در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرد جوانی دهم شهریور امسال با مرکز فوریتهای پلیسی 110 تماس گرفت و از قتل مادر همسرش در خانه ویلاییشان خبر داد.
مرد جوان به پلیس گفت: دیروز همسرم با تلفن همراه مادرش تماس گرفت، اما برادرش تلفن را پاسخ داد و گفت مادرزنم نمیخواهد با ما صحبت کند. بعد از آن تماس، هر چه با مادر همسرم تماس گرفتم دیگر کسی پاسخ نداد. ما که نگران شده بودیم به خانه او رفتیم، اما هر چه زنگ زدیم کسی در را باز نکرد. بناچار با کلیدی که همسرم در اختیار داشت در را باز کردیم و بعد از ورود به خانه با جسد او در قسمت پذیرایی مواجه شدیم.
کارآگاهان جنایی استان گلستان با دریافت این گزارش وارد عمل و پس از حضور در محل جنایت با جسد زنی هفتادوچهار ساله مواجه شدند. تحقیقات اولیه پزشکی قانونی نشان میداد زن سالخورده بر اثر شکنجههای مرگبار به قتل رسیده و زمان مرگ او حدود 24 ساعت قبل است.
رئیس پلیس آگاهی استان گلستان در این رابطه میگوید: تحقیقات از همان لحظات اولیه آغاز شد و با دلایلی که به دست آمد، مشخص شد عامل این جنایت کسی نیست جز پسر قربانی. طبق تحقیقات مشخص شد پسر قربانی به نام مهیار، مدتهاست به شیشه اعتیاد دارد و به دلیل توهمهای ناشی از مصرف شیشه مادر خود را بارها کتک زده است به طوری که مادر مهیار در نهایت تصمیم به ترک خانهاش گرفته و مدتی در منزل دخترش زندگی کرده بود، اما مهیار به سراغ او رفته و با اظهار پشیمانی، از مادرش خواسته بود به خانه برگردد.
از سویی روز قبل از کشف جسد، زمانی که دختر قربانی با تلفن همراه مادرش تماس گرفت، مهیار تلفن را پاسخ داد و مدعی شد مادر نمیخواهد با او حرف بزند. دلیل سوم ما در این رابطه این بود که درهای ورودی ساختمان سالم بودند و حکایت از حضور فرد غریبه در خانه نداشت و از طرفی هیچ کسی غیر از مهیار به آن خانه رفت و آمد نداشت. چهارمین دلیل برای اینکه ثابت کند مهیار عامل این جنایت است، ناپدید شدن پسر جوان از زمان حادثه بود.
سرهنگ اکبری ادامه میدهد: تحقیقات برای یافتن مهیار ادامه داشت در نهایت 48 ساعت بعد، کارآگاهان جنایی موفق به شناسایی مخفیگاه این جوان در استان مازنداران شدند و با گرفتن نیابت قضایی، سراغ متهم رفتند. کارآگاهان جنایی موفق شدند پسر شیشهای را در مخفیگاهش دستگیر کنند.
متهم پس از انتقال به اداره آگاهی گلستان، لب به اعتراف گشود و در رابطه با مرگ مادرش گفت: مصرف شیشه باعث میشد دچار توهم شوم و به زمین و زمان شک کنم. مدام مادرم را کتک میزدم و او را اذیت میکردم. حتی چند بار مادرم خانه را ترک کرد و مرا تنها گذاشت. وقتی نشئگی مواد از سرم میافتاد و به کارهایی که انجام داده بودم فکر میکردم، میدیدم چقدر اشتباه کرده و مادرم را بیدلیل اذیت کردهام. برای همین دنبال او میرفتم و با هزار قول و قرار از او میخواستم مرا ببخشد و به خانه برگردد. روز حادثه، پس از مصرف مواد مخدر دوباره توهم به من دست داد و مادرم را کتک زدم. آنقدر او را کتک زدم تا اینکه از هوش رفت. در حالیکه از کتک زدن مادرم خسته شده بودم، کمی استراحت کردم. زمانی که بیدار شدم فهمیدم مادرم فوت شده است. بعد از این اتفاق سوار خودرویم شدم و از خانه فرار کردم. تصمیم داشتم زندگی مخفیانهای را آغاز کنم که به دام پلیس افتادم.
با اعتراف پسر جوان، متهم با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.
مرجان رضایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: