در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سایهات سنگینی میکند روی ساحل. با خودم میگویم حق با ساحل است. آخر چگونه شنهای نمناک ساحل توان تحمل استواریات که کوه را به زانو درآورده، داشته باشد. با خودم میگویم این دماوندی که در ساحل جگر گوشهاش را به رخ دریا میکشد، آمده است تا به دریا بفهماند که در مقابل دلش باید به سجده بیفتد. به ساحل بگوید که صبر داشته باشد و سرکشیهای موجهای نورس و ناکام را به دل نگیرد.
سایهات سنگینی میکند روی زمین که در این نقطه به ملاقات دریا آمده است، تو، زنی از تبار ترانه و تبسم که هزار توفان بومی در دلت جریان دارد و گردبادهای جهان بر شانههای تو آرام میگیرد و اقیانوسها از بزرگ تا کوچک در چشمهای تو آرام میشود، امروز ثابت کردی بزرگی به روح آدمی است، نه به روی او.
تو، زنی که بهار در گلهای پیراهنت جوانه زده است و فرزندت را چون کبوتری عاشق به منقار گرفته به دریا میبری. میخواهی مادر بودن را به ماهیان جوان یاد بدهی. میخواهی به ماهیان بگویی دریا دریا زلالی در دلت جریان دارد و مادری ارث خداداد بشر نیست، بلکه پریانی پردهنشین چون تو میتوانند برای زمین، برای دریا، برای پرندگانی که در آسمان به دنبال خورشید پرواز میکنند، الگویی ابدی باشند.
میخواهی بگویی، مادر، فرشتهای است که از بهشت آمده تا چشم جهان به زلالی و زیبایی روشن شود.
علی بارانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: