نگاهی به سریال «زمانه» که این روزها از آی‌فیلم پخش می‌شود

یک ملودرام گرم و باورپذیر

پرداختن به جامعه و مسائل پیرامون آن، همواره مورد توجه سازندگان مجموعه‌های تلویزیونی بوده که بخش مهمی از آن به جذابیت‌های بالقوه موضوع‌های یاد شده و ملموس بودنش برای مخاطب برمی‌گردد.
کد خبر: ۶۱۱۸۰۰

«زمانه» ساخته حسن فتحی که این روزها شاهد بازپخش آن از شبکه آی‌فیلم هستیم، قالب ملودرام را برای روایت قصه خود برگزیده و از چند تم اصلی و فرعی مانند عشق، قضاوت و... بهره گرفته است. زمانه، داستان جوانی به نام بهزاد فروزانفر است که شرکت تبلیغاتی‌اش با مشکلات مالی فراوان دست و پنجه نرم می‌کند و در عین حال هم علاقه‌ای به کمک گرفتن از عموی کارخانه‌دارش (حسام) ندارد. در این میان بهزاد که نامزدی غیررسمی به نام نگار (دخترعمویش) دارد، پی به راز قتل پدرش برده و وارد ماجراهایی پیچیده می‌شود. جلالی، کاظمی‌پور و تشکری به عنوان نویسندگان این مجموعه در قسمت‌های ابتدایی، رگه‌های کمرنگی از هملت را وارد داستان خود کرده و مخاطب را به دنبال خود می‌کشانند، اما خیلی زود با چرخشی تماشایی به این قصه نه‌چندان تازه سروشکل بومی بخشیده و تم خیانت (ارتکاب قتل برادر به دست حسام فروزانفر) را تقویت کرده است. نویسندگان فیلمنامه با زمینه‌چینی دقیق، مخاطب را با بهزاد همراه می‌کنند و به قضاوت درباره قتل پدر بهزاد می‌نشاند. در این مسیر نیز با قرار دادن چند شخصیت مساله‌دار (مانند دلاور معتاد به مواد مخدر و نیز انباردار نه‌چندان دست‌پاک کارخانه حسام) تردید را در مخاطب برانگیخته و به فکر فرو می‌برد. طرح دعوی از سوی بهزاد و آشنایی او با ارغوان به عنوان وکیل، یکی از نقاط عطف فیلمنامه زمانه است که بتدریج گسترش یافته و به قصه اصلی تبدیل می‌شود.

فتحی در کارهای تلویزیونی‌اش عموما شخصیت‌هایی خاکستری رنگ خلق کرده و عمده موفقیت آثارش نیز از همین مساله نشات گرفته است. در زمانه هم این اتفاق رخ داده و شخصیت‌ها اغلب خاکستری بوده و در بسیاری از لحظات کاملا منفعت‌طلبانه برخورد می‌کنند، اما ماجرا درباره شخصیت‌های زن مجموعه زمانه، کاملا متفاوت است و اغلب کلیشه‌های به کار برده شده برای پرداخت آنها، جواب نداده است. به همین علت شخصیت‌های یاد شده فاقد کنش و عمق هستند و مخاطب برای نزدیکی بیشتر به آنها کاری بس دشوار پیش رو دارد.

ازدواج پنهانی بهزاد و ارغوان ـ که نشات گرفته از عشقی سوزان اما کم‌دوام است ـ چرخ‌های قصه را درست در جایی که از نفس افتاده به حرکت درمی‌آورد و ریتم پرشتاب‌تری به آن می‌بخشد. در واقع فتحی بخوبی فضا را برای رفتن داستان به سمت فاجعه فراهم کرده که شروعش با سکته مغزی و مرگ مادر ارغوان کلید خورده است. این همان هنر کارگردانی به نام حسن فتحی است که اوج و فرودها را بدرستی تخمین زده و به اجرا درآورده است و بخش مهمی از پرمخاطب‌شدن کار هم به او برمی‌گردد.

محمد جلیلوند

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها