ره‌آوردهای عزت نفس

روان‌شناسان می‌گویند، اعتماد به نفس و عزت نفس، تفاوت‌های بسیاری با یکدیگر دارند؛ اعتماد به نفس، جنبه اجتماعی دارد و در ارتباط با جامعه خود را نشان می‌دهد اما عزت نفس به خود شخص و منِ او مربوط می‌شود.
کد خبر: ۶۱۱۱۳۵

در کتاب من در معنای روانشناختی اثر دکتر آذردخت مفیدی، روانپزشک و روانکاو هم آمده؛ کسانی هستند که فکر می‌کنند همیشه درست می‌گویند و حق با آنهاست.در هیچ موردی مسئول و مقصر نیستند، چه رسد به آن‌که دچار احساس گناه شوند. همیشه علت وقایعی را که بر آنها می‌گذرد، بیرون از خود، جستجو می‌کنند. این افراد به این دلیل گمان می‌کنند همیشه درست می‌گویند که من آنها فاقد عزت نفس واقعی است و اگر باور کنند اشتباه کرده‌اند، فرو می‌ریزند. درواقع، این هسته بزرگ‌منش و خودشیفته، گاردی است برای محافظت یک من شکننده و آسیب‌پذیر، روابط مساوی از بین می‌رود. این افراد یا سلطه‌گرند یا سلطه‌پذیر.

او در بخش دیگری از کتاب خود اشاره می‌کند؛ قدرت از توانمندی‌ یک من رشدیافته و پخته به وجود می‌آید، یکی از پیش‌شرط‌های قدرت، توانایی در اعتماد به هستی و ابژه‌های درون آن است... قدرت، ره‌آورد عزت نفس واقعی من است، قدرت، تولید مهربانی و همدلی می‌کند. رابطه با فرد قدرتمند باعث رشد و تقویت من فرد دوم می‌شود.

انسان‌هایی که جایی قلدری و خودشیفتگی خود را بروز می‌دهند، در جای دیگر به یک منبع قلدر و خودشیفته آویزان می‌شوند. هیچ یک از این روابط، مساوی و بالغانه نیست و حکایت از عدم عزت نفس من انسان دارد. انسان قوی، مغرور است، اما خودخواه و خودشیفته نیست. غرور یک احساس رشدیافته ناشی از درک واقعی خویشتن و دوست داشتن و احترام گذاشتن به ویژگی‌های واقعی خود است. چنین انسانی نیاز ندارد برای دریافت قدرت، دیگری را به زیر سلطه بکشاند.

خود نیز سلطه کسی را نمی‌پذیرد، زیرا به علت امنیت ناشی از عزت نفس من خویش به گرفتن چنین امنیت کاذبی نیاز ندارد. در چنین انسانی من ایده‌آل خودشیفته و کاملا دیکتاتور وجود ندارد. خودخواهی و خودشیفتگی به معنای تحسین خویش و در نتیجه برداشت‌های غیرواقعی از خویشتن در بستر یک من بادکرده و ایده‌آلیزه شده است. همچنین واکنشی جبرانی است به احساس حقارت، ناامنی و عدم عزت نفس.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها