پس از سهگانه «اخراجیها» و «رسوایی» نوبت فیلم و سریال جدید مسعود دهنمکی است. این اثر که با نام «معراجیها» حدود یک ماه پیش و در لوکیشن دانشکده هنرهای تجسمی کلید خورده، اکنون همانجا به تصویربرداریش ادامه میدهد. معراجیها قرار بود به جشنواره فیلم فجر برسد و سپس نسخه سریالیاش از تلویزیون پخش شود، اما امروز دهنمکی حرف دیگری میزند. او میگوید: اصراری برای رسیدن به جشنواره و اکران در آن نداریم و بیشتر هدفمان اکران این فیلم برای مخاطب است و پس از آن از شبکه یک سیما پخش خواهد شد.
او میگوید: درونمایه این اثر برگرفته از داستانی اجتماعی است که پس از دوران جنگ اتفاق میافتد و حال و هوای آن زمان را به تصویر میکشد، در ضمن این سریال مانند همه آثارم فضای کمدی را نیز در خود گنجانده است. همیشه در تلاشم تا در کارهایم طوری مسائل را مطرح کنم که مخاطب براحتی با آن ارتباط برقرار کند و خدارا شاکرم که تا الان آثارم با استقبال خوبی از جانب مخاطبان همراه بوده است. این را از آمار فروش فیلمها و استقبال از مجموعه تلویزیونی «دارا و ندار» میگویم.
***
در بدو ورود به داخل ساختمان میروم و بعد از پرس و جوهایم متوجه میشوم تعدادی از بازیگران در اتاق گریم هستند، به همین دلیل و پس از پیمودن پلههای یک طبقه به اتاق گریم میرسم. امیر نوری و رضا رویگری از بازیگران حاضر در اتاق گریم هستند. دقایقی بعد از اتمام گریم نوری، سوالاتی کوتاه از او میپرسیم. نوری به گفته خودش در این مجموعه نقش فرید، دانشجویی را که زیاد هم درسخوان نیست، بازی میکند. فرید به دلیل ترس از نرفتن به سربازی دوست دارد دست به هر کاری بزند و یکی از اینها هم حضور در تشکل بسیج دانشگاه است که او را به عبارتی به دانشگاه پایبند میکند و مانع از اخراج او توسط مسئولان میشود. وی درباره حضورش در این اثر که سومین تجربه همکاریش با مسعود دهنمکی است، میگوید: این علاقه باطنی من است که همیشه در تمام نقشهایم بخشهایی از کمدی را به کار اضافه کنم و این برگرفته از شخصیت درونی خودم است.
***
در محوطه خارجی و به عبارتی حیاط این دانشگاه علاوه بر سرمای شدید هوا، تعداد زیادی هنرور هم دیده میشود که از صبح زود حاضر شدهاند. جمعیت زیادی است از زن و مرد و بچه و پیر و جوان و قرار است در این سکانس گروه فیلمبرداری را همراهی کنند که اگر غفلت میکردیم، ممکن بود ما هم به این هنرورها اضافه شویم و در کادر دهنمکی قرار بگیریم!
حالا رویگری هم پس از اتمام گریمش در کنار بازیگران ایستاده و منتظر شروع سکانس با هدایت دهنمکی است. فرصت خوبی است برای گپی کوتاه با بازیگر نقش یکی از استادان دانشگاه. همین را درمییابم که رویگری بتازگی به پروژه «شاهگوش» داوود میرباقری ـ که برای شبکه نمایش خانگی ساخته میشود ـ پیوسته و در کنار آن در سریال «زمانی برای عاشقی» محمدحسین لطیفی ـ که برای پخش در ایام محرم آماده میشود ـ ایفاگر یکی از کاراکترهاست. او همچنین ظرف چند روز آینده اولین کنسرت خود را برگزار میکند و در حال حاضر مشغول انجام تمرینهای مربوط است.
در این شلوغی که قرار است تشییع پیکر چند شهید گمنام توسط چند نفر از بازیگران و هنرورها انجام شود، چشمم به بازیگرانی میافتد که بتازگی به این پروژه پیوستهاند. بازیگرانی چون لاله صبوری، بهاره افشاری و دانیال عبادی که روز اول حضورشان در این سریال است.
یکی از نکات جالب، قاب عکسهایی است که در دست بهاره افشاری و لاله صبوری ـ با عکس بازیگرانی چون جواد هاشمی و مهران رجبی است که گویا در قصه شهید شدهاند ـ افشاری و صبوری از خانواده شهدا هستند و قاب عکس عزیزشان را در دست گرفتهاند و هر از گاهی هم گریه و شیون میکنند. قاب عکس با عکس مهران رجبی در دست کودکی خردسال است که گویا مادرش بهاره افشاری است و قاب عکسی که جواد هاشمی را نشان میدهد، در دست لاله صبوری است.
سیدمهرداد ضیایی، یکی دیگر از استادان این دانشگاه است که میان مردم چشمم به او میافتد و چند کلامی با او صحبت میکنم.
ضیایی درباره نقشش میگوید: در معراجیها نقش یکی از استادان دانشگاه را بازی میکنم. او فردی مثبت است که سعی دارد رابطهای بسیار خوب و صمیمی با دانشجویانش داشته باشد و دانشجویان هم با او رابطهای خوب دارند.
او ادامه میدهد: برای بار اول است که با ده نمکی همکاری میکنم و از این همکاری راضی هستم. شاید به عقیده بسیاری، زمان طرح چنین قصهای گذشته باشد، اما من همچنان معتقدم این قصه زمان و تاریخ انقضا ندارد و در هر شرایطی میشود چنین داستانی را به تصویر کشید.
***
این سکانس با حضور بازیگرانی چون لاله صبوری، بهاره افشاری، سمانه پاکدل، علی صادقی، حسین مهری، اصغر نقیزاده، نیما شاهرخشاهی و امیر نوری اجرا میشود و در آن بازیگرانی که در نقش دانشجوهای این دانشگاه قرار است جلوی دوربین بروند، صورتشان زخمی است و همگی با گریمهایی که خون روی صورتشان است و دست، پا و سرشان شکسته یا جراحت برداشته در حال ایفای نقش هستند.
پیش از اینکه بازیگران جلوی دوربین حاضر شوند، دهنمکی با آنها درباره سکانس تشییع پیکر شهدا صحبت کرده و نحوه قرار گرفتن و بیان دیالوگها را با آنها تمرین میکند.
میان جمعیت و در دست هنرورها برگههایی حاوی شعرهایی چون «عشق یعنی استخوان» و... نیز پلاک دیده میشود که برای استقبال از پیکر شهداست.
درخلاصه داستان معراجیها آمده: قرار است تعدادی ازشهدای گمنام تفحص شده در یکی از دانشگاهها دفن شوند، اما گروهی از دانشجویان با تحریک استاد گنجی اقدام به آشوب و جنجال در دانشگاه میکنند که آغاز قصهای میشود و گروه دانشجویان مجبور به سفری ناخواسته میشوند...
مائده میری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: