در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آخرین بار که برای تماشای یک مسابقه به استادیوم رفته بود، به چهار سال قبل بازمیگشت که آن هم به خاطر یکی از اقوامشان که تازه از فرنگ برگشته بود، مجبور به این کار شد. از قضا در همان مسابقه هم به دلیل ازدحام جمعیت و شلوغی ورزشگاه، کیف مدارکش را گم کرده بود و همین خاطره باعث شد دیگر هیچ وقت حاضر به دیدن یک مسابقه در استادیوم نباشد.
ساعت به 3 بعدازظهر نزدیک میشد و وحید از این که بخواهد به تنهایی به استادیوم برود، بیزار بود. او بار دیگر با امیرعلی تماس گرفت، اما باز هم مایوستر از همیشه پاسخ نه شنید.
آن روز بالاخره سپری شد و هیچیک از تیمهای مورد علاقهشان نتوانست برد را از آن خود کند. بازی همچنین بسیار سرد و بدون هیجان بود و هیچ چالشی نداشت، اساسا همین چالشها و کری خواندنهای بین مربیان و بازیکنان برای وحید جالب به نظر میرسید، اما اینبار گویی خبری از جر و بحثهای بعد از مسابقه نبود. داور مسابقه کماشتباه ظاهر شد و در نهایت مربیان هم نظرات خود را نسبت به مسابقه در گفتوگو با گزارشگر تلویزیون اعلام کرده و به سمت رختکن رفتند. وحید که به سبب علاقه بسیارش به فوتبال، تماشای مسابقه را از استادیوم ترجیح داده بود، لحظهای با خود فکر کرد شاید حرفهای امیرعلی بیراه هم نبوده است. لابد او میدانسته است بازی اینطور تمام میشود، یعنی بهتر بگویم نتیجه را پیشبینی میکرده است. همه این حرفها را در دلش زمزمه کرد و تصمیم گرفت دیگر برای تماشای مسابقه به استادیوم نرود. اکنون دو سالی از این ماجرا میگذرد. نشستن مقابل تلویزیون و شنیدن صدای گزارشگر در حالی که جزئیترین رویدادهای مسابقه را هم روایت میکند همزمان با بررسی لحظههای حساس بازی از زاویههای مختلف دوربینهایی که برگزاری آن را پوشش میدهند، دقت کردن در جزئیات رفتاری مربیان و واکنشهای آنان همگی از مزایایی است که باعث شده وحید بر تصمیم خود باقی بماند. تنها یک قضیه او را ناراحت میکند و آن حضور نداشتن در فضای شلوغ و هیجانانگیز ورزشگاه است. هرچند معتقد است اگر در استادیوم حضور ندارد و همراه با چند هزار نفر داخل ورزشگاه مسابقه را تماشا نمیکند اما دستکم با میلیونها نفر در یک حس مشترک شریک است و آن هم دیدن لذت مسابقه فوتبال در یک بعدازظهر خنک پاییزی است، با مخلفات و خوراکیهایی که چاشنی این تجربه لذتبخش میشود. حالا دیگر وحید هم میتوانست همراه با امیرعلی، دوست چند ساله خود به تماشای مسابقه بنشیند و در یک دورهم بودن ساده، فضای استادیوم را برای خودش ترسیم کند.
قصیده سالک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: