استفاده از مشاوره و مراجعه به روان شناس ، یکی از روش های دیگری است که در برخی موارد می تواند در رفع برخی مشکلات موثر باشد. در صورتی که درست و بموقع از کمک مشاور استفاده کنیم ، هم از میزان تنش ها و فشارهای عصبی مان کاسته می شود ، هم عملکرد بهتری در مواجهه با مسائل خواهیم داشت.
نیلوفر ملک زاده ، روان شناس و مشاور خانواده می گوید: «در مواجهه با هر مساله ای ، مراجعه به متخصص ، بهترین روش است. همان طور که در شوون دیگر زندگی ، ترجیح می دهیم از آدمهای متخصص استفاده کنیم ، شاید بهتر باشد در تصمیم گیری ها و حل مشکلاتمان هم از کمک کسی استفاده کنیم که مهارت و تخصص لازم را برای حل آن مساله داشته باشد.» به لحاظ فرهنگی ، این باور در میان ما وجود دارد که مسائل ذهنی و روحی و مشکلات مختلف خانوادگی و اجتماعی مان را یا باید پنهان کنیم یا از طریق دوستان و افراد نزدیک خانواده حل کنیم ؛ اما از آنجا که هیچ معلوم نیست دوستان و نزدیکان ما، درباره مساله ما مهارتی داشته باشند، نتیجه گاه می تواند معکوس شود: «عادت به استفاده از مشاوران غیر متخصص ، می تواند مشکل فرد را چند برابر کند. افراد برحسب شرایط و عرف ، گاه راه حل های نادرستی ارائه می دهند که وضعیت فرد را بدتر می کند. نمونه ای از این مشاوره های نادرست ، این است که افراد عموما به نادیده گرفتن مشکل تشویق می شوند یا واکنش های نادرست و غیرعلمی به آنها پیشنهاد می شود.»
ملک زاده با گفتن این مطلب تاکید می کند: «باید این فرهنگ را ایجاد کرد ، که مراجعه به متخصص ، می تواند روند حل مشکل را تسریع کند.» در مقابل ، بسیاری از افراد معتقدند روان شناسان و مشاوران ، مشکل را تشدید می کنند. خانم 25 ساله ای معتقد است: «مشاوران ، گاه دنبال ریشه های غیرمرتبط و نادرستی در وجود افراد می گردند که تنها باعث پررنگ شدن مسائل و مشکلات فرد می شود. آن ها وقتشان را صرف مسائل پیچیده ای می کنند که در لحظه به درد فرد نمی خورد. در حالی که بسیاری از مشکلات روحی و روانی فوری اند و باید سریعا درباره آنها تصمیم گرفت.»
این خانم که مدتها در جلسات مشاوره شرکت کرده است و تجربه استفاده از دارو را هم داشته ، می گوید: «نمی توانم بگویم این تجربه ها ناخوشایند بود ؛ اما در خیلی از موارد مشاوران نتوانستند مسائلم را حل کنند.» یک دلسوزی و ترحم پنهان درباره کسانی که از مشاوره های روانی استفاده می کنند. از سوی جامعه وجود دارد. پسر جوانی می گوید: «مراجعه به این جور جاها، باعث می شود دیگران آدم را مشکل دار فرض کنند. از بین بردن چنین برداشتی ، کار خیلی سختی است.»
ملک زاده می گوید: «نمی توان انکار کرد که به خاطر پیچیدگی های زندگی امروز و تغییراتی که در وضعیت فرهنگی ایجاد شده است ، گرایش به استفاده از این روش ها بیشتر شده است. با این حال هنوز جایگاه مناسبی برای این نیاز مبرم ، پیدا نشده است.
همه سازمان ها و بخش های جامعه ، نیاز به افرادی دارند که با آرامش و سلامت روانی ، در جامعه حضور داشته باشند، اما فرهنگ مشاوره ، هنوز در مدارس ، سازمان ها و خانواده ها، کارکرد پیدا نکرده است.»
مشاوره های چند ده هزار تومانی
یکی دیگر از مشکلاتی که در راه این فرهنگ سازی وجود دارد، شرایط دشوار حاکم بر این نظام است.از مسائلی که افراد در بیان علت بی تمایلی خود بیان می کنند ، هزینه های بالای استفاده از این مشاوره هاست.
خانمی می گوید: «بدم نمی آید برای حل بعضی مشکلاتم از مشاور و راهنما کمک بگیرم ، اما توان پرداخت هزینه های بالای آن را ندارم.» برای استفاده از جلسات مشاوره ، آن هم جلسات مشاوره افراد خبره و با تجربه ، باید مدتها در انتظار بود: «از 6 ماه پیش به مطب یکی از روان شناس های معروف تلفن کرده ام. قرار است با من تماس بگیرند، اما هنوز این اتفاق نیفتاده.»
تازه بعد از آن که اولین جلسه تشکیل شود ، مشکلات دیگری در راه است: هر جلسه حداکثر 45 دقیقه است. در این 45 دقیقه نمی توان همه ابعاد یک مساله را بررسی کرد. تا برگزاری جلسه بعدی ، وقفه ایجاد می شود و مساله متوقف می ماند. برای این 45 دقیقه ، باید رقم سنگینی پرداخت. بسته به شهرت و موقعیت مشاور این رقم متفاوت است و چیزی حدود ده ، بیست ، سی و چهل هزار تومان هم تعیین می شود. اگر فرد دست کم یک جلسه در هفته از مشاوره استفاده کند ، باید رقمی بین 40 تا 120 هزار تومان بپردازد.بدیهی است که پرداخت این هزینه ، بدون استفاده از سوبسید و کمک بیمه و....
برای بسیاری دشوار است. ملک زاده ، تایید می کند: «برای این که یک مشاوره کامل و موثر اتفاق بیفتد، باید استمرار وجود داشته باشد.» با شرایطی که گفتیم ، خیلی از افراد ترجیح می دهند، مشاوره را رها کنند ، نتیجه آن می تواند نامطلوب باشد: معلوم نیست فرد در ادامه ، مساله اش را چگونه حل کند. آنچه مسلم است ، برای تشویق و ترغیب جامعه به سمت استفاده از این نوع خدمات ، باید همزمان هم شرایط مناسب را از نظر کیفیت ارائه خدمات فراهم کرد و هم امکان استفاده از آن را از نظر اقتصادی و سهل الوصول بودن ایجاد کرد.
در این صورت می توان انتظار داشت با جهت دهی های مناسب ، زمینه حل مشکلات روانی ، فردی و اجتماعی فراهم شود و جامعه از لحاظ روانی به سوی فضای سالم تری هدایت شود.
|
سرانه بهداشت روانی ؛ هرنفر 13 ریال
ایران در حالی گران ترین کشور بیماران روانی است که طبق آخرین آمار وزارت بهداشت 21 درصد افراد جامعه ما، یعنی چیزی در حدود 12 میلیون نفر، دچار اختلالات روانی هستند. در سراسر کشور، 25.9 درصد زنان و 14.9 درصد مردان مبتلا به اختلالات روانی هستند. به عبارتی این اختلالات در زنان 2برابر مردان است. طبق آمار اداره بهداشت روان وزارت بهداشت ، 28 هزار نفر در کشور به بیماری مزمن روانی مبتلا هستند.
از طرفی سرانه هر ایرانی برای بهداشت روان در سالهای گذشته 13 ریال بوده که این مبلغ در سالهای اخیر نیز ، تفاوت چندانی نداشته است. این عوامل ، همان چیزی است که درمان ، پیشگیری و رسیدگی به این بیماران را با مشکل روبه رو می کند، تا جایی که با وجود فراگیری و خطرناک بودن این نوع اختلالات هنوز این بیماریها جزو بیماری های خاص شمرده نمی شود. درخصوص درمان این بیماران نیز 2 مشکل به شکل حاد گریبانگیر این بیماران است ؛ برخورد نامناسب جامعه با این افراد و گران بود داروها.
متاسفانه باوجود این که بسیاری از بیماران با درمان مناسب و بموقع ، همچون دیگر افراد جامعه می توانند در جامعه حضور داشته باشند ، اما به دلیل نبود برخورد مناسب در جامعه ، حتی خانواده ها ، نه تنها درمان این بیماران مختل می شود ، بلکه حتی در تشدید بیماری هم بی تاثیر نخواهد بود. البته در این خصوص فرهنگ سازی و ارائه برنامه های آموزشی در رسانه های تصویری ، صوتی و مکتوب و حتی برگزاری کارگاه های بهداشت روان در محلات می توانند تاثیر به سزایی داشته باشد.
درخصوص مشکل دوم که به هزینه درمان این بیماران برمی گردد، مشکل گرانی دارو در اولویت قرار دارد ؛ چرا که با توجه به بالا بودن هزینه های درمان بیماریهای روانی در کشور و تقبل نکردن این هزینه ها از سوی بیمه ها، بیشترین هزینه درمان بیماریهای روانی در جهان ، از سوی بیماران روانی ایرانی پرداخت می شود. به اعتقاد کارشناسان راه حل این مشکل ، تولید دارو در ایران و تحت پوشش بیمه قراردادن بیماران روانی است. |