در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

این مسائل کوچک درست مانند قطراتی که از شیر آب چکه میکنند، میتوانند احساس خوب موجود در هر رابطهای را بتدریج فرسوده کنند و از بین ببرند. گاهی اوقات جوراب وسط اتاق فقط یک جوراب است، اما مواقع دیگر مخصوصا پس از گذشت زمانی طولانی از رابطهمان به معضلی بزرگ تبدیل میشود. در حقیقت رنجشهای کوچک همچون قطعههای کوچک یخ هستند که قابلیت تبدیل به کوههای یخ شدن را دارند و میتوانند به مشکلاتی بسیار عمیق تبدیل شوند.
در یک رابطه، هر رنجشی حقیقتا یک خیابان دوطرفه است. همسران معمولا روی رفتار طرف مقابلشان متمرکز میشوند نه روی رفتار خودشان. این که رفتار همسرتان چقدر ناامیدکننده است، اهمیتی ندارد آنچه مهم است تعبیر شما ازآن رفتار خاص است. توانایی حذف این رنجشهای کوچک و کماهمیت در وجود تمام ما نهفته است و ما میتوانیم از آن برای داشتن رابطهای خوب استفاده کنیم یا بدون فکر، همه چیز را به نابودی بکشانیم. 10 مورد از رنجشهای نابودکننده روابط زن و شوهر از این قرار است:
1
همه کارهایش عمدی است: دایان سالی نیمههای شب صدای خروپف پدرش را که از اتاق بیرون میآمد، میشنید تا این که یک روز از مادرش پرسید: «تو چطور میتوانی خروپفهای بابا را تحمل کنی؟» مادرش پاسخ داد: «وقتی خروپفش را میشنوم با خودم میگویم خدارا شکرحالش خوبه و مشکلی نداره.» خروپف مشکل نیست، بلکه تعبیری است که شما از آن دارید. متاسفانه ما عادت داریم هر موضوع ناراحتکنندهای را شخصی کنیم. در حقیقت هر رخدادی را نوعی تحقیر شخصی میدانیم و تصور میکنیم طرف مقابل به ما علاقهای ندارد و به او میگوییم: «تو دوستم نداری»، «اگر به من اهمیت میدادی با این عادتهای آزاردهندهات اینقدر مرا اذیت نمیکردی.»، اما بیشتر رفتارها و عادتها بدون فکر انجام میشوند. ما بسیاری از این کارها را بدون این که قصد خاصی داشته باشیم انجام میدهیم. در واقع بر مبنای عادت و صرفا تمرکز بر خود است و به طور کل طرف مقابل خود را فراموش میکنیم.
اگر همسرتان عادتی دارد که شما را بسیار ناراحت میکند، مثل باز گذاشتن در دستشویی، گذاشتن ظرف غذا بدون سرپوش در یخچال و... بهتر است با محبت و مهربانی به او متذکر شوید. شاید او نمیداند این رفتارها ناراحتتان میکند، اما اگر او نمیتواند این عادتهای خود را ترک کند با خود فکر کنید چه دارید و چقدر برایتان اهمیت دارد. آقایی میگفت نمیتوانست صدای خنده همسرش را که درست شبیه کشیدن ناخن روی تخته سیاه بود تحمل کند و به همین علت روابط شان کمکم رو به سردی گذاشت، اما بعد از 15 سال زندگی، همسرش بر اثر سرطان فوت کرد. حالا او آرزو میکرد یک بار دیگر صدای این خنده را بشنود.
2
شلخته است: در حقیقت در هر ارتباطی یک طرف قضیه شلختهتر از طرف دیگر است. 80 درصد زوجها بیان کردهاند بینظمی و شلختگی مشکلاتی در روابطشان به وجود آورده است. برخی خانمها شکایت دارند که همسرانشان جورابهای کثیفشان را وسط اتاق میاندازند و این موضوع را بیاحترامی میدانند. زوجهای بسیاری بودند که به دلیل شلختگی یکی از طرفین، از هم جدا شدهاند. اگر همسرتان نمیتواند دست از شلختگی بردارد، کمی بیشتر فکر کنید. به جای متمرکز شدن روی این که او چقدر شلخته است یا نمیتواند چیزی را تمیز و خوب نگهدارد، با خود بیندیشید در عوض او در انجام دادن کارهای روزمره خانه مانند خرید و این قبیل کارها کمکتان میکند و بعد متوجه میشوید شلختگیاش دیگر آزاردهنده نیست. تغییرنگاه و دیدتان به این موضوع نه تنها از رنجشتان میکاهد، بلکه به بهبود روابطتان نیز کمک میکند.
3
مرا دوست ندارد: وقتی همسرتان به شما میتازد یا کاری میکند که فکر میکنید دوستتان ندارد، یک الگوی تداخل لازم است تا روش برخوردتان با قضیه را کاملا تغییر دهد. مثلا باید بدانید معمولا وقتی همسرتان فریاد میکشد نمیخواهد بگوید از شما بدش میآید بلکه معنای فریاد درخواست کمک است. او چنان ناراحت است که نمیتواند با روشی آرام و ملایم احساس رنجش و ناراحتیاش را بیان کند. شما در این گونه مواقع به جای این که در موضع دفاع قرار بگیرید و تصور کنید دوستتان ندارد باید کاری انجام دهید که او را آرام کنید. در واقع با درک کردن احساس او، موجب آرامش او میشوید و میتوانید جلوی تخریب روابطتان را بگیرید.
4
او هرگز قدردان من نیست: وقتی زن و شوهر نسبت به یکدیگر احساس خوبی دارند معمولا تلاش میکنند یکدیگر را شاد کنند و بویژه اگر از این تلاش شان قدردانی شود نسبت به یکدیگر بیشتر احساس تعهد میکنند، اما اگر این تلاش نادیده گرفته شود ـ و آنها فقط به کارهایی که انجام ندادهاند توجه کنند ـ دیگر علاقهشان را به یکدیگراز دست میدهند و تصور میکنند بیجهت خود را به زحمت میاندازند.
گاهی اوقات همسرتان فقط نمیداند باید از شما قدردانی کند و چنین رفتاری را یاد نگرفته است. شما میتوانید به صورتی مبتکرانه به او یاد دهید. مثلا خانمی میگفت: «وقتی پس از کلی در آشپزخانه بودن غذای خوشمزهای آماده کردم، همسرم کوچکترین تشکری از من نکرد، به جای ناراحت شدن، پس از پایان غذا به خودم گفتم دستت درد نکند واقعا خوشمزه بود. او خندهاش گرفت و بعد یک تشکر درست و حسابی کرد.» حتی اگر این ترفند هم موثر نبود حداقل با این روش میتوانید احساس خودتان را کنترل کنید و خیلی زود از قدردانی نکردن همسرتان نرنجید. شما در این لحظات میتوانید روی مواردی که همسرتان برایتان فراهم میکند و به شما توجه میکند، متمرکز شوید.
5
او مرا کنترل میکند: احساس کنترل یکی از رایجترین مواردی است که زوجها از آن شکایت دارند. ما انسانها اصلا دوست نداریم امر و نهی بشنویم. بنابراین وقتی زن یا شوهری تصمیم میگیرد کوچکترین حرکات همسر خود را زیر ذرهبین ببرد بسیار عذابآور میشود، اما بیشتر مواقع کنترل کردن همسر از روی سوءنیت نیست. در واقع مشکل حقیقی ممکن است کاری نباشد که او انجام میدهد بلکه نامی است که شما روی آن میگذارید. چنین رفتاری را ممکن است کسی کنترل بداند، اما دیگری از آن به عنوان عشق و توجه یاد کند. اگر رابطهتان را دوست دارید باید این رفتارهای همسرتان را خوب تعبیر کنید. مثلا اگر فکر میکنید او شما را خیلی کنترل میکند از خود بپرسید چه کردهاید که این حس دراو تحریک شده است. اگر همسرتان دوست ندارد شما تنهایی با دوستانتان به گردش بروید شاید میترسد او را ترک کنید یا اگر نسبت به تصمیمهایتان شک و تردید دارد شاید بیش از حد نگرانتان است. گاهی اوقات بیش از حد حامی بودن همسر یا نگران بودن او به کنترل تعبیر میشود. تا آنجا که میتوانید به همسرتان محبت کنید تا او مطمئن شود قصد ندارید او را ترک کنید و معمولا با رفتارهای عاقلانهتان به او نشان دهید از پس زندگی بخوبی برمیآیید و نیازی نیست او نگرانتان باشد.
6
با هم صمیمی نیستید: صمیمیت نداشتن مانند تمام موضوعات آزاردهنده، خیابانی دوطرفه است. اگر هر دوی شما به نیازهای یکدیگر توجه کنید و هر روز به یکدیگر عشق بورزید هر دو احساس صمیمیت و نزدیکی میکنید. مردهای بسیاری هستند از این که همسرشان خیلی ناگهانی تقاضای طلاق کرده است متعجباند و واقعا نمیدانند چرا آنها را رها کردهاند. این مردها معتقدند تمام وسایل رفاهی خانه را تامین کرده بودند. درست است، اما محبت و صمیمتی را که همسرانشان لازم داشته، نتوانستهاند فراهم کنند.
7
صمیمیت با فردی غیر از همسر خود: گاهی اوقات که نمیتوانید با همسرتان احساس صمیمیت کنید، موجب میشود به سمت حضور بیشتر در محیط بیرون کشیده شوید و گاهی بدون این که متوجه باشید یا اصلا قصد خاصی داشته باشید با افرادی در خارج از حریم خانواده با لحنی صحبت کنید که موجب ناراحتی و حتی نگرانی همسرتان شود. معمولا کسالت و یکنواختی و عدم محبت در خانه موجب میشود همسران به دنبال توجه در بیرون از خانه باشند.
8
با یکدیگر تضاد شخصیتی دارید: بیشتر رنجشها از تفاوتها ناشی میشود. ممکن است فردی از برخی خصوصیتهای همسرش شکایت داشته باشد و همسرش دقیقا به سبب نبود آن ویژگیها در وجود همسرش شاکی باشد. مثلا ممکن است احساس کنید همسرتان بیش از حد اجتماعی است و برعکس همسرتان شما را تارک دنیا بداند. بیشتر این موضوعات ناراحتکننده با درک تفاوتهایتان از میان میروند. شما باید این تفاوتها را بپذیرید. گاهی اوقات فکر میکنیم همسرمان دقیقا چیزی که ما نیاز داریم، لازم دارد یا تصور میکنیم نیازهای متفاوت با نیازهای خودمان بیاهمیتاند و ارزش برآورده شدن را ندارند. حتی به واسطه حسننیت بیشتر تمایل داریم به همسرانمان چیزی را که برای خودمان خیلی اهمیت دارد بدهیم نه چیزی را که آنها میخواهند. با شناختن تفاوتهای یکدیگر و احترام گذاشتن به آنها میتوانید یکدیگر را همیشه دوست داشته باشید و فکر نکنید که همسرتان به شما بیتوجه است.
9
او انصاف ندارد: سختترین جنبههای یک رابطه مذاکره کردن در مورد علاقههاست. مثلا کارهای خانه را چه کسی انجام دهد؟ تعطیلات پیش والدین کدام یک بروند؟ چه کسی تصمیم بگیرد مسافرت کجا بروند؟ و... چنین مشکلاتی معمولا خودشان را به شکل شکایت درخصوص عدم انصاف نشان میدهند. ممکن است زن یا شوهر فکر کند دیگری میخواهد همه چیز را به نفع خود تمام کند. درحقیقت حتی وقتی قصد دارید مثلا انصاف را رعایت کنید و این که در مورد همه چیز به مساوات رفتار نمایید همین مساله باز خودش مشکلساز میشود. بهتر است مسئولیتها را براساس اولویتها و تواناییها تقسیم کنید و به این ترتیب جلوی رقابتهای بیمورد را بگیرید. همچنین میتوانید از سیستم جابهجایی استفاده کنید. مثلا گاهی اوقات کارها را به روش خودتان یا همسرتان انجام دهید یا اگر مثلا امروز او دوست دارد به سینما بروید، دفعه بعد شما انتخاب کنید که چه کاری انجام دهید.
10
انتقاد: وقتی زن و شوهر از یکدیگر میرنجند به انتقاد کردن از یکدیگر میپردازند، اما فراموش نکنید انتقاد آزاردهنده به مراتب خطرناکتر از مسائل دیگر است. اگر شما میخواهید رابطهای را بیدرنگ از بین ببرید، خیانت کنید، اما اگر میخواهید رابطهای را دچار مرگ تدریجی کنید پس انتقاد کنید. انتقاد این تصور را در همسرتان به وجود میآورد که او را دوست ندارید. مردها معمولا در واکنش به رنجشها سکوت میکنند و خود را کنار میکشند، اما صدای زنها در انتقاد کردن بلند است. معمولا مکالماتی که با انتقاد شروع میشود به عصبانیت ختم میشود، اما روانشناسان معتقدند همین انتقادها را میتوان غیرمستقیم و گاهی باشوخی مطرح و از حالت مخرب به روشی سازنده تبدیل کرد.
آزاردهندههای کماهمیت، اما مخرب
روانشناسان طی تحقیقی از مردها و زنها درمورد مسائلی که بشدت آزارشان میدهد پرسیدهاند و پاسخ آنها در زیر فهرست شده است.
شکایت مردها از زنها
ـ نمیتواند لحظهای سکوت کند.
ـ مدام گذشته و خاطرات بد سابق را پیش میکشد.
ـ گاهی خیلی پرسروصدا میشود و گاهی هم خیلی سرد و یخ رفتار میکند.
ـ دائم انتقاد میکند، یکدنده و لجباز است.
شکایت زنها از مردها
ـ مناسبتهای مهم مثل تاریخ تولد و سالگرد ازدواج را فراموش میکند.
ـ به شغلش اهمیت نمیدهد و درست کار نمیکند.
ـ با صدای بلند آروغ میزند.
ـ به زنهای دیگر خیره میشود.
ـ یکدنده ولجباز است و حرف حرف خودش است.
psychologytoday / مترجم: نادیا زکالوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: