از نقش جدی «دهلیز» تا نقش کمدی «دودکش»

سریال «دودکش» و فیلم «دهلیز» فرصت خوبی را برای شناختن بهتر ​محمدرضا شیرخانلو​ فراهم می‌کند. دو اثری که این بازیگر کودک در آنها نقشی کاملا متفاوت را بازی می‌کند. دودکش فضایی طنزآمیز دارد و شیرخانلو در آنجا با شوخی‌هایش مخاطب را می‌خنداند. اما دهلیز فیلمی اجتماعی است که می‌خواهد احساسات تماشاگر را تحت تاثیر قرار دهد.
کد خبر: ۶۰۴۰۰۶

یکی از بهترین لحظات بازی شیرخانلو در فیلم جایی است که این پسربچه در کلاس درس با بچه‌ها درباره شغل پدرش حرف می زند و مورد تمسخر همشاگردی‌هایش قرار می‌گیرد. او واقعا فکر می‌کند پدرش در زندان کار می‌کند و در لحظه گفتن این دیالوگ می‌شود صداقت را در چشمانش مشاهده کرد. بازی او در سکانس‌های ملاقات زندان هم خوب از آب درآمده است. او ابتدا حضور یک فرد غریبه را تحت عنوان پدر نمی‌پذیرد. اما بتدریج با ​رضا عطاران​ انس می‌گیرد و او را تکیه‌گاهی برای زندگی‌اش می‌یابد. در پایان، گره فیلم با حضور این بازیگر کودک باز می‌شود. مادر می‌خواهد فرزندش را به مدرسه بفرستد اما قاضی احساس می‌کند ​ این پسربچه می‌تواند در آخرین لحظه‌های اجرای حکم اعدام، دل شاکیان پرونده را به​درد بیاورد.

شیرخانلو در این فیلم به گونه‌ای بازی می‌کند که برای اولیای دم راهی جز رضایت دادن نمی‌ماند. او در سریال دودکش نقش یک پسربچه باهوش و بامزه را بازی می‌کرد. پوریا پسر هومن برق‌نورد (پیروز) بود و چون در بیشتر سکانس‌ها اعضای خانواده را ​ کنار هم می‌دیدیم او هم حضور پررنگی در سریال داشت. به عنوان مثال در لحظه‌ای که خانواده پیروز داشتند اسم و فامیل بازی می‌کردند او هم یکی از شرکت‌کنندگان در مسابقه بود. در سکانس دادگاه که قرار بود همه درباره بهروز (امیرحسین رستمی) اظهارنظر کنند، پوریا توضیح داد که یک بار بهروز ساندویچ نون و پنیرش را از داخل کیف مدرسه‌اش برداشته است! پوریا در قسمت‌های پایانی با ماجرای بیماریش به شخصیت اصلی و محوری سریال بدل شد و حضورش در خدمت این پیام قرار گرفت که دور هم بودن اعضای خانواده پیروز مهم‌ترین سرمایه‌شان به شمار می‌رود.

شیرخانلو با آن‌که هشت سال دارد حضور در فیلم‌ها و سریال‌های زیادی را تجربه کرده است. بازیش در تلویزیون با سریال «چک برگشتی» آغاز شد. او همراه با پدربزرگش برای دیدن مسابقه فوتبال به ورزشگاه رفته بود. یکی از دوستان سیروس مقدم او را دید و احتمال داد که می‌تواند به درد سینما و بازیگری بخورد و...

در شرایطی که خیلی از بازیگران با مشکل بیکاری دست و پنجه نرم می‌کنند سر محمدرضا خان حسابی شلوغ است. او با سن کم​ برخی پیشنهادها را رد می‌کند. مشکل بزرگ کار کردن با این پسربچه هشت ساله این است که او بخوبی سواد خواندن و نوشتن ندارد و نمی‌تواند فیلمنامه‌ها را بخواند. او با دنیای صدا و دوربین و حرکت آن قدر گرفتار شده که دیگر وقتی برای خواندن درس و مشق‌هایش ندارد. محمدرضا شیرخانلو سال گذشته در بخش ​نگاه نو​ جشنواره فیلم فجر نامزد سیمرغ بلورین دستاوردهای فنی و هنری شد. با این حساب باید او را یکی از شاگردان خوب کلاس سینما دانست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها