زنان و مردان چرا و چگونه همسران خود را به کام مرگ می‌کشانند

من همسرم را کشته​ام

صدای جیغ یک زن ناگهان سکوت شب را می‌شکافد. صدا از داخل خودرویی است که کنار خیابان پارک شده است. دو جوان رهگذر کنجکاو می‌شوند و جلو می‌روند. زن و مرد داخل خودرو نشسته‌اند و مرد مرتب بر سر و صورت زن می‌کوبد و ناسزا می‌گوید. دو جوان می‌دانند کاری از دستشان برنمی‌آید. آن دو کی هستند و چرا با هم درگیر شده‌اند؟ بهتر است پلیس را خبر کنند. مداخله خودسرانه در این نوع وقایع می‌تواند فاجعه‌بار باشد. یکی از جوان‌ها تلفن‌ همراهش را از جیب درمی‌آورد.
کد خبر: ۵۹۰۳۰۲

زن ناگهان در خودرو را باز می‌کند و به خیابان می‌دود. مرد هم از پشت فرمان خودرو پیاده می‌شود و دنبال او شروع به دویدن می‌کند. چاقویی در دست دارد؛ بزرگ و تیز. نفس دو جوان در سینه حبس شده است. همچنان کاری از دستشان برنمی‌آید. مرد به زن می‌رسد و ضربه اول را وارد می‌کند و ضربات بعدی را پی در پی می‌زند و به سرعت خودش را هدف می‌گیرد. جویی از خون روی آسفالت خیابان پهن می‌شود. دو شاهد با پلیس 110 تماس می‌گیرند و مکان را اعلام می‌کنند؛ خیابانی فرعی در غرب تهران.

ماموران پلیس و امدادگران اورژانس از راه می‌رسند. زن در همان ضربات اول جانش را از دست داده، اما مرد هنوز نفس می‌کشد و باید به سرعت منتقل شود.

دو جوان فقط تا اینجا از ماجرا خبر دارند و گفته‌هایشان توسط پلیس ثبت می‌شود و جملات بالا سرنخی در اختیار کارآگاهان قرار می‌دهد تا موضوع را پیگیری کنند اما چند ساعت بعد از بیمارستان خبر می‌رسد مرد هم به خاطر شدت ضربات جانش را از دست داده است. مرگ او به‌عنوان خودکشی ثبت و در ادامه روشن می‌شود این دو زن و شوهر بودند و از قبل اختلافاتی با هم داشتند تا این‌که کشمکش‌شان در خیابان به وقوع چنین جنایت فجیعی منجر شد. این پرونده دو هفته پیش، در ساعت 23 یکی از شب‌های میانی مرداد تشکیل شد و تحقیقات در این خصوص همچنان ادامه دارد.

قتل‌های خیابانی اتفاق چندان تازه‌ای نیست. سال‌هاست که حدود یک‌چهارم از جنایت‌های به وقوع پیوسته در کشور در این زیرمجموعه جا می‌گیرد.

هنوز از دلایل جنایت شبانه در غرب تهران اطلاع دقیقی در دست نیست و انگیزه‌ها هنوز فاش نشده است اما اعتیاد یکی از زوجین، سوءظن، خیانت و اختلافات خانوادگی ناشی از عدم تفاهم از جمله انگیزه‌های رایج در این‌‌گونه جنایت‌هاست.

مجید ـ م یکی از مردانی است که به جرم قتل همسرش در زندان به سر می‌برد.

او در اعترافاتش گفته است: من و زنم هشت سال پیش از قتل با هم اختلاف داشتیم. همسرم خیلی بهانه‌گیر بود و همیشه اذیتم می‌کرد. در آن هشت سال بسختی کارهایش را تحمل کردم اما روز حادثه دیگر طاقتم تمام شد.

مطمئن شده بودم می‌خواهم او را بکشم. زنم را به زیرزمین بردم و تصمیم خودم را با او در میان گذاشتم. زنم هیچ مقاومتی نکرد حتی گفت او هم از این زندگی خسته شده و مرگ برایش بهتر است من هم روسری‌اش را دور گلویش پیچیدم و او را کشتم.

اختلافات خانوادگی طولانی مدت در موارد زیادی به وقوع جنایت منجر شده است. حسن ـ س یکی دیگر از این متهمان است. او می‌گوید: خیلی وقت بود با همسرم اختلاف داشتم و بارها با هم دعوا کرده بودیم. حتی او از من شکایت و برایم دردسر درست کرده بود. ما دختر بزرگی داشتیم که سر کار می‌رفت روز حادثه وقتی او خانه را ترک کرد من با زنم صحبت کردم تا شکایتش را پس بگیرد اما او گفت چنین کاری نمی‌کند. همسرم فحش داد و من عصبانی شدم. وقتی با هم‌درگیر شدیم اول ضربه‌ای به سرم زد. سرم شکست و خون آمد. آنقدر عصبانی بودم که نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و او را با یک تکه سیم خفه کردم و از ترس از خانه فراری شدم.

نقش انواع مواد مخدر بویژه مواد صنعتی مانند شیشه نیز در این‌گونه جنایت‌ها پررنگ است. علی ـ ب که به اتهام همسرکشی در زندان به سر می‌برد، وقتی برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران منتقل شد، چنین گفت: چون به شیشه اعتیاد داشتم زنم بهانه‌گیری می‌کرد و می‌گفت من مشکل روانی دارم. او می‌خواست مرا در بیمارستان بستری کند ما همیشه سر این موضوع با هم اختلاف داشتیم تا این‌که یک روز با مشت و لگد حسابی کتکش زدم او هم شکایت کرد. بعد از آن اختلافات‌مان بیشتر شد تا این‌که او را کشتم.

سعید ـ م، مردی معتاد به شیشه است که کاری مشابه انجام داده و اکنون در زندان به سر می‌برد.

او می‌گوید: آن روز شیشه کشیده بودم و اصلا حالم خوب نبود وقتی به خانه برگشتم سر موضوعی با زنم جر و بحث کردیم. زنم خیلی اذیت می‌کرد و زندگی را برایم سخت کرده بود.

در جریان دعوا کتکم زد من هم عصبانی شدم و ضربه‌ای به او وارد کردم که باعث مرگش شد. من نمی‌خواستم دست به قتل بزنم ولی آن لحظات تحت تاثیر شیشه بودم و اصلا نفهمیدم چه کار می‌کنم بعد هم از این کار پشیمان شدم.

در این میان زنان نیز گاه به دلیل اختلافات کش‌دار مرتکب شوهرکشی می‌شوند اما اغلب زنان همسرکش برای ارتکاب جنایت از فرد سومی کمک می‌گیرند وگاه به دلیل دل‌بستن به همین مرد، جسارت ارتکاب قتل را پیدا می‌کنند.

منصوره ـ ف، زنی است که در قتل شوهرش دخالت داشته و با پسرعمویش برای این جنایت همکاری کرده است. او می‌گوید: رابطه من و پسرعمویم از یک سال پیش به صورت تلفنی شروع شد و من تصمیم گرفتم از شوهرم جدا شوم و با او ازدواج کنم.

ما بعد از مدتی بشدت به هم علاقه‌مند شدیم طوری که احساس می‌کردیم بدون هم نمی‌توانیم زندگی کنیم. از طرفی شوهرم مرا طلاق نمی‌داد. برای همین نقشه قتل او را کشیدیم. طبق نقشه من در شام شوهرم قرص خواب‌آور ریختم و او بعد از خوردن از حال رفت بعد پسرعمویم به خانه ما آمد و آنقدر به سر همسرم ضربه زد تا او را
کشت.

زن دیگری به نام منیره درباره چرایی قتل شوهرش می‌گوید: او مرد فاسدی بود. اصلا اخلاق را رعایت نمی‌کرد و کارهایی انجام می‌داد که واقعا غیرقابل تحمل بود.من همیشه با او سر این موضوع درگیری داشتم اما رفتارهایش را اصلاح نمی‌کرد تا این‌که با پسر همسایه‌مان دوست شدم و با او درددل کردم. آن پسر همه رازهای من را فهمیده بود و بالاخره قبول کرد شوهرم را بکشد تا مرا از این زندگی فلاکت‌بار نجات بدهد.

او همسرم را در خیابان با چاقو به قتل رساند. فکر می‌کردم کسی متوجه ماجرای قتل نمی‌شود حتی وقتی ماموران سراغم آمدند گفتم از هیچ‌چیز خبر ندارم اما بالاخره این راز برملا شد و من و پسر همسایه را دستگیر کردند.

سال‌هاست کارشناسان و محققان درباره ریشه‌های همسرکشی به بررسی پرداخته و نتایجی را هم اعلام کرده‌اند اما از بین بردن زمینه‌های چنین جنایت‌هایی کار ساده‌ای نیست و به زمان طولانی و همکاری گسترده خانواده‌ها، سازمان‌های دولتی و نهادهای مردمی نیاز دارد.

زهرا الیاسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها