
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
ابراهیم اهل روستای «بالادزا» در استان مازندران است، آن روز که سوار آن پیکان شد و کیف را کف ماشین پیدا کرد، فقط 12 سال داشت و میخواست به سینما برود، اما پایش که نزدیک ایستگاه «راهبند»، کیف را لمس کرد، از مغزش فرمان رسید آن را بردار.
او کیف را برداشت، داخلش را نگاه کرد، پولهای درون آن را دید، اما جرات نکرد کیف را به راننده بدهد، چون میترسید راننده یا او را دزد کیف بداند و تحویل پاسگاهش بدهد یا خودش کیف را بردارد و به دست صاحبش نرساند. برای همین ابراهیم بیصدا کیف را برداشت و با خودش برد.
در خانه هم ابراهیم حرفی نزد، چون میدانست اگر از کیف پول حرفی بزند همه او را دزد میدانند. خودش هم کوچکتر از آن بود که بتواند صاحب کیف را که اهل روستای «هولار» ساری بود، پیدا کند.
همین شد که کیف مشکی «ماریا» متولد سال 53 که 21 سال پیش هجده ساله بود، دست نخورده باقی ماند. ابراهیم میگوید در تمام این سالها کیف را گوشهای از صندوق چوبی اتاقش پنهان کرده و تنها دستبردی که به کیف زده یک عکس خواننده خارجی بود که ابراهیم همیشه دوستش داشت.
اما این کیف کمکم فراموش شد و ابراهیم هم کمکم بزرگ تا این اواخر که او خانه پدریاش در روستای بالادزا را از نو ساخت و وسائل کهنه را دور ریخت و دوباره چشمش به کیف پول افتاد.
کیف پول قهوهای رنگ ماریا که حالا گذر زمان آن را کمی پوسته پوسته کرده مثل یک موزه میماند. پولهای داخل آن را که شمردیم 2190 تومان اسکناس بود و 11 تومان پول خرد، از آن سکهها و اسکناسهایی که حالا دیگر از رده خارج شده و آنقدر بیارزش است که فقط به درد تماشا میخورد.
محتویات این کیف کاملا دخترانه است؛ چهار دکمه بنفش، یک دکمه سبز بزرگ، یک سنجاق قفلی کج و پنج بلیت اتوبوس یک تومانی که یادمان میاندازد از 21 سال پیش تا به حال همه چیز چقدر تغییر کرده است.
داخل کیف پول ماریا یک فال حافظ هم هست، به تاریخ بیست و هشتم خرداد سال 71 با این مضمون: «فال شما بسیار خوبست، اما یک انتظار روحی شما را ناراحت میکند. به خدا توکل کن انشاالله به مرادت میرسی».
معلوم نیست ماریا چه نیت کرده که فالش این درآمده، اما اگر شعر حافظ با گم شدن کیف او ربط داشته باشد، معنیاش این است که بزودی ماریا به گمشدهاش میرسد.
ابراهیم هم همین را میخواهد، او عهد کرده اگر ماریا این نوشته را بخواند و از دفتر روزنامه سراغ کیفش را بگیرد، امانتی را به او پس بدهد و اگر اینچنین نشد خودش تا روستای دورافتاده هولار برود و کیف را به صاحبش برساند.
ما هم در روزنامه منتظر تماس ماریا که 21 سال پیش فقط 18 سال داشت، میمانیم تا کیف پولش را به او برگردانیم؛ هرچند آن 2190 تومان در سال 71 بیش از اینها ارزش داشت، اما کار «ابراهیم اطهری» هم خیلی ارزشمند است؛ هرچند خیلی دیر به انجام آن اقدام کرده است.
مریم خباز - گروه جامعه
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
با مسعود کاویانی، درباره تاریخچه، روند شکلگیری و افقهای پیش روی رادیو معارف گفتوگو کردیم
گپوگفت «جامجم» با چند هنرمند رادیویی در آغاز سال جدید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با حجتالاسلام مصباحی مقدم دکتر پیغامی و دکتر صمصامی مطرح شد