در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جواد یک خواهر و یک برادر دارد. او در خانوادهای معمولی بزرگ شده، اما هم خودش و هم برادرش سابقهدار شدهاند. او میگوید: «قبل از آن دو بار دستگیر شدم، هر دو بار هم اتهامم سرقت به عنف خودرو بود. به عنوان مسافر سوار ماشینها میشدم. از راننده میخواستم به محلهای خلوت برود، چون ماشین را دربست کرایه میکردم آنها مخالفت نمیکردند. بعد در فرصتی مناسب با تهدید راننده را پیاده و با ماشین فرار میکردم.»
متهم ادعا میکند نیاز مالی باعث شد سرقتهایش را شروع کند: «من قبل از این کار کابیتساز بودم، اما ماهی 350 تا 400 هزار تومان بیشتر به دست نمیآوردم. آن مبلغ هم خوب بود، اما مشکلات زیادی داشتم چون پدرم فوت شده بود باید خرج مادرم را میدادم. برادرم را با مقداری ماده مخدر کراک گرفتند و به زندان انداختند او به جزای نقدی محکوم شده بود، اما پولی نداشت برای همین هم باید خرج او را در زندان میدادم و هم پولی جور میکردم تا آزاد شود. همه اینها باعث شد دزدیهایم را شروع کنم. فکر نمیکردم گیر بیفتم، اما حالا سومین مرتبه است که دستگیر شدهام.»
جواد ادامه میدهد: «هر دفعه که دستگیر شدم به خودم گفتم این آخرین بار است و دیگر سراغ دزدی نمیروم، اما وقتی آزاد شدم بعد از مدتی دوباره این کار را شروع کردم. این دفعه هم نمیخواستم سرقت کنم، اما شرایطی پیش آمد که دوباره به این راه افتادم. اولین بار با همدستم سوار خودرویی شدیم. آن را دربستی کرایه کرده بودیم، اما چون پول نداشتیم وقتی به مقصد رسیدیم راننده را تهدید و ماشیناش را سرقت کردیم. بعد از آن هم ضبط و باند ماشین را برداشتیم
و فروختیم.»
این دزدی باعث شد دوباره جواد به کارهای گذشتهاش روی بیاورد. او میگوید: «همدستم که دیده بود به چه راحتی میشود سرقت کرد به من گفت این کار را ادامه بدهیم، من هم قبول کردم. شگردمان این بود که رانندگان را به مکانهای خلوت بکشانیم و با تهدید آنها را وادار کنیم تسلیم شوند. اصلا قصد نداشتیم به کسی صدمهای بزنیم البته من همیشه چاقو همراه داشتم، اما هیچوقت از آن استفاده نکردم. یکبار هم رانندهای که در برابرمان مقاومت کرد او را کتک زدیم، اما از چاقو استفاده نکردم. چون ما دو نفر بودیم اطمینان داشتیم زورمان به رانندگان میرسد و دلیلی ندارد از چاقو استفاده کنیم.»
جواد و همدستش سرقتهای زیادی را مرتکب شدهاند. او تعداد سرقتها را نمیگوید و به گفتن این جمله اکتفا میکند که زیاد دزدی میکردیم. آنطور که متهم میگوید از این راه پول زیادی نیز به دست میآورد: «ما بعد از هر سرقت ضبط و باند ودیگر وسایل به دردبخور ماشینها را برمیداشتیم و خود آنها را کنار خیابان رها میکردیم. نمیخواستیم به کسی ضرر زیاد بزنیم وگرنه خود ماشینها را میفروختیم. همان درآمدی که داشتیم بس بود.»
متهم سرش را به نشانه تاسف تکان میدهد و در ادامه اظهاراتش میگوید: «من بیشتر پولی را که درمیآوردم خرج تفریح خودم و دوستانم میکردم کمی از آن را به مادرم میدادم و بقیهاش را هم برای برادرم نگه میداشتم. با چند مالخر آشنا بودم که میدانستند اجناسی که به آنها میدهم دزدی است با وجود این از من میخریدند و به نسبت بقیه پول بهتری هم میدادند، اما یک ریال از آن پول برایم نماند. دو دفعه قبلی در زندان تاوان پس دادهام و این دفعه هم همینطور است، اما این بار توبه کردهام و میخواهم واقعا بعد از آزادی دیگر سراغ کار خلاف نروم.»
جواد حرفهایش را این طور به پایان میبرد: «اگر از همان اول سراغ دزدی نمیرفتم و به شغل کابیتسازی میچسبیدم الان برای خودم کسی شده بودم و درآمد زیادی داشتم. تمام اشتباه من این بود که میخواستم میانبر بزنم و مشکلات مالی را براحتی و بدون هیچ زحمتی برطرف کنم. پول بیزحمت هم از راه خلاف به دست میآید. ایکاش همان دزدی اول را انجام نداده بودم. آن طور خیلی راحتتر بود تا اینکه الان بخواهم توبه کنم. ضمن اینکه با سابقههایی که دارم دیگر بدنام شدهام و کسی حاضر نیست کاری به من بدهد.»
داوود ابوالحسنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: