داستان پلیسی؛ جنایت در خانه مرد تنها- قسمت دوم

آرشیوی از برگه‌های تقویم

در شماره قبل خواندید مرد مجردی به نام فرزاد در خانه‌اش کشته شده و برگه‌های تقویم دیواری نشان می‌دهد، قتل احتمالا پانزدهم مهر به وقوع پیوسته است.
کد خبر: ۶۱۳۳۳۴

کارآگاه شهاب و دستیارش ستوان ظهوری می‌فهمند زنی به نام مینا هفته‌ای یک بار به خانه مقتول می‌رفته و نظافت می‌کرده است. این زن اکنون در خرم‌آباد است و دو همکار به وی شک کرده‌اند. اکنون ادامه ماجرا را بخوانید.

مینا پشت تلفن به سرگرد شهاب گفت: «تازه ازدواج کرده و با شوهرم به ماه عسل آمده‌ام.»

کارآگاه پرسید: «چند روز است به سفر  رفته​اید؟»

ـ چهاردهم مهر و قرار است ده روز هم بمانیم.

برگه چهاردهم مهر از روی تقویم دیواری خانه فرزاد کنده شده بود و می‌شد حدس زد زمانی که این زن به سفر رفته مقتول هنوز زنده بوده البته شهاب مطمئن نبود و از مینا پرسید: «آخرین بار چه روزی به خانه فرزاد رفتید؟»

ـ دو هفته قبل. بعد از آن یک روز پیامک فرستاد و گفت فعلا مدتی نمی‌خواهد به آنجا بروم. من هم قبول کردم. چون یکی دیگر از همسایه‌ها هم که خانه‌اش را تمیز می‌کردم خانه نبود و برایم هم صرف نمی‌کرد فقط به خاطر یک خانه این همه راه را بروم.

وقتی کارآگاه تلفن را قطع کرد ستوان ظهوری با همسایه فرزاد تماس گرفت و آن مرد هم تائید کرد در سفر بوده و دو هفته کسی برای نظافت به خانه‌اش نیامده است. بنابراین مدرکی علیه مینا وجود نداشت. تحقیقات به بن‌بست
رسیده بود. شهاب آن شب تا صبح به این جنایت فکر کرد و صبح روز بعد وقتی به اداره رسید منتظر ستوان ماند تا دو نفری دوباره به خانه فرزاد بروند و همه جا را بار دیگر با دقت بازرسی کنند. حتما باید مدرکی در آنجا پیدا می‌شد وگرنه نمی‌شد به حل این معما امیدی داشت.

دو همکار صبح روز بعد تمام خانه فرزاد را جستجو کردند. در یکی از کشوهای دراور زونکنی وجود داشت که پر بود از برگه‌های تقویم دیواری. ستوان با دقت آنها را وارسی کرد. مقتول هر روز که تمام می‌شد برگه را می‌کند و خاطرات آن روزش را پشت آن می‌نوشت. او همه برگه‌ها را آرشیو کرده، اما از برگه روز چهاردهم مهر اثری نبود. شهاب چند برگه را نگاه کرد.

فرزاد نه‌تنها خاطراتش را می‌نوشت بلکه زیر همه آنها ساعت نوشتن مطالب را یادداشت و برگه را امضا می‌کرد. کارآگاه کمی فکر کرد و گفت: «یعنی برگه چهاردهم مهر را خود فرزاد نکنده و کسی که این کار را کرده خبر نداشته مقتول با برگه‌های باطله تقویم چه کار می​کرده است.»

هر دو بار دیگر به مینا ظنین شدند. این زن باید بازداشت می‌شد، اما قبل از آن باید مدارک بیشتری به دست می‌آوردند و لااقل سرنخ انگیزه قتل را کشف می‌کردند. همان روز ستوان ظهوری با گرفتن مجوز راهی بانک شد تا حساب فرزاد را بررسی کند.

اطلاعات موجود نشان می‌داد دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم مهر مبلغ دو میلیون تومان از حساب فرزاد به حساب مردی به نام اسماعیل واریز شده است.

کارآگاه کارت عابربانک فرزاد را قبلا در خانه دیده بود و این نشان می‌داد یا انتقال توسط خود مقتول انجام شده یا این که فردی بعد از سرقت آن را دوباره سر جایش گذاشته است.

دیگر نمی‌شد تعلل کرد و کارآگاه دستور بازداشت مینا و شوهرش را صادر کرد چون به هر حال پزشکی قانونی اعلام کرده بود قتل حداقل توسط دو نفر و به احتمال زیاد توسط یک زن و مرد انجام شده است.

علی رحیمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها