در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مجموعه که شاهد پخش مجدد آن از شبکه تماشا هستیم ازجمله کارهایی است که در دهه 1360 بشدت مورد توجه عموم مردم قرار گرفت و به نوعی جریانساز شد. ملودرام که عنوان پرطرفدارترین گونه در سینما و تلویزیون کشورمان را یدک میکشد، آینه را شکل داده و بخش مهمی از قوت خود را از آن گرفته است. تمرکز روی خانواده را میتوان نقطه قوت آن دانست، چراکه حول محور آن میتوان داستانهای بسیاری به وجود آورد و موقعیتهای نمایشی زیادی خلق کرد.
لطفی به عنوان کارگردان و طراح برنامه در اینجا به سراغ خانوادههایی کاملا ایرانی با مختصات ویژه آنها رفته و داستانهای ساده، اما کاملا باورپذیر خود را در چنین بستری روایت کرده است. اختلافهای زن و شوهرهای جوان در آینه به سوژه اصلی تبدیل شده و بخش مهمی را به خود اختصاص داده که با توجه به گستردگی مضمون یاد شده کاملا موجه به نظر میرسد. نویسنده آینه در بخشهای یاد شده به شکلی ساده و بیپیرایه به مشکلات زوجهای جوان ربع قرن پیش کشورمان پرداخته و موضوعهایی همچون تجملگرایی، مردسالاری و... را مورد بحث قرار داده و قضاوت را به بینندگان خویش واگذار کرده است. در کنار اینها به معضل همیشگی آپارتماننشینی نیز اشاره شده و از زوایای گوناگون همچون رعایت حقوق همسایه و... به آن پرداخته شده است. لطفی برای قضاوت بهتر، دو روایت را برای یک قصه برگزیده و آن را با عنوان «زندگی شیرین میشود» در برابر روایت تلخ اولیه قرار داده و پیام خود را چنین به مخاطبانش منتقل میکند. این ترفند ساده، اما بسیار موثر بشدت به کار آینه آمده و آن را به نقطه قوت آن تبـــدیل کرده، به گــونهای که پس از گذشت سالها هنوز بینندگان، این «زندگی شیرین میشود» را از یاد نبردهاند.
غلامحسین لطفی به عنوان صاحب اثر در کنار توجه به فیلمنامه و پرداخت شخصیتها در مقوله اجرا نیز نوآوریهایی (البته در قیاس با مجموعههای تلویزیونی دهه 1360) به خرج داده که همانا مهمترینش استفاده از تکنیک فاصلهگذاری در روایت قصههاست. این تکنیک تئاتری که ابداعکننده آن برتولت برشت آلمانیتبار است ابتدای هر قسمت از کار مورد استفاده قرار گرفته و بازیگران با معرفی خود و نقشهایشان، خود را از نقشها جدا و نمایشی بودن موقعیتها را به مخاطبان خویش گوشزد میکنند. نمایش پشت صحنه مجموعه و دوربینها و عوامل فنی در آن سالها برای بینندگان بسیار جذاب بوده و لطفی با این کار دو هدف را نشانه رفته: نخست نشان دادن پشت صحنه کار و دیگری فاصلهگذاری برای جذابتر شدن روایت که تقریبا در هر دوی آنها نیز موفق بوده است.
مهمترین نقطه قوت آینه را میتوان گروه بازیگران آن دانست که بیشتر آنها پیشینه تئاتری داشته و برای فرورفتن در قالب نقشهای مختلف مشکلی پیش روی نداشتند. سیاوش تهمورث، زندهیادان جمشید اسماعیلخانی، مهین شهابی و جواد خدادادی در نقشهای گوناگون، شمایلی واقعی و باورپذیر خلق کرده و رنگ و بوی خاصی به آنها بخشیدهاند. این همان حلقه گمشدهای است که بسیاری از مجموعههای تلویزیونی فاقد آن بوده و لطمات بیشماری از سوی آن دیدهاند. تنوع بازیگران نیز دست کارگردان را در ارائه شخصیتهای متفاوت باز گذاشته و از کمدی تا ملودرام را پوشش داده است. برای نمونه میتوان به فردوس کاویانی اشاره کرد که طنز ظریفی در بازیش نهفته و آن را باید با بازی کاملا متفاوت جواد خدادادی مقایسه کرد. البته محدودیت بازیگران نیز لطماتی به پیکره مجموعه وارد کرده که همانا مهمترینش ناهمخوانی سن و سال بازیگران ذکر شده با برخی نقشهاست. همین مساله سبب شده لطفی به گریمهای اغراق شده روی آورد که این اتفاق بخصوص در بازپخشهای آینه بشدت توذوق زده و غلوشده جلوه میکند. سادگی بیش از اندازه طراحی صحنه و لباس نیز با توجه به هزینه پایین تولید این مجموعه، دیگر نقطه ضعف کار محسوب میشود که سازندگانش با تکیه بر خلاقیتهای خود سعی در پوشاندن آن داشتهاند.
پخش مجموعه تلویزیونی آینه در روزهایی که سیما به پخش مجموعههای متعدد در ساعات مختلف همت گماشته، میتواند ترازوی خوبی برای مقایسه این دو دوره بوده و نویسندگان و کارگردانهای تلویزیونی را به راههای تازهای با بهرهگیری از فرمولهای قدیمی، اما همچنان کاربردی رهنمون کند.
محمد جلیلوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: