتواند 90 دقیقه سبب شود مخاطب فیلم را (آن هم فیلمی بدون گره و داستان خاص) دنبال کند؟ آیا در فیلم تلویزیونی تدارکی برای سفر، چنین چیزی را شاهد هستیم؟

همه افتادگان: فیلمی به کارگردانی بهرام عظیم پور که چهارشنبه بیست و دو آبان ساعت 20 و30 دقیقه از شبکه چهار سیما روی آنتن رفت. این فیلم از سه اپیزود تشکیل شده بود و داستان هر اپیزود آن به قرار زیر بود:

اپیزود اول: زوج جوانی برای ماه عسل به شمال سفر کرده‌ و در یک هتل به نام زیتون اقامت دارند، اما ناگهان تماس مشکوک یک زن با مرد باعث می‌شود همسرش به او شک کند. تلفن‌های شبانه مرد شک او را تقویت می‌کند تا این‌که...

اپیزود دوم: زن و شوهری پس از 11 سال جدایی دوباره به سوی هم بازگشته‌اند و بعد از ازدواج مجدد برای مسافرت به این هتل آمده‌اند. آنها گویا نمی‌توانند گذشته و این 11 سال را فراموش کنند و بارها به گذشته باز می‌گردند، اما...

اپیزود سوم: دو مرد خلافکار در حین انتقال پول باجگیری با هم درگیر می‌شوند و یکی از آنها کشته می‌شود. مرد قاتل به هتل می‌رود و ماشین زن و مرد میانسال را که ترمزش خراب است، می‌دزدد و...

در این فیلم سه اپیزودی امیر آقایی و الهام پاوه‌نژاد ایفای نقش می‌کنند و انصافا باید گفت این فیلم تلویزیونی، برنده ماراتن آخر هفته گذشته است که بسیار هوشمندانه با درگیر کردن جغرافیا و انتخاب مکانی یک هتل که محل تردد و رفت و آمد انسان‌های زیادی است، بستری فراهم کرده تا شخصیت‌های متعددی با داستان‌های مختلف به آنجا بروند و بعد هم بیرون بیایند.

یکی دیگر از ویژگی‌های این فیلم، طراحی صحنه کار است که کاملا در خدمت فضای این فیلم تلویزیونی است و توانسته به بار مفهومی فیلم کمک کند.

مهم‌ترین چیزی که در این نوع کارها باید به آن دقت داشت، نخ تسبیح داستان‌هاست که در این کار بخوبی رعایت شده، بدون آن که مخاطب را در پیگیری قصه اذیت کند. هر چند به‌دلیل بی‌دقتی در شخصیت‌پردازی‌ها، مخاطب در پایان هر اپیزود احساس کمبود می‌کند که البته باید قبول کرد سخت‌ترین کار در آثار اپیزودیک، خلق و ارائه شخصیت‌هاست که وقتی این اتفاق رخ دهد و به اصطلاح شخصیت‌ها دربیایند، اثر به یک کار ماندگار تبدیل می‌شود.

همه افتادگان یک اثر بی‌نظیر و عالی نیست، اما می‌توان به‌عنوان یک فیلم تلویزیونی خوش ساخت آن را پذیرفت. این فیلم اپیزودیک تنها یک فیلم استاندارد است و بس.

محمدرضالطفی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها