در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گریم (چهرهپردازی) یکی از همین عناصر مهم و کلیدی است که طراحان و مجریان آن با تمام وجود سعی در پنهان کردنش و نزدیک شدن به واقعیت جاری در صحنه دارند. نخستین هنری که از گریم در جهت خلق شخصیت بهره گرفت، تئاتر بود که با وجود ابزار ابتدایی در این مسیر گام برداشته و مخاطبان خود را نیز با هنر گریم آشنا کرده است. از نمونههای بسیار ساده، اما ماندگار آن میتوان به نمایشهای سیاهبازی زندهیاد سعدی افشار اشاره کرد که هیچگاه از یاد تماشاگرانش پاک نشده است. تلویزیون که این روزها پنجاه و پنج سالگیاش را پشت سر میگذارد، از همان ابتدا نگاه ویژهای به چهرهپردازی داشته و این نیاز مبرم را بخوبی درک کرده است. البته در همان ایام و با بالا رفتن تعداد تولیدات سینمای ایران، گریم هم به شکل بسیار کمرنگی جایش را در سینما باز کرد و جایگاهش را ارتقا بخشید. در دهه 50 تولیدات تلویزیونی گسترش یافت و مجموعههای تلویزیونی بسیاری روی آنتن رفت که همین مساله موجبات ترقی قابل ملاحظه گریم در تلویزیون ایران را فراهم آورد. در آن سالها جمعی از بهترینهای این رشته همچون بیژن محتشم و جلال معیریان در تلویزیون مشغول کار بودند و جوانیشان را صرف پیشرفت این هنر در تلویزیون میکردند. برای مثال میتوان از مجموعههای تلویزیونی «سلطان صاحبقران» به کارگردانی علی حاتمی و «دایی جان ناپلئون» ساخته ناصر تقوایی نام برد که هریک با توجه به مضمون و نیز تعدد شخصیتها نیاز بسیاری به گریم برای خلق شخصیتهای خود داشتند. پس از پیروزی انقلاب و با حضور نیروهای تازه نفس در تلویزیون، گریم همچنان به رشد خویش ادامه داد و با وجود کمبود وسایل و امکانات، آثار شاخصی را از خود به یادگار گذاشت. مجموعه «جاده ابریشم» که بعدها با عنوان «هزاردستان» روی آنتن رفت و به یکی از پربینندهترین مجموعههای تاریخ تلویزیون کشورمان تبدیل شد، چهرهپردازی شاخصی داشت. عبدالله اسکندری و جلال معیریان در مقام طراح همراه با مجریان گریم جوان آن روزهای خود که بعدها به چهرهپردازانی شاخص تبدیل شدند، بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران را از طریق طراحی چهرهها به تصویر کشیدند و نقش مهمی در کیفیت والای کار داشتند. برای مثال کافی است به چهره و آرایش موی داوود رشیدی در نقش مفتش ششانگشتی و محمدعلی کشاورز در نقش شعبون استخونی نگاه کنید تا به کمکهای شایان گریم به این دو بازیگر بزرگ در جهت خلق شخصیتهای یاد شده پی ببرید.
مجموعههای تاریخی بدون شک بخش مهمی از کیفیت خود را مدیون گریمهای خوب خود هستند که در حکم ویترینی بر کل اثر جلوه میکنند. «سربداران» ساخته محمدعلی نجفی از مهمترین مجموعههای تاریخی دهه 1360 در کنار «سلطان و شبان» است که هر یک بخشی از تاریخ را روایت میکنند. سربداران با توجه به صحنههای جنگیاش از بخش نامتعادلسازی گریم بهره بسیار گرفت و مخاطب عام خود را از این طریق مقهور خود ساخت. عبدالله اسکندری در مجموعه به یادماندنی «امام علی(ع)» ساخته داوود میرباقری کاری در سطح استانداردهای جهانی ارائه و در خلق شخصیتهای مهم تاریخی در دو قطب خیر و شر عالی عمل کرد. برای نمونه به گریم داریوش ارجمند در نقش مالک اشتر و آن زخم کوچک کهنه زیر چشم او نگاه کنید که چه ظرافت و خلاقیتی در آن به کار رفته است.
در سالهای بعد بویژه در مجموعههای خانواده محور دهه هفتادی سیما، گریم از آن شکل تاریخی خود خارج شده و هرچه بیشتر به سمت دیده نشدن پیش رفت. این به چشم نیامدن هدف غایی بیشتر گریمورهای برجسته کشورمان است که توجیهی کاملا استاندارد و جهانی دارد. البته در این میان، گاه غلوهایی هم در چهرهپردازیها دیده میشود که البته بخشی از آنها نیز به نورپردازی ضعیف بازمیگردد. در دو سه سال اخیر، گریم که در دهههای 60 و 70 پیشرفت فوقالعادهای داشته با سکون مواجه شده که بخشی از آن به بالا رفتن سن طراحان قدیمی و نیز کیفیت پایینتر کار نسل جوان در قیاس با آنها بازمیگردد. در این میان فقط مجموعههای «کلاه پهلوی» ساخته ضیاءالدین دری و «مختارنامه» اثر داوود میرباقری از کیفیت بالایی به لحاظ چهرهپردازی برخوردار بودهاند که این دومی با طراحی عبدالله اسکندری از گریم سهبعدی بهره شایستهای گرفته است.
با همه اینها، تاریخچه گریم در تلویزیون ایران نشان میدهد این هنر ـ صنعت بیشترین پیشرفت را میان رشتههای فنی تلویزیون داشته و در آینده نیز با حضور چهرههای جوان و مستعد میتواند به درجات والاتری نیز دست یابد.
محمد جلیلوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: