یکی از موضوعاتی که فیلسوفان را به مساله موسیقی عامهپسند علاقهمند کرده، مباحث جامعهشناختی در باب موسیقی عامهپسند است. فیلسوفان در ارتباط با این موضوع، دو نگاه متفاوت و در واقع متعارض به موسیقی عامهپسند دارند؛ برخی از فیلسوفان طرفدارِ طبقه ضعیف و متوسط جامعه، موسیقی عامهپسند را تحسین میکنند، چرا که مدعیاند این موسیقی نمایانگر خواستها، تقاضاها و انتظارات طبقه ضعیف جامعه است و این طبقه به وسیله این سبک موسیقی، خود را درون جامعه معرفی میکنند.
از این منظر، موسیقی عامهپسند موسیقی فقراست و موسیقی فاخر، موسیقی اغنیاست. این ادعا با بررسی آماری از طرفداران موسیقی عامهپسند سازگار است. موسیقی عامهپسند، همچون رمان عامهپسند، هنر مخصوص و مورد علاقه طبقه ضعیف است و ادبیات و موسیقی فاخر، هنر مورد علاقه طبقه مرفه است. حتی نام موسیقی عامهپسند نیز گویای این است که مخاطبان این نوع موسیقی، جزو طبقه خواص و سرشناسان جامعه نیستند، بلکه جزو دستهای هستند که نیازهای بیشتری دارند و به منابع ثروت و قدرت، دسترسی محدودتری دارند.
اما دسته دیگری از فیلسوفان وجود دارند که به موسیقی عامهپسند، نگاه مثبتی ندارند. آنها این موسیقی را نه به نفع طبقه ضعیف، بلکه مضر به حال آنها میدانند، چرا که مدعی هستند که این موسیقی، ساخته طبقهای است که دارای منابع ثروت و قدرت است. اغنیا و قدرتمندان جامعه، به وسیله موسیقی عامهپسند، ضعفا را در وضعی منفعل و راضی نگه میدارند. این رضایت، رضایتی کاذب است، چرا که پاسخگوی نیازهای حقیقی آنها نیست، بلکه موسیقی را همچون مخدری برای فراموشکردن مشکلات اصلی جامعه، به آن تزریق میکند. این دسته از فیلسوفان، نه تنها به موسیقی عامهپسند، بلکه به بیشتر سرگرمیهای عامهپسند، مثل سینما، فوتبال و به طور کلی ورزش قهرمانی نیز چنین نگاهی دارند.
از نگاه این فیلسوفان، سرگرمی عامهپسند، ساخته دست اغنیاست برای استثمار بیشتر ضعفا. اغنیا با سرگرم نگاه داشتن ضعفا در ساعات بیکاریشان، همین اندک زمان را از آنها میگیرند تا مبادا ضعفا این زمان را خرج آگاهی یافتن خود از مسائل جامعه کنند. اوقات فراغت نزد این فیلسوفان، به منزله منبع درآمد بیشتر برای اغنیاست. اغنیا از لحظهلحظه اوقات ضعفا، برای درآمدزایی خود استفاده میکنند. چنین نقدی بویژه از سوی متفکرانی که نگاه منتقدانه به سرمایهداری غربی دارند، مطرح میشود.
بر این اساس، این دو نگاه متفاوت در باب موسیقی عامهپسند وجود دارد. هر دوی این نگرشها گویای بعدی از ابعاد موسیقی عامهپسند است، اما میتوان پذیرفت این نوع موسیقی قابلیت این را دارد که به وسیله مضامین شعری، تا حدی به دیدگاه اول نزدیک شود.