در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

بهمن فروتن با اینکه مدتهاست در لیگ برتر مربیگری نمیکند، اما هنوز هم به دقت پیگیر این رقابتهاست و هر چقدر هم که این لیگ عاری از هر گونه جذابیت باشد، باز هم وظیفه خود میداند آن را پیگیری کند تا نقصها و ضعفهای بیپایان آن را بارها گوشزد کند. این کارشناس خبره فوتبال که هنوز هم عضو کمیته آموزش مربیان در فدراسیون فوتبال آلمان است در گفتوگو با «جامجم» و در شرایطی که لیگ به نیم فصل خود رسیده، از سطح کیفی و فنی لیگ برتر و مسائل مربوط به آن صحبت میکند.
لیگ سیزدهم به نیمه رسید. ارزیابی کلی شما از این رقابتها تا این هفته چیست و سطح کیفی آن راچگونه میبینید؟
سطح کیفی لیگ متاسفانه بسیار پایین آمده است، آنقدر پایین که حتی تیمهای خوب و مدعی هم فوتبال تماشاگر پسندی ندارند و از ارائه یک فوتبال زیبا ناتوان هستند. بار فنی این لیگ نیز نسبت به آنچه چهار سال پیش شاهد بودیم با افت فاحشی روبهرو شده است.
دلیل به وجود آمدن این شرایط چیست؟
دلیل اصلیاش این است که از ردههای پایین نیروی جوان و تازه نفس به لیگ برتر و باشگاههای موجود در آن تزریق نشده است. فوتبال ما از آنجا که مولد نیست هیچ بازیکن جدیدی را به لیگ برتر این فصل هم معرفی نکرده است. معرفی نشدن یک بازیکن جدید باعث شده است در این فصل از لیگ برتر رقابت میان بازیکنان کم باشد، وقتی که رقابت کم باشد، بازیکنان کمتر میجنگند، کمتر میدوند و کمتر سعی و تلاش از خود نشان میدهند. اگر بار فنی لیگ برتر کاهش یافته است به همین دلیل است. در لیگ ما نه جوانگرایی وجود دارد و نه رقابت. سرچشمهای که باید آب زلال به دریا بدهد وجود ندارد. لیگ ما به جای اینکه پیشرفت کند با پسرفت وحشتناکی روبرو شده و طبیعی است این لیگ دیگر دیدنی نباشد. فوتبال ما جدا از جامعه ما نیست اما به آن بهای چندانی داده نمیشود. سیر قهقرایی لیگ برتر از لحاظ فنی همچنان ادامه دارد. البته مشکل دیگر لیگ، تماشاگران هستند.
از چه لحاظ؟
کل لیگ یک ما در 11 مسابقه خود فقط 6000 تماشاگر داشته است، البته باید یادآوری کنم اصولا رسانهها تعداد تماشاگران حاضر در ورزشگاه را بیشتر از آنچه هست عنوان میکنند. لیگ دسته یک ما همین است و لیگ برتر ما هم دست کمی از لیگ دسته یک برای جذب تماشاگر ندارد. علاقه تماشاگران در این فصل به لیگ برتر بسیار کمتر شده و این شرایط بسیار نگران کننده است. گاهی اوقات حتی بازیهای مهم لیگ برتر ما با استقبال کمتر از ده هزار تماشاگر روبهرو شده که واقعا تاسف برانگیز است. در تمام لیگهای اروپایی حتی در بازیهای بی اهمیت تماشاگران زیادی به ورزشگاه میآیند اما در اینجا به دلیل افت فاحش سطح فنی، استقبال از لیگ بسیار کمتر از گذشته شده است.
لیگی که مورد انتقاد شماست چقدر میتواند روی تیم ملی اثر منفی بگذارد؟
ما تیم ملی قوی و پرقدرتی نداریم چون از داشتن یک لیگ خوب بی بهره هستیم. بازیهای نازل تیم ملی نشان میدهد لیگ ما سطح بالا نیست. اکنون درباره لیگ برتر چیزی نمیتوان پیش بینی کرد، باید منتظر باشیم جام جهانی برزیل به پایان برسد، قبل از آن قرار نیست هیچ اتفاق جدیدی برای لیگ برتر ما بیفتد. در لیگ برتر اشتباه پشت سر اشتباه است، متاسفانه ندانم کاریها این ورزش مردم پسند را به زمین زده و فساد فراگیر، این سرگرمی بزرگ را از مردم فوتبالدوست گرفته است. مردم دیگر رغبتی به این فوتبال و لیگ برتر نشان نمیدهند.
با تمام این اوصاف و با همه انتقادهایی که نسبت به لیگ دارید، کدام تیم را در نیم فصل بهتر از سایر تیمها دیدید؟
در سالهای گذشته و در زمان اوج سپاهان،بازیهای بسیار زیبایی از این تیم اصفهانی میدیدم یا پرسپولیس که در چند سال اخیر با مشکلات زیادی روبرو بود بسیار زیبا بازی میکرد، اما اکنون نمیتوانم آنها و یا هر تیمی دیگری را بهترین تیم نیم فصل نخست معرفی کنم. تنها کاری که میتوانم بکنم این است که تیمها را به نسبت فصل گذشته خودشان در لیگ برتر مقایسه کنم. مثلا پرسپولیس نسبت به فصل گذشته پیشرفت قابل توجهی داشته است و همچنین تیم فولاد خوزستان. در عوض استقلال پسرفت کرده است. در مجموع تیمی که در لیگ برتر و چند هفتهای که از لیگ برتر سپری شد، مدرن بازی کند وجود نداشت. حتی بازیهایی که استقلال در لیگ قهرمانان آسیا ارائه داد نیز نمایانگر ضعف لیگ است. تیمهای ایرانی در برابر تیمهای شرق آسیا بسیار کند هستند. اینکه بگویم فلان تیم بهتر و زیباتر از دیگران بازی میکند امکان پذیر نیست. تیمها بسیار به هم نزدیک هستند و باید رک و پوست کنده بگویم که این لیگ برتر چنگی به دل نمیزند.
فکر میکنید دلیل اینکه برخی از تیمها آماده نیستند چیست؟
لیگ برتر تقویم حساب شدهای برای برگزاری رقابتها ندارد. سال گذشته که رقابتها به دلیل اردوها و بازیهای تیم ملی مدام قطع و وصل میشد. اکنون نیز تیمها با کمترین میزان آمادگی گام به لیگ گذاشتهاند. برخی از تیمها دوران آمادهسازی کاملی نداشتند و تیمی مثل ذوبآهن که اصلا بدون پشت سر گذاشتن دوران آماده سازی وارد لیگ برتر شد. قبل از شروع لیگ فصل جدید بازیکنان درگیر بازیهای تیم ملی بودند و زمانی هم که از تیم ملی برگشتند به جای بدنسازی و تمرین باید استراحت میکردند. همه اینها در لیگ نازل و بیکیفیت این فصل تاثیرگذار بود. برخی فوتبال را با خیمه شب بازی اشتباه گرفتهاند، بنابراین برنامه ریزی درستی ندارند. تقویم اصولی، استراحت کامل بین دو نیم فصل، شش هفته آمادهسازی، سرمایهگذاری در فوتبال و مسائل مهم دیگری وجود دارد که در فوتبال ما کاملا نادیده گرفته شدهاند. البته مهمترین اصل فقدان آکادمی فوتبال در باشگاههاست.
آکادمیهایی که قرار است پرورش بازیکن را در دستور کار خود قرار بدهند.
بله، در فوتبال همه باشگاهها باید یک آکادمی داشته باشند تا تیم اصلی خود را تغذیه کنند. هر باشگاه اگر در طول سال از طریق آکادمی خود 20 بازیکن بیرون بدهد فوتبال ما مملو از استعداد و فرصتهای تازه میشود. همین آکادمیها بازیکنان زیادی را به لیگ یک تحویل میدهند. متاسفانه شرایطی را که توضیح دادم در فوتبال ایران نمیبینید، متاسفانه این فوتبال و این لیگ برتر چیزی برای ارائه کردن ندارد. این خانه از پای بست ویران است. کفاشیان فعلا هنوز خوشحال است که تیم ملی به جام جهانی رفته و اصلا به دنبال این نیست که به مشکلات فوتبال رسیدگی کند. هیچ کس اهمیتی به این موضوع نمیدهد که در طول یک سال 450 میلیارد تومان پول به فوتبال تزریق میشود اما در ازای آن اتفاق خاصی نمیافتد. باید یک تجدیدنظر اساسی روی لیگ برتر صورت بگیرد. کفاشیان اکنون یک مربی کلاس جهانی یعنی کرش را در اختیار دارد و من ماندهام که چرا از او استفاده نمیکند؟ با کمک همین کرش کلاسهای مختلف برگزار کند و او را هم به عنوان مدرس این کلاسها دربرابر مربیان ایرانی قرار بدهد.
در هفتههای سپری شده از لیگ برتر کدام بازیکن بیشتر نظر شما را به خود جلب کرد؟
متاسفانه باید بگویم رضا عنایتی سی و شش ساله! ما هفت سال پیش گلی به نام مجتبی جباری داشتیم که بتدریج پژمرد و چندان قد نکشید. همین طور گلهای دیگری در فوتبالمان داشتیم به نامهای زنیدپور، حامد لک یا کریم انصاری فرد که این بازیکنان نیز بتدریج سوختند. اینها بسیار جای تاسف دارد. فوتبال ما صرفا بر مدار دلالی میچرخد و لیگ برتر گرفتار این دلالان است. در لیگ برتر ما مربی سالاری نداریم، دلال سالاری داریم. سیستم مخربی در لیگ برتر حکفرما شده که از پیشرفت خیلیها جلوگیری کرده است. این سیستم مخرب اجازه نمیدهد فوتبال ما گام رو به جلویی بردارد و در عوض آن را به سمت سقوط آزاد هل میدهد.
کار کدام یک از مربیان لیگ برتری را بیش از همه قبول دارید؟
16 مربی شاغل در لیگ برتر کارشان خوب است ولی باید امکانات را هم در نظر بگیریم. امکاناتی که مربیان اروپایی از آن برخوردار هستند هرگز در ایران و برای مربیان ایرانی وجود ندارد. در واقع به قول معروف «میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است.» مربی ایرانی را نمیتوان نقد کرد چون باید ابتدا شرایط را بسنجیم و وقتی این کار را انجام دادیم تازه متوجه میشویم کار کردن مربیان ایرانی با این امکانات بسیار نازل خود یک هنر بزرگ است. از طرفی رقابتهای لیگ برتر مدام با تعطیلی روبرو میشود و مربیان مجبورند با این تعطیلیها که باعث ناآمادگی بازیکنان میشود، بسازند. هرگاه بازیهای لیگ برتر را تماشا میکنم یاد سیل برگردون میافتم. میدانید سیل برگردون چیست؟ وقتی ما جوان بودیم برای فوتبال بازی کردن به اطراف تهران میرفتیم و با کمترین امکانات و وسایل در زمینهای خاکی دروازه میساختیم و فوتبال بازی میکردیم. به جایی که اینگونه و با کمترین امکانات در حاشیه شهر فوتبال بازی میکردیم سیل برگردون میگفتیم. حالا لیگ ما سیل برگردونی است. پرسپولیس، ذوب آهن، داماش و همه تیمها با کمترین امکانات سیل برگردونی بازی میکنند. من به مربیای همچون منصور ابراهیمزاده اعتقاد دارم اما وقتی کار کردن او در این فضای عاری از هر گونه امکانات را میبینم هیچ گونه قضاوتی نمیتوانم داشته باشم. حتی اگر بهترین مربیان شاغل در بوندسلیگا، لالیگا، سری آ یا لیگ برتر انگلیس به ایران بیایند با این امکانات نازل کیفیت کارشان از بین میرود.
مشکل دیگری که لیگ را در این چند هفته تحت تاثیر خود قرار داد،چه بود؟
مشکلات مالی باشگاهها و بازیکنان را بسیار اذیت کرد. در واقع اولین ضربهای که به تیمها میخورد بابت جو نامطلوبی است که به دلیل پرداخت نشدن مطالبات باشگاهها دراین تیمها به وجود میآید. وقتی یک بازیکن به دلیل بیش از چهار ماه پول نگرفتن، دیگر انگیزهای برای بازی کردن ندارد، در این شرایط مربی مقصر نیست. ما در لیگ برتر این فصل هم ناراضی زیاد داشتیم. هیچ کس نمیتواند این شرایط را تغییر دهد.فدراسیون هم که برای خودش یک تیم باشگاهی به نام تیم ملی درست کرده و با این تیم سر خودش را گرم کرده است. اگر تمام این ضعفها و مشکلات برطرف شود آنگاه میتوان مربیان را نقد کرد و عملکردشان را به درستی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
به لیگ برتر انتقادهای زیادی وارد کردید. همین ضعفها و اشکالات باعث شد دیگر شما را در لیگ برتر نبینیم؟
مساله چیز دیگری است. من ضعفها، تقلبها و خیلی از مسائل دیگر را در لیگ برتر میدیدم اما چون نباید میدیدم من را بیرون کردند. من هنوز هم عضو کمیته آموزش فوتبال آلمان هستم، همین یورگن کلوپ مشهور (سرمربی دورتموند) سر کلاس من نشست و من به او درس دادم، اما متاسفانه در ایران من را نمیخواهند. من مسائل زیادی را در فوتبال ایران دیدم. البته الان هم چندان بیکار نیستم و یک تیم رسانهای را تمرین میدهم و هدایت میکنم. من دیگر نمیخواهم با این فوتبال ارتباطی داشته باشم.
هیلدا حسینیخواه / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: